از ابتدای سال 1939، توجه هیتلر به موضوع دانتسیگ تمرکز یافت. هیتلر که خواستار صلح بود، با سخاوتی که در تاریخ آلمان بی نظیر بود، از پس گرفتن دالان صرف نظر کرد و رسماً اعلام کرد که دالان را به عنوان یک سرزمین لهستانی به رسمیت می شناسد به این شرط که لهستانی ها حاضر شوند یک خط آهن و اتوبان به دولت آلمان بدهند تا آلمان بتواند با استان پروس شرقی به طور زمینی نیز ارتباط داشته باشند. درخواست های هیتلر توسط دولت نالایق لهستان رد شد و پس از آن پیشوا به درخواست های خود افزود و دولت لهستان تمام آن ها را رد کرد. سرانجام لهستان پاسخ درخواست ها و کوشش های دیپلماتیک هیتلر را با خشونت پاسخ داد از جمله :
– فشار دولت لهستان روی اقلیت آلمانی ساکن لهستان بیشتر شد.
– هرچیزی که روح آلمانی داشت در لهستان با خشونت روبرو می شد.
– دولت لهستان فشار اقتصادی بر روی بندر دانتسیگ (که عملاً تمام ساکنان آن آلمانی بودند) را بیشتر کرد.
اکنون برای هیتلرٰ صرف نظر از موضوع دانتسیگ، موضوع نجات اقلیت آلمانی مطرح بود که تحت فشار دولت لهستان بودند. لهستانی ها نیز به شدت به آغاز یم جنگ جدید علاقه مند بودند. در واقع از سال ها پیش از اینکه هیتلر به قدرت برسد، روزنامه های معروف لهستانی، از ادبیات ضد آلمانی پر شده بود و در این روزنامه ها همواره سخن از پیشروی به سوی آلمان و ضمیمه کردن استان پروس شرقی به خاک لهستان سخن می گفتند و اکنون امیدوار بودند با پشتیبانی بریتانیا و فرانسه یک جنگ نوین اروپایی راه بیندازند و سرزمین های شرقی آلمان را تصاحب کنند.
در طول 29 آگوست، ده ها تهاجم مرزی از خاک لهستان به خاک آلمان شکل گرفت. این حملات بدین جهت بود که آلمانی ها به حمله تحریک شوند تا از نظر بین المللی و افکار عمومی تقصیر آغاز جنگ به گردن آلمانی ها بیافتد. لیدل هارت بزرگترین و مشهورترین مورخ نظامی بریتانیا نیز اعتقاد دارد که این لهستانی ها بودند که حملات مداومی به مرز آلمان انجام
نظرات کاربران