dir="RTL">اوباما رییس‌جمهور ایالات متحده امریكا و ولادیمیر پوتین توافق كرده‌اند كه از آتش‌بس در سوریه حمایت كنند و در گفت‌وگوی تلفنی یادآور شدند كه باید با داعش جنگید.

نیروهای وفادار به بشار اسد و نیروهای نظامی هم‌پیمان‌های منطقه‌ای وی و همچنین ارتش روسیه پیروزی‌هایی را به دست آورده و امیدوارند كه به جای مطمئنی برسند.

نیروهای انسانی از پاكستان، افغانستان، ایران، لبنان، تركیه، اروپایی‌ها، امریكایی‌ها و برخی كشورهای عرب آفریقایی هر كدام به نیابت از كشورشان یا كشورهای دیگر در سوریه حضور دارند. تركیه به حرف متحدان خود در ناتو گوش نمی‌دهد و حمله به كردهای سوریه را كه حالا هم‌پیمان اسد شده‌اند را ادامه می‌دهد.

آن‌طور كه تورج اتابكی پژوهشگر ایرانی مناسبات امروز روسیه و تركیه را همانند مناسبات ۱۹۱۴ می‌داند كه منجر به جنگ جهانی اول شد. اتابكی نوشته است، در ژوییه ۱۹۱۴ امپراتوری عثمانی به تحریك انورپاشا و در همیاری با دولت آلمان وارد جنگی شد كه پس از چهار سال سرانجام به فروپاشی عثمانی منجر شد.

انورپاشا وزیر جنگ عثمانی در سال ۱۹۱۴ شخصیتی داشت كه اردوغان امروز را به یاد می‌آورد و این را به ذهن می‌آورد كه ممكن است تقابل این دو كشور در سوریه منجر به جنگ جهانی سوم شود. در شرایط عجیب امروز كه همه نیروها و قوا در سوریه حضور دارند این احتمال كه شاید در آینده شاهد گسترش جنگ تا سرنگونی یكی از طرف‌های منازعه باشیم ادامه داشته باشد.

در این وضعیت ایران چه باید كند؟ حسن احمدیان پژوهشگر مركز تحقیقات استراتژیك كه زیر نظر علی‌اكبر ولایتی اداره می‌شود معتقد است پیروزی كامل اسد و متحدانش بر اپوزیسیون ناممكن است و باید به سوی مصالحه رفت و به جنگجویان امتیاز داد.

وی درباره دلایل توقف مذاكرات می‌نویسد: بنابر اپوزیسیون سوریه، ژنو ۳ به دلیل عدم پایبندی نظام سوریه به قطعنامه ۲۲۵۴ و به ویژه سه بند پایان محاصره شهرها، اجازه داده به دسترسی‌های انساندوستانه و آزادسازی زندانیان سیاسی به نتیجه نرسید. این ظاهر قضیه بود زیرا اپوزیسیون با علم به این امر به ژنو آمده بود. در واقع، در همان موقعی كه اپوزیسیون در تلاش بود بر اختلافات داخلی خویش و نیز واقعیت بی‌میلی تندروها به مذاكره سرپوش بگذارد، ارتش سوریه و متحدان آن تحت پوشش هوایی جنگنده‌های روسی در دو فضای عملیاتی شمال و جنوب (درعا) در حال پیشروی بود.

سطح تحولات میدانی به حدی بود كه در نهایت ریاض و آنكارا را به خارج كردن اپوزیسیون از ژنو سوق داد. در واقع این دو كشور در برابر شكسته شدن محاصره «نبل و الزهراء» به حدی شگفت‌زده شدند كه به طرح نكاتی همچون اعزام نیروی سعودی به سوریه پرداختند. بلافاصله پس از شكسته شدن محاصره شهرهای یادشده، كه برگ برنده‌های قابل توجهی را از دست اپوزیسیون در مذاكره با نظام سوریه گرفت، نگاه تندروهای مخالف گفتگو بر دیدگاه اپوزیسیون مسلط شد و به بهانه عدم پایبندی اسد به قطعنامه ۲۲۵۴، اعلام پایان بی‌ثمر ژنو۳ را به دیمستورا واگذر كردند.

اهمیت تحولات میدانی شمال غرب حلب از چند منظر برای اپوزیسیون و حامیان منطقه‌ای آنها قابل تحمل نبود:

- نخست آنكه حوزه عملیاتی شمال، موسوم به «نصر۲» منطقه‌ای را شامل می‌شود كه چهار استان حلب، ادلب، لاذقیه و حما را به هم پیوند می‌دهد و بنابراین بر كل معادلات نظامی شمال سوریه اثرگذار است؛

- دوم آنكه بخش وسیعی از اتصالات سرزمینی تركیه به سوریه را پوشش می‌دهد و به جز راه‌های كوهستانی ادلب، دسترسی تركیه به بخش‌ عمده‌ای از اپوزیسیون را قطع می‌كند؛

- سوم آنكه برگ برنده قابل توجهی را از دست اپوزیسیون و حامیان آن در مذاكرات را با پایان محاصره نبل و الزهراء از آنها گرفت؛

- چهارم آنكه پیشروی همزمان در شمال و جنوب، جایگاه مذاكراتی نظام را در قیاس با اپوزیسیون به سطح بی‌سابقه‌ار رساند و اپوزیسیون را در تنگناهای استراتژیك و دیپلمات قرار داد.

تحت تاثیر این تحولات، اپوزیسیون، به توصیه ریاض و آنكارا پیش از ورود جدی به ژنو ۳، از آن خارج شد و عملا راه را بر هر گونه مصالحه بست. گزینه جایگزین طبعا افزایش كمك‌های مالی و تسلیحاتی به اپوزیسیون است كه به نظر می‌رسد حامیان منطقه‌ای آن در این مرحله با خروج از ژنو۳ به دنبال آن رفته‌اند. ایالات متحده و فرانسه و برخی دیگر از كشورهای غربی، مسوولیت عدم موفقیت ژنو۳ را متوجه روسیه، نظام سوریه و متحدان آن كرده‌اند. دلیل آن نیز همین پیشروی‌های میدانی و گسترش حملات هوایی روسیه در فضای این پیشروی‌ها است.

توصیه‌های راهبردی

در شرایط جدید كه اوضاع میدانی به سود نظام سوریه و متحدان داخلی و منطقه‌ای آن رقم می‌خورد لازم است به موارد زیر توجه بیشتری شود:

- سابقه بحران سوریه نشان می‌دهد شرایط میدانی می‌تواند در عرض چند ماه به كلی دجگرگون شود. در اغلب ماه‌های ۲۰۱۳ نظام در وضعیت برتری قرار داشت اما از پایان آن سال وضعیت به كلی دگرگون شد و پس از آن اپوزیسیون بود كه میدان‌دار بود.

- اگرچه پشتیبانی هوایی روسیه واقعیتی مهم است اما از یك سو به مرور اپوزیسیون می‌تواند خود را با این حملات سازوار كند و از سوی دیگر نیروهاي ناامید در جنگ تقریبا شكست‌ناپذیر می‌شوند. این را تجربه شهر كوچك زبدانی و تجربه‌های نظامی جهانی نشان می‌دهد.