ایرانیان بیش از نیم قرن است كه اهمیت منطقه استراتژیك چابهار را درك كرده و برنامههای متعددی بر روی كاغذ برای بهرهبرداری از این منطقه استراتژیك تدوین كردهاند، اما متاسفانه هنوز در ابتدای راه هستیم. ایران درباره سرمایهگذاری در چابهار آنقدر درنگ كرد كه پاكستان آمد و بندر گوادر این كشور را در برابر چابهار تجهیز كرد و به سرعت در حال بهرهبرداری است.
علاوه بر این در شرایطی كه ایران نمیتواند با بخش قدرتمندتر دنیا تعامل كند، امریكاییها با هدف سلب فایده از بندر گوادر به میزان كافی نگاهشان به سمت بندر عمانی «دوقم» (Duqm) دوخته شده است و میخواهند این بندر را رقیب گوادر كنند.
حامد عسگری كرمانی پژوهشگر مركز تحقیقات استراتژیك وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره اهمیت چابهار و تحولات مرتبط با آن از سوی چین و امریكا آینده این منطقه تحلیلی كرده است كه بخشهایی از آن را میخوانید:
بلوچستان استراتژیك
در حقیقت سرزمین بلوچستان كه میان سه كشور ایران، افغانستان و پاكستان پراكنده شده است، یكی از حساسترین مناطق آسیا و یكی از حوزههایی به شمار میرود كه پیشبینی میشود در آینده و با بالا گرفتن رقابت ژئواستراتژیك میان چین و ایالات متحده، به یكی از كانونهای درگیری میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شود.
به این ترتیب، در صورت كامیابی طرح بندر گوادر چین به چند هدف بلندمدت خود دست پیدا خواهد كرد. نخست اینكه با اتصال استان سینكیانگ خود به دریای عرب، یك مسیر میانبر اقتصادی مهم به یكی از بزرگترین مراكز اقتصادی خاورمیانه، یعنی دریای عمان و خلیج فارس را دراختیار خواهد داشت. این مسیر میانبر گزینه جانشینی برای تنگه مالاگا به وجود خواهد آورد و از این طریق، این كشور از تنگنای استراتژیك فعلی عبور خواهد كرد. پیشبینی شده است كه با تحقق این طرح، بندر دبی در بلندمدت مركزیت اقتصادی خود را در منطقه از دست بدهد. گزارشهای پرشماری در دست است كه شیخنشینهای جنوب خلیج فارس از ارتش آزادیبخش بلوچستان حمایت مالی میكنند تا با ناامن كردن منطقه، مانع از پیشرفت این پروژه شوند. انگیزه این كار تهدیدی است كه این شیخنشینها و در راس آنها دبی، نسبت به كسب و كار آتی خود از جانب بندر گوادار احساس میكنند.
دوم، با حضور ناوگان اقتصادی چین در این منطقه، این كشور امكان حضور نظامی در یكی از مهمترین گلوگاههای انرژی دنیا را نیز به دست خواهد آورد و به این ترتیب، به تعبیر تحلیلگران نیاز خود را به «حسننیت» ایالات متحده و ناگان نظامی آن برای تامین امنیت انرژی خود را برطرف نموده و نیروی دریایی چین نقش جدیدی به عنوان یك بازیگر نظامی در این گلوگاه انرژی جهان ایفا خواهد كرد.
سوم، با تحقق این امر، پاكستان به عنوان متحد استراتژیك چین موقعیت استوارتری پیدا خواهد كرد. مزایای اقتصادی این طرح برای پاكستان میتواند بخش مهمی از نیازهای اقتصاد نابسامان و فقیر این كشور را برطرف نماید. پیشبینی شده است با تكمیل این پروژه، تا سال ۲۰۳۰ سالیانه ۲.۵ درصد از قبل این پروژه به رشد اقتصادی پاكستان افزوده شود.
همچنین، این راهرو با دورنمای ارتباط با پروژه موسوم به تاپی یك امتیاز مهم برای چین و پاكستان به همراه خواهد داشت. به این ترتیب، هم دسترسی به بازار آسیای میانه برای این دو كشور تسهیل خواهد شد و هم مسیری برای تامین انرژی و همزمان، وابستگی كشورهای محصور در خشكی آسیای میانه به پاكستان و در نتیجه، افزایش كارتهای بازی این كشور در افغانستان و آسیای میانه را به همراه خواهد داشت. به طور مشخص، اهمیت استراتژیك بندر چابهار در زمینه اهمیت بندر گوادر است كه معنی واقعی خود را پیدا میكند. در حقیقت، زاویه صحیح نگاه به پتانسیل های بندر چابهار از سوی شرق است و به این معنا، برنامه چین و پاكستان برای بندر گوادر است كه به چابهار اهمیت استراتژیك ویژهای میبخشد.
