از دوران اوج فوتبال عربستان حداقل 10 سال گذشته است، جولان فوتبال آنها از سال 1984 و با فتح جام ملتهای آسیا در سنگاپور در دورهای از این جام آغاز شد که جام قهرمانی به واقع در مشت ما بود و خودمان آن را پایین انداختیم. فتح جام ملتهای 1988 و 1996 آسیا ادامهای بر آن شکوه گذرا بود اما عربستان بازی قدرت را از شروع دهه گذشته (2000) آشکارا به ژاپنی باخته که از 1992 تا به حال 4 دوره جام ملتها را برده و رکورددار شده است.
عربستان البته در جام باشگاههای آسیا خودنماییهایی داشته اما این را نمیتوان به تجلی فوتبال این کشور ربط داد زیرا در این مسابقات استفاده از نفرات خارجی مرسوم و آزاد است و تیمهای عربستانی ید طولایی در این زمینه دارند. آنچه عربستان را تشویق به جهتگیریهای اخیر در قبال ایران در ارتباط با لیگ قهرمانان آسیا و در واقع هر مسابقه فوتبالی تا اطلاع ثانوی کرده، نداشتن ظرفیتهای فنی لازم و تسلیم بودن محض مقابل سیاستمداران این کشور است که چون با ایران اینک رابطهای نامساعد دارند از هر ادواتی برای تقویت این مخالف خوانی بهره میگیرند و سران فوتبال عربستان چنان در قبل این مساله بیاختیار و تسلیم محضند که هرچه به آنها گفته شود، میپذیرند و انجام میدهند.
شایعهسازی و البته تلاش برای همسو کردن امارات و قطر سلاحهای اصلی فوتبال بیمار شده عربستان برای تقابل با فوتبال کشوری است که برخلاف آنها هرگز نیروی ذاتیاش را از دست نداده و همواره توانمند مانده و همین حالا هفت هشت مهره توانا و سزاوار را در چرخههای فوتبال باشگاهی این کشورها (بخصوص لیگ قطر) حاضر دارد.
فرجام کار هنوز مشخص نیست و باید دید «AFC» در قبال زیادهخواهیهای عربستان چه خواهد کرد. انواع شایعات به گوش میخورد که اکثر آنها ساخته ذهن سعودیها است که میخواهند با پرورش دادن آنها بردی را در این عرصه کسب کنند که فرسخها از آن دورند. سوق دادن «AFC» به سوی انتخاب محلهایی بیطرف برای انجام مسابقات تیمهای عربستانی با ایرانیها بیش از آنکه یک پیروزی برای سعودیها باشد نشانه تسلیم شدن آنها در میدان «فنی» و رویکردشان به سلاحهای جنبی است اما این سلاحهای آنان نیز نم کشیده است و کارآیی ندارد.
واکنشهای فوتبال ایران در قبال سمپاشیهای عربستان تا این لحظه منطقی بوده است. کفاشیان و تاج با احتساب این مساله که هنوز چیزی روی کاغذ نرفته و حکمی صادر نشده، میگویند مراحل اداری و کارهای رایج مسابقات لیگ قهرمانان آسیا را همچنان در دست اجرا دارند و ایران امنیت هر میهمانی منجمله عربستان را تامین میکند و توقع دارد که طرفهای مقابل نیز چنین کنند اما ایران حاضر نیست هرگونه تحمیل منافع شخصی از سوی رقبا به AFC را بپذیرد. باید دید کفاشیان به عنوان مسوول فوتبال آسیای میانه در «AFC» تا چه حد میتواند این نهاد را به سوی یک موضعگیری درست در ماجرای اخیر رهنمون کند و از تاج به عنوان رییس سازمان لیگ چه کارهایی برمیآید و سران ورزش ایران کدام تدابیر اضافی را در سر دارند اما در یک میدان «سیاسی شده» باید سیاست باز بود و با مسوولان ورزش کشور است که جواب یاوهگوییها و دروغ پراکنیهای عربستان را به شکلی شایسته و به روشهای دیپلماتیک بدهند و استراتژیهایی درست و دقیق را اتخاذ کنند و آرامش را به عرصهای برگردانند که با توفانسازیهای جعلی سیاسی توسط عربستان و حامیان آنها به نقطهای ناامن و بیثبات تبدیل شده است.
کجا امن تر از ایران؟
نشانه ها از غیب نمی آید. نشانه ها روشن تر از آنی است که بتوان آن را ندید و حتی خود را به ندیدن زد. ایران فارغ از همه تنش های سیاسی و غیرسیاسی منطقه با هر متر و معیاری امن ترین کشور منطقه است. در منطقه ای که تنش، تخاصم، هراس، ترور، جنگ و خون ترجیع بند آن است و فرزند نامشروع برخی حکام تمامیت خواه خاورمیانه، ایران در آرامش کم نظیری روزگار را سپری می کند و توانسته خود را از گزند همه این اتفاقات دور نگاه دارد. نشانه این امنی را باید در تصمیمات فیفا و AFC جستجو کرد. آنجا که ایران میزبان تمام بازی های رسمی منطقه می شود که ناامنی و هراس اجازه برگزاری آنها را در کشور میزبان نمی دهد. افغانستان، سوریه و عراق میهمان های ناخوانده فوتبال ایران هستند که زیر چتر آرامش و امنیت این مرز و بوم بازی های رسمی خود را برگزار می کنند. بازی هایی که یک جمله را فریاد می زنند: کجا امن تر از ایران؟!
ایران ورزشی
نظرات کاربران