۱۴ جولای امسال، یعنی تنها ۲ روز دیگر، یک سال از روزی می گذرد که ایران و غرب، برنامه جامع اقدام مشترک یا همان برجام را به امضا رساندند. بازتاب های برجام اما هنوز هم در خاورمیانه ای که حالا ناامن تر از گذشته هم هست، همچنان ادامه دارد. غربی ها و منتقدان برجام اعتقاد دارند بخشی از این ناامنی به برجام بر می گردد و البته نه به محتوای آن، چرا که محتوای برجام هرگونه قابلیت ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای را برای دست کم ۱۰ سال آینده از میان می برد. بلکه آنچه که منتقدین برجام به آن اشاره می کنند، اثر سیاسی برجام است که ایران را تشویق و حتی قادر کرده است به مطالبات خود برای دستیابی به هژمونی در منطقه اقدام کند و البته به نظر می رسد از زاویه دید این منتقدین، این وظیفه واشنگتن باشد که نشان دهد چنین چیزی صحت ندارد.

قدرت های منطقه ای این موضوع را به طور کلی دریافته اند و به اشکال مختلف به آن واکنش نشان داده اند: از مخالفت تمام عیار سعودی ها گرفته تا رفتارهای ترکیبی ترکیه و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و تا سازشی که کشورهایی مانند عمان و عراق از خود نشان داده اند.

به گزارش ساعت ۲۴، در بادی امر، تمامی کشورهای منطقه (دست کم به غیر از اسرائیل) رسماً برجام را خوشامد گفتند، هر چند سعودی ها این کار را با زبانی نه چندان گرم انجام دادند. جمعیت اعراب، بنا بر نظرسنجی ای که در سال ۲۰۱۵ انجام گرفته بود، در باب برجام دو دسته شده بودند، ۴۰ درصد از آنها موافق برجام بودند حال آنکه ۳۲ درصد مخالف. مخالفان معتقد بودند برجام به ایران اجازه می دهد به اقدامات شرارت بار خود ادامه دهد. تمام کشورهای حاشی خلیج فارس که در نشست مشترک میان شورای همکاری خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا در ماه آوریل شرکت کرده بودند، از زبانی حمایت گرانه در قبال برجام استفاده کردند اما عدم اشتیاق در مقابل رویکرد پنهان آمریکا در قبال ایران هم محسوس بود، احساسی که می شد آن را از غیبت ملک سلمان در هر دو اجلاس امنیت هسته ای سال ۲۰۱۶ در واشنگتن و نخستین نشست مشترک شورای همکاری خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۵ مشاهده کرد. در این نشست، ۳ نفر از ۵ رهبر دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هم غایب بودند.

پس از توافق موقت ۱+۵ با ایران در سال ۲۰۱۳ و پس از آنکه روشن شده بود حصول به یک توافق نهایی محتمل است، رهبران منطقه ای و تحلیل گران آمریکایی درگیر این مسأله شده بودند که چگونه با قدرت گیری مجدد ایران رو در رو شوند. مقابله با اقدامات بی ثبات کننده ایران در تماس های نهایی میان اعضای شورای خلیج فارس و آمریکا و نیز دو نامه ای که جان کری، وزیر خارجه آمریکا در ماه سپتامبر به سناتورهای آمریکایی نوشت، هویدا بود. جان کری نوشته بود:«ما هم در مورد حمایت ایران از برخی گروه ها در منطقه، همان نگرانی هایی را داریم که بسیاری در کنگره دارند.»

اما ظاهراً دولت اوباما کاملاً هم با کنگره همسو نبوده است. اوباما در مصاحبه ای با نشریه آتلانتیک گفته بود عربستان سعودی باید این را بیاموزد که خاورمیانه را با ایران «سهیم» شود. این واقعیت که اوباما توپ را به زمین عربستان سعودی ای انداخته است که هرچه باشد یکی از متحدان آمریکا و یکی از حامیان رهبری جهانی آمریکا است و نه به زمین ایران، اقدامی که مخالف نظم موجود است، جدا حیرت آور است.

به گزارش ساعت ۲۴، واشنگتن اکنون کم قدرت تر از آن به نظر می رسد که به عنوان مثال بتواند از دستگیری ملوانانش توسط ایران که به داخل آب های این کشور منحرف شده اند، جلوگیری کند و کاری به غیر از محکوم کردن ایران برای ارتکاب این اقدام انجام دهد. آمریکا افزون بر این، علی رغم تعهدش در قبال کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، فروش هواپیما به کشورهایی مانند کویت، بحرین و قطر، متحدان کلیدی اش در مبارزه علیه داعش و مخالفا با ایران را متوقف کرده است. ایالات متحده آمریکا همچنین در مورد ورود ایران به لبنان هم حرکتی انجام نداده است و مهمتر از همه اینکه ایران در مورد اتحاد روسیه و ایران در مورد سوریه هم کاری از پیش نبرده است.

در سستی کاخ سفید برای جلودار شدن در منطقه خاورمیانه، قدرت های این منطقه خود دست به کار شده اند. عربستان سعودی در مخالفت با ایران قدرتمند از بقیه ظاهر شده، کارزار جنگ در یمن را به راه انداخته، از برکناری بشار اسد حمایت کرده، فاصله خود با نخست وزیر شیعه عراق، حیدرالعبادی حفظ کرده و هولدینگ های بانکی خود را از لبنانی که به نظر می رسد به زودی در دستان تهران قرار بگیرد، خارج کرده است. امارات متحده عربی و از برخی جهات هم قطر، استراتژی های مشابهی را اتخاذ کرده اند. عمان و کویت خود را به کناری کشیده اند. اردن از بابت ایران نگران است اما تهدیدات بزرگتری هم پیش روی خود می بیند. مصر نیز به طور کامل در صحنه منازعات منطقه ای غایب است. ترکیه هم از یکی از توافقات پیشین هسته ای با ایران (توافق تهران در سال ۲۰۱۰) دفاع می کند و در عین حال که ایران را رقیبی برای خود می بیند، آن را به عنوان یک شریک تجاری نیز در نظر می گیرد و همزمان البته از اتحاد میان ایران و بشار اسد هم نگران است. در مورد اسرائیل هم هر چند مقامات نظامی این رژیم خیالشان از بابت ایران هسته ای راحت شده است، نخست وزیر این کشور، بنیامین نتانیاهو به صراحت چنین موضعی را اعلام نکرده است. اسرائیل به شکلی ناگهانی از حضور روسیه در منطقه استقبال کرده، در مورد اسد موضعی منفعلانه گرفته و به همکاری ایران و حزب الله هم در قالب حملات مداوم به سوریه پاسخ داده است.

به گزارش ساعت ۲۴، نتایج این رخدادها چندان مطلوب نیست. دولت آمریکا ترجیح می دهد کانال های ارتباطی خود با تهران را همچنان باز نگهدارد و همزمان کارزار هنوز نه چندان گسترده خود علیه داعش را پیش ببرد. کشورهای منطقه هم که به حال خود رها شده اند و مجبور اند از شیوه های خاص خودشان استفاده کنند، اقداماتی خطرناک انجام داده اند: ترکیه به ساقط کردن جنگنده روسی روی آورده، درگیری ها در یمن آرام نشدنی به نظر می آیند اسرائیل هم به سوریه تجاوز کرده است. از منظر غرب، برجام با قدرت دادن به ایران، خاورمیانه را ناامن تر کرده است.

محمد مهدی حاتمی-ساعت ۲۴

منبع: موسسه واشنگتن برای مطالعات خاور نزدیک