در واقع، چین قصد دارد مهره رخ خود را در بندر گوادر قرار دهد و ایالات متحده از جانب آن احساس خطر میكن. نخستین پاسخ امریكا این بوده است كه با ناامن كردن بلوچستان پاكستان، امنیت لازم برای پیشبرد اقتصادی این روژه را از بین ببرد و حتی زمینه استقلال بلوچستان را فراهم آورد. گزارشهای زیادی از حمایت پنهانی این كشوراز جداییطلبان بلوچ وجود دارد. همچنین، طی چند سال اخیر زمزمههایی در واشنگتن مبنی بر حمایت از استقلال بلوچستان پاكستان به گوش رسیده است. از سوی دیگر، هند نیز نمیخواهد پاكستان را به عنوان مهمترین رقیب منطقهای خود، در كانون چنین بازی مهمی ببیند و از این روی، به موازات ایالات متحده در حال حمایت از جداییطلبان بلوچ است. برنامه دیگر ایالات متحده، ایجاد پایگاه منطقهای رقیب برای ایجاد موازنه در برابر بندر گوادر است و قرائن زیادی وجود وردآورد و از اين طريقدارد كه بندر چابهار در كنار بندر عمانی دوقم جدیترین گزینهها هستند.
به این ترتیب، صرفنظر از نیت ایران، از همین حالا چابهار برای هند و تا حد زیادی برای ایالات متحده، اهمیت ژئواستراتژیك دارد. چابهار تنها ۸۴ مایل دریایی (حدوئد ۱۴۰ كیلومتر) با گوادر فاصله دارد و در طرف درست آن قرار گرفته است: یعنی بین گوادر و تنگه هرمز، جایی كه میتواند میان گوادر و خلیج فارس یك حائل پدید بیاورد. همچنین، مسیر مطمئنتری برای رسیدن به افغانستان و آسیای مركزی است، مسیری امن كه تنها از یك كشور عبور میكند، به لحاظ عمق آب و وضعیت طبیعی كرانه، توانایی پذیرش كشتیهایی با ظرفیت بیش از ۱۰۰ هزار تن را هم دارد و مهمتر از همه اینكه در یك كشور امن قرار گرفته است كه نسبت به پاكستان توانایی اقتصادی بیشتری هم برای سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی خود دارد. ایران با ورود جدی به این قضیه میتواند از تمام این مزایا و مهمتر از همه، مزایای همكاری با قدرت های بزرگ استفاده كند.
به گزارش ساعت ۲۴، مورد اخیر بسیار حایز اهمیت است. واقعیت این است كه ایران در یك انزوای جدی و طولانی مدت استراتژیك، به ویچه در حوزه خلیج فارس قرار گرفته است. در وضعیتی كه تمام كشورهای پیرامون (كشورهای جنوب خلیج فارس) در بهترین حالت، رقیب شما هستند و همزمان با قدرتهای فرامنطقهای حاضر در منطقه هم روابط پرتنشی دارید، این انزوای استراتژیك به بهای تلف شدن تمام فرصتها و مزایای استراتژیك كشور تمام خواهد شد. مشكلات پیچیدهای كه در طول چند دهه اخیر در سیاست خارجی ایران پدید آمده، از جنگ تا برجام، نه دقیقا مولود این انزوای استراتژیك، ولی در مواجهه و كنترل پیامدها، ارتباط مستقیمی با این انزوای استراتژیك داشتهاند. پاكستان كه با ایستادن در كنار چین حمایت همه جانبه تسلیحاتی این كشور و یك پروژه عظیم ۴۶ میلیارد دلاری را به دست آورد و یا مانند هند كه با نزدیك شدن به ایالات متحده موافقت ضمنی این كشور را برای فعالیتهای تسلیحاتی هستهای خود كه خارج از پادمان است و حتی بیش از آن، همكاری فنی امریكا در این حوزه را كسب كرده است. دلیلی وجود ندارد كه ایران وضعیت متفاوتی از این دو داشته باشد.
نظرات کاربران