dir="RTL">نیروی كار هر جامعه‌یی زمانی از كار استقبال می‌كند و میل به پیشرفت نشان می‌دهد كه نیازهای مادی‌اش در اندازه‌های قابل‌قبول تامین باشد، نیازهای معنوی‌اش تا اندازه‌یی كه ضرورت دارد فراهم شود و سطح مناسبی از آموزش و بهداشت و امنیت را تجربه كند. این نیازها اما به‌سادگی فراهم نمی‌شود و نیاز به برنامه‌ریزی و وجود جامعه‌یی است كه در آن نوآوری، پیشرفت و ابتكار فراهم باشد و جامعه از رفاه اجتماعی موجود احساس رضایت كند. به دست آوردن رضایت اجتماعی و رفاه جامعه از مهم‌ترین اهداف نهادهای اداره‌كننده جامعه مثل مجلس و دولت است. آمارهای ارائه شده از سوی نهادهای معتبر جهانی نشان می‌دهد، رتبه ایران در رفاه اجتماعی در سال ۲۰۱۵ با یك پله بهبود به رتبه ۱۰۶ از ۱۴۲كشور مورد مطالعه دست یافته است. علاوه بر این، آمارها حكایت می‌كنند كه ایران در فاصله سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ در مقایسه با كشورهای مطالعه منطقه منا از نظر شاخص رفاه در موقعیت نامناسبی به‌سر می‌برد. تورم دو رقمی در یك دوره زمانی طولانی‌مدت از اوایل دهه ۱۳۵۰ تا امروز یكی از دلایل از دست رفتن رفاه اجتماعی ایرانیان است. بهره‌وری نازل نیروی كار و سرمایه نیز از دیگر دلایل رفاه اجتماعی ناكافی به حساب می‌آید. بیكاری گسترده دو رقمی در یك دوره بلندمدت نزدیك به ۳۰سال نیز از دلایل موثر در كاهنده شدن سطح رفاه اجتماعی ایرانیان است. این آسیب‌های اجتماعی مثل رشد اعتیاد، پایین بودن سن فاحشه‌گری و رشد جرم و جنایت از پیامدهای كاهش رفاه اجتماعی‌اند كه اگر امروز نتوانیم جلو آن را سد كنیم فردا خیلی دیر خواهد بود. كلیت جامعه ایرانی اعم از نخبگان، روشنفكران، سیاست‌ورزان، استادان دانشگاه به‌ویژه مدیران تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر باید همه منافذ و روزنه‌هایی كه به رفاه اجتماعی بیشتر منجر می‌شود را باز كنند و از هدر رفتن سرمایه‌های اجتماعی اجتناب شود. كاهش رفاه اجتماعی و افزایش نارضایتی در بلندمدت و حتی میان‌مدت علاوه بر آسیب‌هایی كه به فرد و خانواده می‌زند، جامعه را در معرض تهدید‌های جدی و ناشناس قرار می‌دهد. بنابراین باید درحال حاضر اندیشه‌های برتر را در اداره جامعه مشاركت دهیم تا شغل مناسب و پایدار ایجاد شود، درآمدهای رشد واقعی تجربه شود و گسترش خدمات اجتماعی ممكن و احساس رفاه اجتماعی بالاتر رود.