هرکس از نگاه خود به افقهای پیشرفت و توسعه ایران مینگرد. من نیز به اندازه خودم در این آیندهنگری سهیم میشوم. ١- به نظر میرسد اولین فرصت پیشِروی کشور ما توجه به یکی از منابع بزرگ خدادادی در این کشور است و آن چیزی نیست جز منابع انسانی و نیروهای متخصص کشور. در این سالها به ناحق مهندسان، پزشکان، بازرگانان و مدیران ما را از دستیابی به جایگاه شایسته خویش در کشورهای دیگر بهویژه در منطقه آسیای غربی بازداشتند. رفع تحریمها میتواند دوره توجه و پیگیری وزارت امور خارجه ایران به موضوع تسهیل در فعالیت ایرانیان متخصص در دیگر کشورها باشد. تجربه هند در تشکیل یک وزارتخانه برای هندیهای خارج از کشور و سازمان ارتباط با چینیهای ماورای بحار در چین در پیشِروی ماست. سالها قبل زمانی که در وزارت خارجه بودم، پیشنهاد کردم در هر نمایندگی ایران در کشورهای دیگر یک نفر بهعنوان نماینده مطالعاتی حضور داشته باشد تا با شرکت در کنفرانسها و سمینارها و روابط با نخبگان آن کشور، دیپلماسی عمومی ایران را به پیش برد. اکنون پیشنهاد میکنم برای فضاسازی و رفع مشکلات فراروی متخصصان، کارآفرینان و شرکتهای دانشبنیان ایرانی، سفارتخانههای ایرانی فعال شوند. ما حتی در افغانستان از لحاظ تعداد ایرانیان مشغول بهکار و صدور خدمات مهندسی از هند و ترکیه عقب هستیم. ٢- دومین منبع قابل توجه ایران انرژی است. یکي از عناصر و عوامل مهم تأثيرگذار بر امنيت ملي کشور ما، منابع نفت و گاز است. بعد از پيدايش نفت در ايران، بهمرور اين ماده خام به عنوان مهمترين مؤلفه تأثيرگذار بر اقتصاد، سياست و به طور کلي امنيت ايران، ايفاي نقش کرده است. در بازار جهاني انرژي، ايران از دو نظر در كانون توجه و مركز تعاملات بينالمللي قرار دارد: اول، موقعيت ژئوپليتيك كشور و قرارگرفتن در كانون بيضي انرژي جهاني، دوم، نقش حياتي ايران در امنيت جهاني انرژي. داشتن نقش اساسي در تأمين انرژي جهان، ضامن درآمدهاي کافي براي توسعه کشور بوده و امنيت ملي کشور را نيز تضمين خواهد کرد. کشور ما سه حوزه بزرگ ذخاير گازي جهان يعني خليجفارس، سيبري غربي و آسياي مرکزي را بههم ارتباط مي دهد. از جنبه مصرف انرژي نيز ايران محل اتصال دو حوزه بزرگ مصرف انرژي يعني هند و چين در شرق و اروپا در غرب، واقع شده است. اين ويژگيهاي دوگانه باعث شده است امنيت ايران و محيط پيرامونش براي نظام بينالمللي اهميت مضاعفي پيدا کند. صنایع نفت و گاز ایران نیازمند سرمایهگذاری است. اکثر منابع نفتی ما از قله نفتی خود بهقول کینگ هوبرت، گذشته و نیازمند اعمال روشهای گوناگون برای ارتقای سطح تولید، مانند ازدیاد فشار مخازن است. همچنین ایران نیازمند سرمایه گذاری در بخشهای در حال فعالیت و حوزههای جدید است. پروژههای نفت و گاز هرکدام به میلیاردها دلار سرمایهگذاری نیاز دارند. جذب اینگونه سرمایهگذاریها نیازمند عزمی ملی برای ساماندادن مدیریت ترکیبی شامل بخشهای فنی، حقوقی، مالی و اجتماعی کشور است. اصلاح قراردادهای نفت و گاز، تلاش برای خودکفایی در حوزههای انرژی و بالابردن بهرهوری در مصرف انرژی در داخل کشور، ازجمله اهداف کشور پس از برجام میتواند باشد. ٣- از فرصت سفر رئیسجمهور چین به تهران استفاده کنیم. چین، بزرگترین شریک تجاری ایران است. این کشور دارای برنامهریزی متمرکز برای روابط خود با کشورهای دیگر است. اگر رئیسجمهور چین در رأس هیأتی هزارنفره به تهران بیاید، این بدان معنی است که ماهها طرف چینی برای چنین سفری در بخشهای مختلف برنامهریزی کرده است. جای آن دارد طرف ایرانی نیز با توجه به فرصتهای پس از برجام، در جذب سرمایههای چینی و انجام پروژهها اهتمام ورزد. ٤- روابط ایران با اروپا و آمریکا بخش مهمی از روابط خارجی ایران را تشکیل میدهد. روابط با کشورهایی نظیر روسیه، هند، چین و دیگر آسیاییها، مبادا از اولویت بیفتد.
شرق
نظرات کاربران