در شبهای احیاء در اصفهان آقایی به اسم آشیخ مهدی مظاهری، دعای ابوحمزه ثمالی میخواند و هنوز هم میخواند. ما به همراه خواهر همسرم به دعای ابوحمزه میرفتیم و این نامزد بازی ما بود. پسازآن به دلیل اینکه یکی از اقوام پدرم، مرحوم آقای میرزا محمدجعفر کازرونی توسط گروه فرقان ترور شده و فوت کرده بودند، عقد مختصری گرفتیم و بعد به مشهد مشرف شدیم. سپس بنده به تهران آمدم و ازآنجا به آمریکا رفتم. همسرم نیز به اصفهان نزد مادرش بازگشت.
خانم بنده در سن 12 سالگی پدرشان را ازدستدادهاند. در آن زمان ایشان 17 سال داشتند و من 19 ساله بودم که ازدواج کردیم. جالب اینکه پسرم نیز در سن 19 سالگی و دخترم نیز در سن 17 سالگی ازدواج کردند.
میزان
نظرات کاربران