اما كشاورزی بیشتر از هر چیز به لحاظ مادی نیاز به آب و خاك دارد. بدون آب گیاه رشد نمیكند و بدون خاك نیرومند ریشه گیاهان در زمین جا نمیگیرند. ایران اما با آب و خاك خود چه كرده است؟ آمارهای تكاندهنده از منابع آب را در دو سال سپری شده از فعالیت دولت یازدهم فاش كردهایم اما در باره شرایط خاك ایران كمتر اطلاعات منتشر شده است.
مـؤسـسـه پـژوهـشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی وزارت جهادکشاورزی، در یک بررسی اجمالی از وضع موجود منابع خاکی و تحلیل شرایط خاک کشاورزی ایران، گزارشی از روند تخریب و فرسایش خاک در کشور را ارائه کرده است. بر پایه این آمارها، از مجموع ۵/۱۱۸ میلیون هکتار از منابع خاکی کشور، ۸/۶ میلیون هکتار در وضعیت بحرانی فرسایش قرار دارد و ۸/۴۴ میلیون هکتار با فرسایش بسیار زیاد، ۴۳ میلیون هکتار فرسایش زیاد، ۹/۴ میلیون هکتار فرسایش متوسط و تنها ۱۹ میلیون هکتار هم با شرایط فرسایش کم روبهرو هستند.
براساس آمارها، وسعت خاکهای زهدار که بیشتر در اراضی پایاب سدها تشکیل میشوند، تنها در ۲۳ سال از ۱۶هزار هکتار به ۷۰۰ هزار هکتار رسیده و دلیل اصلی آن مدیریت نادرست آبیاری در کشور است. با نگاهی به وضعیت فرسایش خاک در ایران که میزان رسوبدهی رودخانهها نزدیک به ۳۵۰میلیون تن در سال (۸/۲ تن در هکتار و با در نظر گرفتن بار کف رودخانهها و دریاچه سدها، بیش از ۳ تن در هکتار) است، فرسایش شدید منابع خاک در حوضههای آبخیز گویای واقعیت تلخ دیگری پس از بحران آب است.
وجود نمکهای محلول اضافی یا شوری، وجود گچ، فقر مواد آلی و عناصر غذایی، آلوده بودن منابع خاک کشاورزی، وجود کربنات کلسیم یا آهک، اثرات اقلیمی، خرده مالکی زمینهای کشاورزی و رطوبت و زهدار بودن از جمله چالشهای اصلی منابع خاکی کشور است. به این موارد نقاط ضعف دیگر را هم باید افزود که منجر به روند فزاینده فرسایش خاک در کشور شده است.
نبود مدیریت واحد و سیاستگذاری متمرکز و کلان در بخش خاک، ضعف در ساختارهای اجرایی و کمبود نیروی متخصص و کاردان دولتی، نبود اعتبارهای مورد نیاز با توجه به حجم عملیات اجرایی، نداشتن سیاستهای هدایتی و حمایتی در بخش کودهای آلی و بیولوژیک و جایگزین کردن آن با مصرف بیرویه کودهای شیمیایی، تصمیمگیریهای یکجانبه در اجرای طرحهای خاک بدون نظرخواهی از کشاورزان، مدیریت نادرست و ناپایدار خاک، اعمال روشهای نادرست آبیاری و روشهای غلط کشاورزی، کاهش بهرهوری از زمینهای کشاورزی و خرد شدن اراضی و رعایت نکردن اصول فنی در مراحل کاشت، داشت و برداشت.
در مجموع تمامی عوامل و شرایط نشان میدهد که هر روز منابع خاک و آب کشور محدودتر میشود و همچنان از قانون جامع خاک در کشور بیبهره هستیم. نبود مدیریت بهینه در استفاده از منابع خاک، شفاف نبودن مسئولیت و وظایف دستگاههای مربوط، نبود ردیفهای اعتباری مستقل در بودجه سنواتی برای خاک و رعایت نکردن اصول حفظ منابع خاک کشاورزی در طراحی نقشههای جامع تفصیلی شهرها و هادی روستاهای کشور گواه این مدعاست.
برای حفظ خاك ایران چه باید كرد؟
با در نظر گرفتن میزان و پراکنش بارندگی و منابع آب برای آبیاری و با دیدگاه برنامه ریزی بلند مدت می توان از کل اراضی کشور حدود ۲۷ میلیون هکتار برای کاربری زراعت و باغ به شرح زیر در نظر گرفت :
اراضی برای کشت آبی ۱۰ تا ۱۵ میلیون هکتار و آیش آبی ۳ تا ۸ میلیون هکتار جمع کل اراضی کشت و آیش آبی برای برنامه بلند مدت ۱۸ میلیون هکتار پیشنهاد میشود .
اراضی برای کشت دیم ۲ تا ۴ میلیون هکتار و آیش دیم ۵ تا ۷ میلیون هکتار و جمع کل اراضی کشت و آیش دیم جمعا ۹ میلیون هکتار برای برنامه بلند مدت پیشنهاد میشود .
توصیه میشود ، تدریجا از اراضی دیم کم گردد و با مدیریت بهینه منابع و مصارف آب و افزایش راندمان آبیاری به اراضی آبی اضاقه گردد. در سالهای خشکسالی اراضی آیش بیشتر وکشت وکار کمتر و در پر بارانی ها اراضی برای کشت بیشتر و اراضی آیش کمتر در نظر گرفته شود.
تجمیع اراضی زراعی
خرد وکوچک بودن واحد های بهره برداری در منابع خاک کشاورزی نیزیكی ازچالشهای خاك است.
حدود ۵۲ در صد از بهره برداران کشاورزی کشور کمتر از ۲ هکتار زمین دارند و بیش از ۷۴درصد بهره برداران کشاورزی مالک قطعات ۵ هکتار وکمتر از اراضی هستند . مقایسه این ارقام در دوره های آماری نشان می دهد که مالکیت و مدیریت منابع اراضی و خاک در حال کوچک و خرد شدن است.
این پدیده مدیریت منابع خاک و در مجموع امکان توسعه ، بهره برداری و بهره وری را از منابع خاک محدود می نماید.
برای استفاده از خاك باید انقلاب زمین به راه انداخت و تجمیع اراضی زراعی را هر چه زودتر انجام داد.
نظرات کاربران