دولت یازدهم همانند همه دولتهای گذشته در تصمیمسازی و تصمیمگیریهای اقتصادی بیش از هر چیز به مصالح كلی نظام میاندیشد و سپس تلاش دارد محبوبیت دولت سقوط نكند و سپس راهی برای فرار از معركههای سیاسی جستجو كند و به همین دلیل امكان سیاستگذاری استراتژیك را از خود سلب میكند و به همین دلیل اشتباه نیز میكند.
اما این دوفت نسبت به دولتهای نهم و دهم و حتی دولت اول اصلاحات، اشتباه استرتژیك كمتری كرده است. یكی از دلایل اینكه دولت یازدهم اشتباه استراتژیكی كمتری داشته است سطح انتقادها از كارنامه اقتصادی دولت است. در روزهای اخیر و اتفاقا طرفداران سرسخت محمود احمدینژاد كه توانست ۷۰۰ میلیارد دلار درآمدنفت را به ناكارآمدی تمام هدر دهد امحای سیب زمینی توسط دولت را به مثابه یك خطای بزرگ در بوق كرده است و میخواهد دولت را ناكارآمد جلوه دهد و یا اینكه اعطای وام به خریداران خودرو را یك سیاست ناكارآمد تلقی كند.
در صورتی كه هر كیلو سیب زمینی قیمتی معادل ۲ هزار تومان داشته باشد هر تن سیب زمینی قیمتی معادل ۲ میلیون تومان و قیمت ۱۷۰۰ تن سیب زمینی دفن شده روی هم حدود ۴ میلیارد تومان خواهد شد. بدترین حالت اگر این باشد كه دولت رقمی معادل همین رقم خسارت دهد و سیب زمینی وارد كند با محاسبه قیمت هر دلار معادل ۴ هزار تومان رقم دلاری ارزش سیب زمینی دفن شدن ۴ میلیون دلار میشود.
منتقدان دولت هدر دادن ۴ میلیارد تومان را میبینند، اما ۱۰ هزار میلیارد تومان پولی كه ۲ سال است نزد زنجانی مانده و فقط سود ماهانه آن با نرخ ۲۰ درصد رقمی بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان میشود را نمیبینند یا به اندازه سیب زمینی به آن توجه نمیكنند. با سود یك ماه مورد اتهامی زنجانی میتواند صد میلیون كیلو سیب زمینی خرید.
نظرات کاربران