این جنبه کلی ماجراست که ذکر مصیبت خاص خودش را دارد، اما حکایت طارمی حتی تلختر و گزندهتر هم هست. فراموش نکنیم آقای گل لیگ پانزدهم در زمان انتقالش به پرسپولیس اصلا بازیکن مطرحی به شمار نمیآمد و صرفا یک فوتبالیست لیگ یکی بود که شاید با رویای چند دقیقه بازی در ورزشگاه آزادی روزش را به شب میرساند. سوال اینجاست که چرا باید باشگاه پرسپولیس با چنین بازیکنی، فقط یک قرارداد دو ساله ببندد که تازه سال دومش هم توافقی بوده و عملا ارزش اجرایی ندارد؟ یعنی دوستان مدیر در آن زمان، نگران این بودهاند که مهاجم لیگ یکی با عقد قرارداد طولانی مدت موافقت نکند و دست رد به سینه پرسپولیس بکوبد؟ واقعا چرا نباید چنین بازیکنی را با یک قرارداد محکم 4 یا 5ساله با لحاظ شدن تمام منافع مادی و معنوی و حتی حق فسخ یکطرفه برای باشگاه استخدام کرد؟
جالب است که طارمی حتی فصل گذشته هم کلی برای باشگاه ناز کرد تا قراردادش را تمدید کند. این در حالی است که 9ماه پیش از رسیدن دعوتنامه کتبی القادسیه به تهران، آقا مهدی فقط در کوچه و خیابان محل سکونتش شهرت داشت و معرف حضور دیگران بود! کجا رفت سبک کاری مدیرانی که تنها در یک فقره، از قبال قرارداد مهدی مهدویکیا تا سالها پول به دست میآوردند و به باشگاه تزریق میکردند؟ عجیبتر اینکه حتی همین امسال قرارداد محمد انصاری هم که به شکل تستی جذب شد، تنها دو ساله بسته شد و او نیز فصل آینده مختار خواهد بود بدون پرداخت یک ریال بابت رضایتنامه، هر کجا که دلش میخواهد برود! شاید همین تفاوتهای جزیی است که فاصله کهکشانی لیگ ایران با لیگهای استاندارد اروپایی را به وجود میآورد؛ جایی که آدمی حس میکند هیچ خبری از آیندهنگری وجود ندارد و همه تصمیمات، فقط برای کوتاهترین مقطع ممکن اتخاذ میشوند.
نظرات کاربران