قیمت نفت پیش از رویکارآمدن احمدینژاد افزایش نسبی پیدا کرده بود؛ بنابراین از زمانی که قیمت نفت افزایش پیدا کرد، میتوان گفت شرایط سیاسی داخل ایران احمدینژاد را میطلبید.
بخش عمدهای از اتفاقی که در سال ٨٤ رخ داد متأثر از افزایش قیمت نفت بود. اگر چنین درآمدهایی وجود نداشته باشد، تقریبا غیرممکن است یک دولتمرد به این رفتارها گرایش پیدا کند. همگان دیدند که با کاهش قیمت نفت و به تبع آن کاهش درآمدهای دولت، رفتار احمدینژاد هم در دو سال آخر صدارتش تغییر پیدا کرد. دولت وقتی با کاهش سرمایههای مالی و منابع مالی روبهرو شد، ناچار بود به سرمایههای اجتماعی توجه کند، هرچند نوشداروی پس از مرگ سهراب بود. [از سال سال ٩٠ به بعد] احمدینژاد ادبیاتش در سیاست خارجی عوض شد؛ دیگر نمیخواست جهان را مدیریت کند یا ساختارهای سازمانهای بینالمللی را به چالش بکشد، احمدینژاد متوجه شده بود که با جیب خالی نمیشود دنیا را اداره کرد.
افزایش قیمت نفت ساختاری را برای ایران پدید آورد که محصولش احمدینژاد بود، اگر احمدینژاد هم روی کار نمیآمد؛ هرکسی که روی کار میآمد کمابیش همان رفتارها را در پیش میگرفت؛ هرچند نه به شدت او.
شرق
نظرات کاربران