dir="RTL">منتقدان سیاسی دولت یازدهم هرگز نمی‌گویند كه سقف خواسته‌های امروز آنها كجاست و اگر دولت چه كارهایی انجام دهد یا چه كارهایی انجام ندهد نوعی رضایت نسبی برایشان حاصل می‌شود. دقت در گفتار و رفتار گروه عصبانی‌تر و هیجانی‌تر طیف مخالفان سیاسی دولت نشان می‌دهد انگار در این زمانه زندگی نمی‌كنند و گویی چشم‌هایشان بر تحولات دنیای حاضر و ماهیت آن بسته است.

آنها انتظار دارند كه همه كشورهای دنیا از خاور و باختر، از ثروتمند و تهیدست، از انقلابی تا محافظه‌كار و... چشم به راه تصمیم‌های آنها بمانند تا این گروه انتظارشان را بیان كنند. طیف عصبانی منتقد دولت انگار حركت شتابان سرزمین‌ها و ملت‌ها برای به دست آوردن سهمی در حد حتی ۱۰۰ میلیون دلار از بازارهای جهانی را نمی‌بینند.

این طیف عجیب و غریب سیاسی كه با درآمدهای حاصل از صادرات نفت هر جور خواسته‌اند زندگی كرده و رنج و سختی پول درآوردن را بر خود تحمیل نكرده‌اند، انگار نمی‌بینند كه بازارهای هر روز در حال كوچك شدن شاهد كدام رقابت‌های سخت و پیچیده هستند.

شوربختانه یا خوشبختانه ایران دست كم یك دهه است كه با دنیای حاضر، تجارت عادی و از سر منفعت دوجانبه نداشته است و در بسیاری از فعالیت‌ها از تحولات دور مانده است ولی امروز این شانس به ایران روی آورده است كه كشورهای جهان می‌خواهند با ایران داد و ستد كنند.

اعضای اصلی اتحادیه اروپا چند ماه است كه به هر زبانی می‌گویند قصد دارند مناسبات اقتصادی خود را با ایران افزایش دهند اما مخالفان سیاسی دولت معلوم نیست كه چه می‌خواهند و هر حرف و قول آنها را مذموم و نكوهش شده می‌دانند.

دنیای امروز تا جایی كه ممكن است حتی برای یك میلیون دلار داد و ستد انعطاف نشان می‌دهد اما پس از آنكه مطمن شود در گفت‌وگو با كشورها و تلاش برای داد و ستد با آنها سودی نصیبش نمی‌شود آن كشور را رها می‌كند و ناز نمی‌خرد.

دنیای امروز عرصه رقابت و منفعت‌بری است و هر كشور اروپایی برای اینكه یك بازار پررونق آتی را از چنگ رقیب خود بیرون آورد به ایران می‌آید. این اتفاق ابدی نیست و روزی كه مدیران شركت‌ها به این نتیجه قطعی برسند كه از ایران منفعتی به دست نمی‌آورند به جای دیگری می‌روند.

این روزها كه عربستان روزگار ناخوشی دارد، تركیه در مصیبت و رنج گرفتار شده است و عراق نیز روزهای خوبی ندارد، سرمایه‌گذاران اروپایی، ژاپنی، كره‌ای، كانادایی و استرالیایی به سمت ایران آمده‌اند و ما نباید ساده انگارانه و از سر لجبازی سیاسی درهای شانس را به روی خودمان ببندیم.

هیچ سرزمینی در دنیای امروز این شانس را پیدا نمی‌كند كه در یك دوره كوتاه‌مدت ۱۵۰ هیات از سرمایه‌گذاران را در خاك خود ببیند. نباید شانس پدیدار شده را از دست بدهیم و آنگاه پشت دست خود بكوبیم كه كاش جور دیگری رفتار می‌كردیم.