دکتر میشل شوسودوفسکی، نویسنده و اقتصاددان مشهور کانادایی، مدت ها قبل اظهار نظری داشت که بارها این سو و آن سو بازتاب پیدا کرد:«ما با فرآیندی مجرمانه در سطح جهانی سر و کار داریم که همان جنگ علیه تروریسم است. این جنگ جنگی غیر واقعی است که بر مبانی غیر واقعی هم استوار است. ظاهر ماجرا طوری است که گویی ایالات متحده آمریکا و جهان غرب به جنگ داعش می روند، در حالی که خود ایالات متحده آمریکا و متحدانش در خلیج فارس هستند که از القاعده حمایت می کنند و به او پول می دهند. گفته می شود که مسلمانان تروریست هستند، در حالی که القاعده برآمده از اسلام نیست و این دیگر باید به وضوح بر همگان روشن شده باشد که جنگ علیه تروریسم تنها یک بهانه، یک دروع بزرگ و جنایتی علیه بشریت است.»
متن بالا بخشی از یک سخنرانی است که در کنفرانس بین المللی درباره نظم نوین جهانی ایراد شده است، کنفرانسی که با تلاش بنیاد صلح جهانی پردانا آغاز به کار کرده بود. این ایده، عنوان «پرچم دروغین تروریسم» را با خود یدک می کشد، ایده ای که می گوید قدرتمندان پشت پرده عملیات تروریستی مانند یازده سپتامبر و حملات اخیر در بروکسل ایستاده اند و این آنها هستند که از تروریست ها حمایت های مادی و معنوی می کنند تا به این وسیله بتوانند جهان را برای توجیه نفوذ در دیگر کشورها و حرکات متعاقب آن آماده کنند.
به گزارش ساعت ۲۴، این ایده پیش از این هم چند باری بیان شده است و یک مثال مهم آن، سخنان رابرت کوک، وزیر خارجه اسبق بریتانیا است. او گفته بود:«واقعیت این است که القاعده وجود ندارد و همه کارمندان سرویس های اطلاعاتی هم این را می دانند. اما کارزار پروپاگاندایی وجود دارد که عموم را وادار می کند به وجود موجودیتی قدرتمند که نماینده شیطان بر روی زمین است باور بیاورند تا از این طریق بینندگان تلویزیونی را اقناع کند رهبری واحد در جنگ علیه تروریسم جهانی را بپذیرند.»
آیا در برای «داعش» هم بر همین پاشنه می چرخد؟
اگر این حقیقت داشته باشد که القاعده ای در کار نیست، آیا نمی توان نتیجه گرفت که داعشی هم وجود ندارد؟ چند سال پیش، سیبل ادموندز، یکی از کسانی که در مورد FBI دست به افشاگری زده بود و به این طریق توجه بسیاری از جانب رسانه ها به دست آورده بود، اعلام کرد داعش وجود خارجی ندارد و اینکه ایالات متحده آمریکا باز هم مانند ماجرای القاعده می خواهد صنعت جنگ علیه تروریسم را بار دیگر زنده کند.
به گزارش ساعت ۲۴، باورش سخت است که برخی از افرادی که در قدرت هستند، بخواهند با اقناع و فریب مردم آنها را وادار به پذیرش چیزهایی کنند و بعد از آن سوء استفاده کنند. با این حال، می توان این را پذیرفت که قدرت آنها در نادانی ماست. مردم آن قدر درگیر کار، خانواده، پول در و یک کلام زندگی هستند که برایشان خیلی مهم نیست که در این سیاره واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است. نخبگان قدرت و سیاست می خواهند ترس را به وجود افراد پمپاژ کنند. شاید به همین خاطر باشد که اسلام هراسی جهان غرب را در نوردیده است.
منبع: لوراک ول
نظرات کاربران