كودكان از هر رويدادي ناشناس، آزاردهنده و بد به دامان مادر پناه ميبرند و با غنودن در آغوش او به آسايش ميرسند. سرزمين مادري نيز براي افراد همين مايه و پايه را دارد و پناه آنها در كره خاكي به حساب ميآيد. احساس ميهندوستي بيشتر در كساني كه به هر دليل دور از جايي كه در آن زاده و بالنده شدهاند پديدار شده و تجربه ميشود. دوستي وطن و مرز و بوم و آرزوي پيشرفت آن نيرويي است كه در برشهايي از زمان به كار ملتها ميآيد و كارساز ميشود.
اين احساس در ميان شهروندان ايراني شايد پررنگتر از شهروندان بسياري از سرزمينهاست. بسيار شنيدهايم كه ايرانيان دور از اين سرزمين با اندوه ميگويند دلم براي ايران تنگ شده است. اين احساس دوستي و پاسداشت ميهن، البته الزامها و پيامدهايي دارد. يكي از الزامهاي ميهندوستي اين است كه با دوستان آن دوست و با بدخواهان آن دوست نباشيم. اين الزام خود مستلزم شناخت دوست و دشمن اين مرز و بوم است. رييسجمهور ايران، در ديدار با جمعي از چهرههاي سياسي اصولگرا تاكيد كرده كه ركود تورمي و بيكاري، دشمنان داخلي ايران به حساب ميآيند. شناسايي و معرفي اين دشمنان واقعي ايران و ايرانيان از سوي رييس دولت يازدهم را بايد به فال نيك گرفت و آن را به صورت كارآمد به مقولاتي قابل فهم براي شهروندان تبديل كرد. ركود تورمي دردي است كه اگر با سرعت و دقت و مدارا و راههاي پيشروي آن مسدود نشود ميتواند بدون شليك يك گلوله يك سرزمين را به سوي تباهي و نيستي براند. ايرانيان بردباري كه در سالهاي اخير به دليل عصيان مردان دولت نهم و دهم بر علم اقتصاد در آتش تورم و ركود افتاده و جسم و جانشان سوخته و تكيده شده است از دولت يازدهم انتظار دارند در برابر اين دشمنان ايستادگي كنند. راه ايستادگي و سد كردن راه پيشرفت آنها معلوم و مشخص است: دولت نبايد به هر دليل از جمله خريد محبوبيت سياسي، كسب رضايت آني شهروندان، مرعوب كردن رقيب سياسي، خرج خود را از دخلش بيشتر كند.
تورم و ركود گسترده چنان گرد و خاكي برپا كرده و چنان ايران عزيز را ضعيف كرده كه بايد به صداي بلند گفت: دلم براي ايران تنگ شده است.
نظرات کاربران