dir="RTL">داعش می‌تواند به لحاظ مادی و معنوی اویغورها را با خود كند؟ مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت در این باره نوشته است: گزارش برخی از منابع پاكستانی از جمله روزنامه Karachi Islam اشاره داشت كه بیان كرده بود یكی از رهبران جنبش اسلامی تركستان شرقی به نام عبدل شكور تركستانی كه به همراه برخی از فرماندهان طالبان در حملات هوایی سال ۲۰۱۲ كشته شده بودند، از رهبران نیروهای القاعده و همچنین رییس یكی از كمپ‌های آموزشی در مناطق قبیله‌ای پاكستان بوده است. قبل از وی و بر اساس گزارشات مختلف نیز عبدل حق تركستانی از دیگر سران جنبش اسلامی تركستان شرقی نیز از عناصر اصلی شورای اجرایی القاعده بوده است.

احمد رشید نیز در كتابی با عنوان «خیزش اسلام مبارز در آسیای مركزی» یادآور می‌شود كه حركت جدایی‌طلبان و مبارزان اویغور به سمت پاكستان در دهه ۱۹۸۰و آموزش در مدارس این كشور امروز با بهبود و تقویت توانمندی‌های نبرد و مبارزه ناشی از حضور در افغانستان نیز همراه شده و توانایی عملیاتی آنان را افزایش داده است. در تایید این مساله و حضور اویغورها در افغانستان، كالین پاول وزیر دفاع سابق امریكا نیز در سال ۲۰۰۴ در مصاحبه‌ای با رادیو آزاد آسیا عنوان داشته بود كه ۲۲ نفر از اویغورهای بازداشت شده در افغانستان، در زندان گوانتانامو هستند.

مقامات چینی نیز پس از این مساله بیان داشتند كه بیش از هزار اویغور در افعانستان در حال جنگ و مبارزه هستند. به هر حال فارغ از حجم و تعداد نیروهای اویغور، اتصال و ارتباط این نیروها در قالب جنبش اسلامی تركستان شرقی با سایر گروه‌های بنیادگرا و افراطی از جمله طالبان، القاعده و سایر گروه‌های موجود در آسیای مركزی را نمی‌توان انكار كرد. در ادامه تلاش داریم تا به صورت مختصر به برخی از علل این افزایش ارتباطات و همچنین برخی پیامدهای استراتژیك این مساله داشته باشیم.

یكی از مهم‌ترین پیامدهای گسترش پیوندها و ارتباطات میان اویغورها و داعش و به تبع آن تلاش برای جدایی‌طلبی اویغورها در وهله اول ایجاد تنش و درگیری میان اویغورها و قومیت هان و به تبع آن گسترش بی‌ثباتی و ناامنی مرزی خواهد بود. دومین پیامد مهمی كه می‌تواند فشار استراتژیك بیشتری بر چین وارد آورد در واقع افزایش امكان انفصال در زنجیره تمامیت ارضی كشور و ظهور سیگنال‌های بی‌ثباتی مشابه در مغولستان داخلی، تایوان و تبت است. سومین پیامد مهم دیگر این فرایند تسهیل بیشتر فرایند حضور امریكا در محیط امنیتی چین و بهبود جایگاه هند در رقابت‌های منطقه‌ای به خصوص در افغانستان است.

پیامد راهبردی دیگری كه گسترش داعش به سین كیانگ می‌تواند برای چین دربرداشته باشد در واقع حضور مستقیم اجباری این كشوربه فرایند امنیت سارزی و استفاده از زور است كه هم می‌تواند تصور توسعه صلح‌آمیز این كشور در جامعه بین‌المللی را تا حدودی مخدوش نماید و هم تلاش این كشور برای ایجاد یك «جامعه همنوا» را دچار وقفه نماید. آخرین پیامدی را كه می‌توان در این زمینه ذكر كرد به مخاطره افتادن سرمایه‌گذاری‌های چین در افغانستان و آسیای مركزی و قفقاز و كاهش امنیت خطوط انتقال گاز این كشور است كه طبیعتا می‌تواند تا حدودی در امنیت انرژی چین اخلال ایجاد كند.