بحث من درباره جذابيتهاي داعش و ايدئولوژي داعشيزم است. به نظر من داعش در نوع خود داراي جذابيتهايي است كه پيروان را به سوي خود ميكشاند من اين جاذبهها را به پنج دسته تقسيم كردم:
الف- جاذبه جنسي: از آنجا كه اكثر جنگجويان و هواداران داعش جوانان هستند، ضرورت پاسخگويي به نيازهاي جنسي آنان در اولويتهاي داعش قرار گرفت. مساله جنسي داراي تابوهاي است كه حتما بايستي با مشروعيتهاي شرعي و يا عرفي آن تابوها را شكست. داعش از مذهب براي رفع آن تابوها استفاده كرد و به نظر من توانست در پيوند مذهب و اميال غريزي زيركانه عمل كند و گسترده وسيعي از جوانان را به سوي خود فرا خواند.
ب- جاذبههاي اقتصادي: بيشتر مردم تحت نظارت داعش فقير هستند و بنگاههاي اقتصادي و سرمايهاي، جذابيت خوبي براي اين دسته از مردم دارد. از اين رو بسياري از مردم با پيوستن به داعش شانس جابجايي طبقاتي را كسب كردند و اين مساله در حركت داوطلبانه به سوي داعش تاثيرگذار بود. در اين موضوع نيز داعش از منبع مذهب بهره ميجويد. «ديگري» در نظر آنان «خودي» نيست و «غير» است و «غير» در اينجا «كافر» و حكمش مشخص است. جنگ با كافر يا شهادت دارد يا پيروزي و غنيمت، بخشي از كشتار داعش با انگيزه تصاحب اموال صورت ميگيرد.
پ- جادبه سياسي: قدرت در نظر داتش يك بازگشت تاريخي و رويكرد ديني دارد. قدرت لباس خلافت ميپوشد و مقدس ميشود. تئوري سياسي داعش بر مبناي حركت به سوي حلقه طلايي قدرت در تمدن اسلامي و يا حتي عصر خلفا و پيامبر(ص) است. داعش از خلا قدرت و ضعف ساختار سياسي منطقهاي بهره جست، از نارضايتي عمومي نسبت به ضعف تاريخي امت اسلامي به ويژه در قرون جديد در برابر استعمار استفاده كرد و شعار بازگشت به عصر طلايي تمدن اسلامي را طرح نمود. از سوي ديگر شكست جنبشهاي نرم و دموكراتيك در كشورهاي عربي و بسته شدن ورود به ساختار سياسي از طريق صندوق راي در بازگشت به مدلهاي جايگزين تاريخي موثر بوده است.
ت- جذابيتهاي ديني و مذهبي: آنان مدعي اصالت و صرهسازي و خلوص ديني هستند خد را به خليفه رسول الله معرفي ميكنند و براي معرفي تفسيرهاي مورد نظر خود از دين از ابزارهاي جديد بيشترين بهره را ميبرند طنز تاريخي در اينجا شكل ميگيرد. انديشه قديم و پوشيده سوار بر ابزار جديد و مدرن ميشود هم در عرصه رسانهاي و هم در بهرهجويي از ابزارهاي نوين جنگي و مواهب زندگي.
ث- جاذبههاي هويتي: انسانها نسبت به هويت وجودي خود بيتفاوت نيستند. رويكرد و نقش داعش در اين زمينه هم سلبي و هم ايجابي بود. آنان تفكرات پان عربيزم ناصر را بدون نام و ايدئولوژي ناصريسم را در پيش گرفتند و از سركوبي هويت اسلامي و ديني در مواجهه با غرب و ايدئولوژيهاي مدرن بيشترين بهره را جستند. بسياري از هواداران داعش در غرب دچار نوعي گمشدگي هويتي بودند و به دنبال احياي هويت قبلي خود به داعش پيوستند به عبارت ديگر حركت از جامعه بيرنگ و بيبو اتميزه شده به سوي سرزمين و هويت اصلي و مادر.
خطر داعش براي ايران
من خطر داعش را در مناطق مذهبيتر سنينشين در ايران ميبينيم. در مناطق مانند بلوچستان و شرق كشور، خوشبختانه در نقاط ديگر ايران به چند دليل داعشيزم مانع جدياي پيش رو دارد كه عبارتند از:
الف- فرهنگي: بيشتر اهل سنت ايران از ناف فرهنگي ايران ارتزاق ميكنند.
ب- مذهبي: بيشتر اهل سنت ايران پيرو شافعي هستند و همان گونه كه ميدانيم شافعي به شيعه از نظر مباني فقهي و كلامي نزديك است.
در سوي ديگر دز ميان اين گروه از اهل سنت ايران تصوف بسيار نفوذ دارد و داعش دشمن اسلام صوفيانه است. از اين رو تقويت هدفمند تصوف در اين مناطق ايجاد ديوار مردمي در برابرداعشيزم است.
ج- قومي: داعش عربمدار است و با اقوام ديگر همانند تركمن و كرد و ايزدي و اهل حق در ستيز شد. و اين ستيزهجويي به نفع ايران است. اين سخن يكي از رهبران داعش كه گفت: «كردها مجوب و ايراني هستند و نميدانيم در سرزمين اعراب چه ميكنند». بيشترين فرصت را براي ما فراهم كرد كه متاسفانه ما توجهي به اين سنخ از فرصتها نميكنيم.
در غرب كشور نيز درگيري داعش با كردها عملا تهديد را جز در موارد نادر از ايران دور كرد و ايران ميتواند دنبال فرصتهاي خود در اين مناطق در جهت بسط انسجام ملي باشد.
نظرات کاربران