14 ماه بعد
در 14 ماهی که از شروع دور جدید فعالیتهای تیم ملی امید ایران تحت رهبری محمد خاکپور میگذرد اردوهای داخلی و خارجی کم نداشتهایم و حتی مسابقات رسمی هم برای این تیم در کار بوده که همان رقابتهای انتخابی زیر 23 سال قهرمانی قاره در نوروز امسال در تهران بود که ایران با کسب رتبه دوم گروهش بعد از عربستان صعود کرد. در 10 ماهی که از آن تاریخ میگذرد، تیم امید ایران پختهتر و هماهنگتر شده و به نشانه آن در دیدارهای تدارکاتی و دوستانهاش باختی قابل ذکر نداشته است. حریفان تیم امید در این مسابقات رقبای برجسته و ایدهآلی نبودهاند اما سنگ محکهای کوچکی هم نبودهاند. در نهایت تیمی به قطر رفته که عصاره زحمات خاکپور و همکارانش و محصول دید و سلیقه آنها است و با داشتن امثال اخباری، علی کریمی، محسن کریمی، دانشگر، مطهری، کنعانیزادگان، چشمی، علیاری، پهلوان، کمندانی، ثاقبی، مرادمند، ترابی، اسماعیلی، رحمانی، عبدا...زاده و البته برادران محمدی بازیگرانی را در اختیار دارد که هر هفته در لیگ برتر به میدان میآیند و از خوبهای تیمهای باشگاهی خود هستند و با این حساب نمیتوان و نباید این تیم را کم تجربه دانست، هر چند تجربه بینالمللی آنها هنوز به حد اعلا و سطح مورد نظر نمیرسد.
فقدان توجه کافی
آنچه کمبود اصلی و مهمتری در اردوی امیدها به حساب میآید فقدان توجه بایسته به تیمی است که ماموریتی بزرگ به آن سپرده شده اما به اندازه لازم از آن حمایت روحی و روانی صورت نگرفته است. درست است که فدراسیون فوتبال کوشیده امکانات مورد نظر امیدها را تا سر حد مقدور فراهم آورد اما کش و قوسهای مرتبط با قرارداد برخی مربیان تیم که همچنان ادامه دارد نشان میدهد این کار با توفیق کامل همراه نبوده است. از طرف دیگر فدراسیون در سالهای اخیر و منجمله در دوران حضور و کار کارلوس کیروش قسمت اعظم مخارج و وقت و انرژیاش صرف امورات تیم ملی و رسیدن به جام جهانی و کسب نتیجه در جام ملتهای آسیا شده که فرجام این توجه را همگی میدانیم و نیازی به تکرار آن نیست زیرا بیشتر موجب تکدر خاطر میشود. به واقع توجه فدراسیون به تیمهای ملی پایه در قیاس با توجهات مبذول شده به تیم ملی بزرگسالان برخلاف ادعای سران فدراسیون اندک و تفاوتها بین این ردهها عظیم بوده و این به خودی خود یک نوع دلگرمی و بدبینی را در اردوی تیمهای ملی نوجوانان، جوانان و امیدها ایجاد کرده است.
زیر سایه وسیع تیم ملی
عدم بذل توجه کافی سبب شده همزمان با شروع المپیکیترین مسابقه امسال فوتبال کشورمان (و شاید هم کل ورزشهایمان) فضا، فضای المپیک نباشد و توجهی که به بازیهای کمتاثیر و کمی تا قسمتی فرمالیته 5 و 10 فروردین 95 تیم ملی بزرگسالان با هند و عمان مبذول میشود، بیشتر از توجهی است که شامل سه دیدار بسیار مهم امیدها در مرحله نخست رقابتهای قطر شده است. سه مسابقهای که در روزهای 22، 25 و 28 دی مقابل سوریه، قطر و چین انجام میشود و مشخص میکند که ایران از گروهش بالا میرود یا نه و بخشی از این غفلت اداری و کمتوجهی عمومی محصول کار سران فوتبال است که آنقدر در امورات تیم ملی بزرگسالان غرق بودهاند که به تیمهای دیگر نگاهی درجه دوم و توجهی درجه چندم داشتهاند. بدیهی است که کار امیدها در این فضا سختتر باشد و اینکه جهانبخش، آزمون و عزتاللهی همراه تیم نیستند اثر تضعیفکننده کمتری به این تیم در قیاس با آثار عظیم و زیانهای فراوان کم توجهی دارد.
تجربهای تکراری
اینکه تدارکات و روحیات تیم ملی امید ما در راه شرکت در رقابتهای انتخابی المپیک ناقص باشد، تجربه تازهای نیست اما هر دوره بیشتر از دوره پیش شاهد همراهی ناکامل باشگاهها با تیمی هستیم که از آن کاری سخت طلبیده میشود اما به همان میزان به آن اختیار و قدرت داده نمیشود. در شروع پیکارهای نهایی انتخابی المپیک در قطر مشکل اصلی امیدها همین مساله و برخی دلخوریهای روحی است و نه توان رقبا. رقبایی که اولینشان- سوریه- همین یک ماه پیش در دیدار نهایی قهرمانی زیر 23 سال غرب آسیا به تیم امید ما باخت و قطر و چین نیز به رغم میزبانی اولی و ناشناخته بودن دومی، رقبایی تسخیرناپذیر نیستند. آنچه تسخیرناپذیر است، ظاهرا دلهایی است که باید صد در صد همراه و یاور امیدها باشند اما مشکلات و رویکردها و سلایق مختلف از یکی شدن آنها با امیدها جلوگیری و کار آنها را بسیار سخت کرده است.
برای دیدن اخبار ورزشی بیشتر روی لینک خبر ورزشی یا اخبار ورزشی کلیک کنید .
ایران ورزشی
نظرات کاربران