يك گروه از كساني كه آرزو داشتند و دارند كه دولت بعدي به دست افرادي از جنس اصولگرايان تندرو بيفتد بدون ترديد چالههاي رانتخواري در دولتهاي نهم و دهم را خوب آموخته بودند و از ۷۰۰ ميليارد دلار درآمد نفت كه خرج شد منافع سرشاري به دست آوردهاند. گروه سوم اما سياستورزان مخالف اصلاحات هستند كه اتفاقا منافع سياسي گستردهاي دارند و شايد كمتر به فكر منافع مادي باشند اما از اينكه فاقد قدرت باشند هراس دارند.
اين سه دسته از مخالفان دولت فعلي را چگونه بايد هوشيار كرد و چگونه به شهروندان ايراني گفت كه آرزوهاي آنها همان كابوسهاي ايران است.يك راه اين است كه تجربه كشورهاي ديگر را يادآور شويم و از سر تصادف است كه يكي از همراهان هميشگي محمود احمدينژاد د ر ونزوئلا را به عنوان كسي كه با ادامه روش هوگو چاوز ونزوئلا را به خاك سياه كشاند را نشان داد. حسن روحاني و دولت او اگر فقط همين هنر را داشتند و دارند كم نگذارند اقتصاد ايران به روزگار تيره و غمبار ونزئلا دچار شود كافي بود كه نمره قبولي بگيرند.
حسن روحاني در تابستان ۱۳۹۲ با راي مستقيم شهروندان رييسجمهور شد و با انتخاب يك اقتصاددان ضدتورم راه را بر تندتر شدن شيب تورم ۴۰ درصدي سال ۱۳۹۱ بست، اما نيكلاس مادوروي ونزوئلايي كه جانشين هوگو چاوز شد نرخ تورم اين كشور را با ادامه سياستهاي پوپوليستي و تخيلگرايانه به ۷۲۰ درصد رسانده است. حسن روحاني توانست با مهار نرخ تورخ و برخي سياستها راه ركود را مسدود و يا بسيار تنگ كند و رشد منفي ۳ درصدي سال ۱۳۹۲ را به رشد ۳ درصدي سال ۱۳۹۳ هدايت كند، در حالي كه نيكلاس مادورو با ادامه سياستهاي ضدعلمي خود نرخ رشد منفي ۱۰ درصدي را به مردم ونزوئلا تحميل كرد.
حسن ايراني كاستيهاي دولت دهم را در حوزههاي گوناگون از جمله دولتي كردن رها كرد اما نيكلاس ونزوئلايي با ادامه كار سياسيون بر وزارت نفت شرايط را دشوارتر كرد. در حالي كه دولت حسن روحاني پايداري كرد و زير بار چاپ اسكناس بدون پشتوانه نرفت اما مادورو با تغيير مديران بانكي به تورم مهارناشدني دامن زد. بختك فرو افتاده بر سر مردم ونزوئلا جز با پذيرش اينكه سياستهاي ناكارآمد پوپوليستي را بايد كنار گذاشت دور نميشود.
اكنون بايد به آنها كه دلبسته محمود احمدينژاد و سياستمداران شبيه به او هستند و دولت روحاني را مانع اميال پوپوليستي و رانتي خود ميبينند بايد گفت: آيا حسن خوب است يا نيكلاس؟
نظرات کاربران