گفتوگو با قاتل
رضا که ٢٥ سال دارد ادعا میکند که هیچ ضربهای به ابراهیم نزده و نمیداند چطور کشته شده است.
سابقه داری؟ نه.
ازدواج کردی؟ بعد از ٤ سال دوران عقد نزدیک به یک سال است که ازدواج کردم.
مقتول را میشناختی؟١٠ سال است که بچه محل هستیم.
چرا ابراهیم را کشتی؟من نکشتم و حتی چاقو هم نداشتم.
از روز حادثه بگو؟ ساعت یک و نیم ظهر بود که به خاطر بیپولی مجبور به فروش حلقههای عروسیام شدم و به همین خاطر به منطقه امامزاده حسن رفتم اما طلافروشی بسته بود. وقتی به محل برگشتم اهالی محل گفتند که ابراهیم شیشه کشیده و دنبال من میگردد. ساعت ٣ بود که به سمت خانه میرفتم و ابراهیم از جلوی کامیون پدرزنم بیرون آمد و در حالی که دستانش در جیب بود گفت «آقا رضا کجا میری» و در همین لحظه با چاقو به سمتم حمله کرد.
تو چه کار کردی؟ابراهیم با چاقو ضرباتی به سمت صورتم رها کرد که با دست چپم از خودم دفاع کردم و ضرباتش به دستم خورد.
تو هم با چاقو او را زدی؟نه، من عقب عقب میرفتم و میخواستم فرار کنم که افتادم روی شمشادهای داخل پارک که ابراهیم سعی داشت با چاقو مرا بکشد که با پاهایم از خودم دفاع میکردم و او با ٢ چاقویی که در دست داشت چپ و راست به پاهایم ضربه میزد که در این زمان چند نفر برای کمک به ما نزدیک شده بودند. ابراهیم گفت سوختم و پا به فرار گذاشت و به سمت خانهاش رفتم ودیگر نمیدانم چه شد.
یعنی تو با چاقو نزدی؟ شاید موقعی که با پاهایم دفاع میکردم چاقویش به خودش خورده باشد و شنیدم بعد از فرار روی زمین افتاده و احتمال دارد چاقویش به سینهاش خورده باشد.
با ابراهیم اختلاف داشتی؟برادرش مرداد ماه امسال در یک جشن عروسی با چاقو زد که من بعد از شکایت دلم برایش سوخت و رضایت دادم اما بعد از مدتی وقتی شنیدم آنها به خاطر زخمی کردنم جشن گرفتند تصمیم به پیگیری پروندهام را گرفتم و شنیدم برادر مقتول چندی پیش به اتریش فرار کرده است.
یعنی ابراهیم به خاطر شکایت برادرش به تو حمله کرد؟ نه، ابراهیم شرور بود و به خاطر اعتیادش با همه درگیر بود که این بار فاز منو گرفته بود. حتی از برادرانش شنیدم که ابراهیم در خانه، پـــدرش را حلق آویز کرده و به همه گفتند خودکشی بوده است.
برادرش چرا تو را با چاقو زد؟ در حالت عادی نبود که از پشت مرا با چاقو زد و هیچ مشکلی نداشتیم.
جریان اسید پاشی به خودروی رضا چه بود؟ برادر ابراهیم چند روز مرا سوار موتورش کرد و در محل دور میزدیم که فهمیدم برنامه دارند و میخواهند پای مرا وسط بکشند که بیخیال شدم و رضا به سراغم آمد و گفت که فیلم اسید پاشی روی خودرویش را دیده و من بیگناهم.
بچه داری؟رضا در حالی که اشک میریخت گفت عید بچهام به دنیا میآید.
حرف آخر؟ من قاتل نیستم.
ایران
نظرات کاربران