پرسپوليس كه در تبريز دست به كار بزرگي زد و گسترش فولاد را متوجه تفاوتهاي پديد آمده در نيمه دوم ليگ برتر كرد!
يا استقلال خوزستان كه دايره نباختن و بردنش را تا مشهد هم بسط داد و پديده را در خانهاش مغلوب كرد!
اگر اينطور باشد، حق راهآهن يزدان را چگونه بايد ادا كرد؟ يا حق ذوبآهن كه بازي باخته را ميبرد؟!
در همين دايره، استقلال اهواز را بايد قرار داد كه رفت و حذف شد، اما قدرت فوتبال اهواز و خوزستان را به رخ كشيد و رفت! درست برعكس استقلال تهران كه قدرت واقعاً موجود خودش را به جا نياورد و در استفاده از توان و استعدادي كه دارد، كاهلي كرد و تنبلي!
پرسپوليس و استقلال اهواز كار را به روز آخر كشاندند و در اين رهگذر صحنههاي قشنگي از فوتبال زيبا خلق كردند! استقلال تهران هم در اين مسير كوتاه نيامد اما تا توانست و تا مجال داشت، به زيان خود اقدام كرد و وارد عمل شد!
استقلال نه در روز ماقبل آخر، بلكه در آن روزها باخت و بازندگي خود را اعلام كرد كه بازي به بازي، برتريهاي امتيازي خود را از دست ميداد!
استقلال روزي باخت كه به تركيب ثابت دست نيافت!
استقلال روزي باخت كه از سرمايه انسانياش درست استفاده و در راستاي تكميل حركات تيمياش عمل نكرد!
استقلال قبول دارد كه بازي قهرماني و مسابقه سرنوشت را به اشتباهات فردياش باخت، اما از دو نكته حرفي به ميان نميآورد:
... يكم - حساب اشتباهات نيمكتنشينان چه ميشود!
... دوم - چرا بازي اشتباهآفرين در دستور كار قرار ميگيرد!
استقلال به عمد يا به سهو، از بازي تراكتور كه برتريهايي هم داشت، حرفي نميزند!
استقلال در جدل و جدال كلامي، امتيازهاي فني تراكتور را به زبان نميآورد، نگفتن و «نه» گفتن، دليل نبودن نيست! استقلال حريف تكنيك سروش رفيعي نشد و نيز از پس قلدري فرزاد حاتمي و سينا عشوري برنيامد! همانطور كه خسرو حيدري، يكهسوار تيمش، بلكه هر دو تيم بود! مردي با دو پاس گل! مردي كه قادر بود به انجام هر كاري! مردي كه اگر درست به بازي گرفته ميشد، قادر بود سرنوشت مسابقه و قهرماني را، آري قهرماني را، عوض كند!
***
در روزي كه استقلال تهران دچار اشتباهات فردي بود! در روزي كه استقلال خوزستان با رعايت جوانب احتياط، كنترلشدهترين پيروزياش را كسب ميكرد، در روزي كه تراكتورسازي ميدانست چگونه بايد برنده شود، آقاي برانكو در كمال خونسردي، كار خودش را ميكرد!
برانكو، وفادار به اصل ثبات، تركيب برندهاش را با مأموريت حمله و گل زدن روانه ميدان كرد! برانكو از باختن به نفت نهراسيد و هافبكهاي گلساز خود را مسئول گلزني كرد!
كاميابينيا، مسلمان، احمدزاده و عاليشاه از پس اين وظيفه هم برآمدند!
در روزي كه استقلال تهران 80 هزار تماشاگر داشت، پرسپوليس كاري كرد كه براي مسابقه آخر خود، انتظار 100 هزار نفر را بكشد!
100 هزار نفر در آزادي! 100 هزار نفر مقابل راهآهن يزدان! 100 هزار نفر براي گل زدن، آن هم زياد! 100 هزار نفر به 11 نفر، براي قهرماني در روز آخر!
پرسپوليس يك بار ديگر نشان داد و نشان ميدهد كه از يك سوراخ دو بار گزيده نميشود!
***
ملوان كار خودش را سخت كرد!
تيمي كه تا دقيقه 85، دنيا به كامش بود، فشار دم آخري صباي قم را تحمل نكرد!
انگار به ملوان زندگي آرام نيامده است! انگار «آواز قو» لازم است تا ملوان با توفان بجنگد!
خبر ورزشی
نظرات کاربران