اما در فوتبال ایران بازیکنان جور دیگری عادت کردهاند. صبح – بی آنکه معلوم باشد صبحانه خوردهاند یا ناشتا هستند – با عجله از خانه به تمرین میآیند و نهایت 2 ساعت در اختیار باشگاه هستند و پس از تمرین به حال خود رها میشوند و هرگز نظارتی بر زندگی خصوصی آنها هم وجود ندارد.
باشگاههای ما هرگز رفتاری حرفهای با بازیکنان تحت قرارداد خود نداشتهاند و وقتی یک مربی حرفهای چنین درخواستی را مطرح میکند، برای بازیکنانی که سالها به سبک و سیاق غلط عادت کردهاند دشوار است که از صبح تا شب در اختیار باشگاه باشند.
باشگاه پرسپولیس حالا که یک مربی حرفهای را استخدام کرده، باید امکانات و شرایط را برای او فراهم کند تا باشگاه را به سوی استانداردهای لازم سوق دهد. اگر این اتفاقات رخ دهد و باشگاهها نظارت بیشتری بر بازیکنان داشته باشند، شاید کمتر شاهد اتفاقات تلخی که برای سوشا مکانی و امثال او رخ داد باشیم و زندگی حرفهای بیشک رابطه مستقیمی با کیفیت فنی بازیکنان دارد.
جوانهای بااستعداد و خوبی در فوتبال ایران ظهور کردهاند و سر از تیمهای بزرگی مثل استقلال و پرسپولیس درآوردهاند اما نبود نظارت کافی و کنترل حرفهای باعث شده تا آنها عمر کوتاهی در فوتبال ایران داشته باشند و عمر فوتبالشان در حد یک جرقه کوتاه و گذرا باشد. نه فقط پرسپولیس که تمام باشگاههای ما باید در این مسیر قدم بردارند، در فوتبال حرفهای خرید ستارهها قدم اول است اما نگهداری و پرورش آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است.
دانا
نظرات کاربران