استاد دانشگاه الزهرا تصریح کرد: سياستهاي تيمي اتحاديهاي از پرنفوذترين كشورهاي اقتصادي جهان به ضرر مردم انگليس تمام شده بود. پيشتر به مهاجران اروپاي شرقي در انگلستان اشاره كردم. همين را به عنوان يك نمونه در نظر ميگيريم. اينها هيچ علاقهاي كه در اقتصاد انگلستان ادغام شوند، به اين معنا كه درآمدشان را از انگلستان خارج ميكردند و به كشورهاي مبدا ميفرستادند. از آنجايي كه پوند انگلستان، ارزي پرقدرت در نرخهاي برابري بود ميل اين مردم براي فرستادن پولشان به كشورهاي مادر خودشان بيشتر ميشد. اين به ضرر مردم كشور ميزبان بود اما حالا با جدا شدن بريتانيا از اتحاديه اروپا بخشي از اين مردم ناچارند كه به كشورهايشان بازگردند و اين به ضرر كشورهاي كوچك فرستنده نيروي كار و البته انگلستان است. اما چرا؟ اين نيروي كار ارزان بود و توانسته بود بخشهاي بزرگي از چرخهاي شغلهاي كارگري صنايع و... را با قيمتي ارزان به حركت درآورد. حالا كه آنها ميروند صنايع و ساختمان و... بايد نيروي انگليسي گرانقيمتتر استخدام كند؛ اين يعني هزينه نيروي كار و پس از آن توليد افزايش چشمگيري پيدا ميكند.
به گفته وی افزايش هزينههاي توليد امكان رقابتپذيري را در صحنه بينالمللي از انگلستان ميگيرد. همه اينها پس از مدتي به افزايش نرخ بيكاري در بريتانيا ميانجامد. دقت كنيد كه قيمت پوند اين كشور ريزشي را تجربه كرد كه در سه دهه گذشته آن را بهچشم نديده بود؛ پر واضح است كه ريزش نرخ برابري پوند با ساير ارزها ادامه خواهد داشت. فراموش نكنيم كه قيمت ساير ارزهاي اتحاديه اروپا و البته يورو نيز برابر دلار دچار افت شد.
*اعتماد
نظرات کاربران