شکایتهای متوالی بازیکنان و مربیان خارجی که حتی با جریمه کسر امتیاز روبهرو شده، دعوا بر سر همزمانی تمرینهای پیشفصل باشگاهها و اردوی تیم ملی و اختلاف باشگاهها بر سر حق رشد نمونههایی از اختلافات فوتبال ایران است که نشان میدهد مدیران، مربیان و بازیکنان در بحث حقوقی هنوز حرفهای فکر نمیکنند و نسبت به اختیارات و وظایفشان آگاهی کاملی ندارند.
در ماجرای رضاییان، بیتوجهی باشگاه به بندهای قرارداد بیشتر از زیرکی بازیکن نمود دارد.این بندی است که در سالهای اخیر بیشتر بازیکنان مطرح در قراردادشان در نظر میگیرند تا مانع بدقولی باشگاه شوند، ولی با توجه به اینکه بهندرت پیشنهاد جذابتر خارجی یا حتی داخلی وجود دارد، بازیکنان با وجود تاخیر باشگاهها در اجرای تعهداتشان بهندرت از آن استفاده کردهاند.طبیعی است وقتی باشگاهها پای قراردادی را امضا میکنند، متعهد به اجرای تمام بندهای آن هستند و بهانههایی مثل قول شفاهی، دروغگویی یا بیتعصبی بازیکن نمیتواند این کمکاری را توجیه کند.
اهمیت مسائل حقوقی در فوتبال حرفهای روز به روز بیشتر میشود و بیتوجهی به آن میتواند باشگاهها را با لطمات بزرگی روبهرو کند.جدایی رضاییان از پرسپولیس را از این نظر میتوان با جدایی تیاگو آلکانتارا از بارسا مقایسه کرد.رقم فسخ قرارداد هافبک اسپانیایی از بارسا 90 میلیون یورو بود، ولی در این قرارداد بندی وجود داشت که اگر این بازیکن در 60 درصد بازیهای فصل بهطور متوسط کمتر از 30 دقیقه بازی کند، رقم فسخ به 18 میلیون یورو کاهش پیدا میکند.در فصل 13-2012 کافی بود دقایق بازی تیاگو به 1904 برسد، ولی بیتوجهی باشگاه بارسلونا بند قرارداد او را فعال کرد تا باشگاه زیانی 70 میلیون یورویی تحمل کند و یکی از مستعدترین پدیدههایش را از دست بدهد.
در آن ماجرا هواداران بارسا تیاگو را به بیتعصبی متهم نکردند.آنها به پپ گواردیولا و برادرش (پر گواردیولا مدیر برنامههای تیاگو است) هم بابت جدا کردن این بازیکن از تیمشان فحاشی نکردند.انگشت اتهام در آن زمان بیشتر متوجه زوبیزارتا، مدیر ورزشی باشگاه بود که از این بند غافل بوده.بیتوجهی زوبیزارتا یک بار دیگر وقتی به بارسا آسیب زد که این باشگاه از نقل و انتقالات محروم شد و نتیجهاش برکناری او بود.
ایران ورزشی
نظرات کاربران