دومین پرونده
بعد از رسیدگی به اتهام این زن، پرونده پسر جوانی که در نوجوانی مرتکب قتل و بعد از سالها موفق به جلب رضایت اولیای دم شده بود، رسیدگی شد. این جوان گفت: سال ٨٦ زمانی که ١٦ساله بودم، مرتکب این قتل شدم و کاری که کردم، از سر نادانی بود. در روز حادثه برادرم با مقتول چشم در چشم و با هم درگیر شده بودند برادرم با من تماس گرفت و کمک خواست و من هم به هواخواهی برادرم رفتم و یک ضربه چاقو به مقتول زدم که باعث مرگش شد. من از سال ٨٦ در زندان هستم. در این سالها سعی کردم خودم را اصلاح کنم، آن زمان تا سوم راهنمایی درس خوانده بودم و حالا فوق دیپلم برق دارم. اگر کمکم کنید که از زندان آزاد شوم، قول میدهم دنبال کار شرافتمندانهای بروم و دیگر به کسی آسیبی وارد نکنم.
سومین پرونده
سومین پرونده منجر به رضایت که در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد، متعلق به زنی بود که شوهرش را کشته بود. ١٢ سال قبل، وقتی مردی به مأموران خبر داد برادرش گم شده است، همسر مرد گمشده بازداشت شد چراکه پلیس فهمیده بود اختلافاتی بین آنها وجود داشت. این زن بدون اینکه چیزی را منکر شود، به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: من یک دختر و پسر داشتم که بهخاطر اختلافات شدیدی که با شوهر اولم داشتم، از او جدا شدم و برای تأمین هزینههای زندگیام کار خدماتی میکردم. شوهر دوستم من را به کریم معرفی کرد و در شرکت او مشغول به کار شدم. بعد از مدتی به من پیشنهاد ازدواج داد، او خودش هم یک دختر چهارساله داشت، من هم قبول کردم. من و کریم به همراه بچههایمان در یک خانه زندگی میکردیم تا اینکه یک روز به خانه آمدم و متوجه رفتار زشتی شدم که او با دختر ١٣سالهام کرد. خیلی ناراحت شدم با او دعوا کردم و او از خانه بیرون رفت. دو روز بعد به بهانه اینکه میخواهم آشتی کنم او را به خانه کشاندم و نقشه قتلی که طراحی کرده بودم را اجرا کردم. هرچند شوهر دوستم هم به من کمک کرد اما او فقط قصد داشت کمک کند و با من رابطه خاصی نداشت و چون من را به کریم معرفی کرده بود، عذاب وجدان داشت.
چهارمین پرونده
آخرین پرونده که در شعبه چهارم برگزار شد، متعلق به مرد ٦٥سالهای بود که ١٢ سال قبل به اتهام قتل زنش بازداشت شد. او که به دلیل مراجعهنکردن اولیای دم برای تعیین تکلیف، نامهای به دادگاه نوشته و خواستار تصمیمگیری درباره سرنوشتش شده است، به قضات گفت: زنی که کشتم همسر دوم من بود. او پسری شرور داشت و خیلی ما را اذیت میکرد. سر این موضوع با هم درگیر شدیم و من هم او را خفه کردم، بعد از قتل از خانه بیرون آمدم. داشتم رانندگی میکردم که به عابری برخورد کردم و او هم کشته شد که در آن قتل غیرعمد محکوم شدم. حالا هم حکم قصاص برای قتل همسرم دارم. اولیای دم او مراجعه نکردند و من خواستار تعیین تکلیف هستم. با پایان جلسه رسیدگی به این پروندهها، سه متهم اول با قرار آزادی از سوی دادگاه برای انجام امور اداری به زندان رفتند و در پرونده آخر نیز قضات با قرار وثیقه ٣٠٠میلیونتومانی متهم را آزاد کردند.
شرق
نظرات کاربران