آمار اقتصادی
در پی جنگ جهانی دوم ساختارهای زیربنایی و صنعتی اروپا ویران شده بود. این مساله باعث ارائه طرح مارشال از سوی آمریکا شد که در نهایت نفوذ و تابعیت اروپای غربی از آمریکا را در دهه‌های بعد در پی داشت. از سوی دیگر تقسیم آلمان و نفوذ شوروی در اروپای شرقی عملا این قاره را به دو نیمه تقسیم کرد. این تقسیم ریشه‌های آنچه بعدها جنگ سرد نام گرفت را تشکیل داد.
طی جنگ جهانی دوم ایالات متحده با341 میلیارد دلار هزینه برآورد شده به علاوه 50 میلیارد دلار وام و اجاره تسلیحاتی بیشترین مخارج را متحمل شد. از 50 میلیارد مذکور، 31 میلیارد به بریتانیا، 11 میلیارد به اتحاد شوروی، 5 میلیارد به چین و 3 میلیارد به 35 کشور دیگر رفت.
کشورهای بعدی به ترتیب شامل آلمان با 272 میلیارد، اتحاد شوروی با 192 میلیارد، بریتانیا با 120 میلیارد، ایتالیا با 94 میلیارد و ژاپن با 56 میلیارد دلار متحمل هزینه شدند. بااین وجود، به غیر از آمریکا و آن عده از کشورهایی که از لحاظ نظامی کمتر فعال بودند، پولی که توسط کشورهای دیگر خرج شد به رقم واقعی هزینه جنگ حتی نزدیک هم نیست.
بنابر محاسبات دولت شوروی، اتحاد جماهیر شوروی 30 درصد از ثروت ملی خود را از دست داد و از طرفی تاراج و اخاذی آلمانیها در کشورهای اشغال شده نیز به مبالغ بی حد و حسابی بالغ میشود. هزینه کامل خسارت ژاپن 562 میلیارد دلار برآورد شده و در آلمان، بمباران و سلاحهای مخرب 4 میلیارد متر مکعب ویرانه برجا گذاشتند.
تاسک فورس ژاپن. درحالیکه هواپیماها به سمت توکیو پرواز می‌کنند، توپهای 40 میلی متری در 16 فوریه 1945 USS HORNET را تیرباران می‌کنند. به گلوله‌های توپ بر روی زمین توجه کنید.
نتایج جنگ دوم جهانی
کنفرانس تهران با شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر تا ۱ دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری برگزار شد. هدف کلی این کنفرانس توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.
جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بر سراسر جهان‌ و نیز جهان‌ اسلام‌ تأثیرات‌ گسترده‌ای‌ داشت‌ که‌ برخی‌ از آنها عبارت‌اند از:
فروپاشی‌ نظام‌ چند قطبی‌ و شکل‌گیری‌ نظام‌ دو قطبی‌ شرق‌ و غرب‌ به‌ رهبری‌ شوروی‌ و آمریکا،
رنگ‌ باختن‌ نفوذ قدرت‌های‌ اروپایی‌ مانند انگلیس‌، فرانسه‌، ایتالیا و آلمان‌ در سیاست‌های‌ بین‌المللی‌،
شروع‌ جنگ‌ سرد به‌ عنوان‌ صحنه‌ رقابت‌ دو بلوک‌ در قالب‌ اتحادیه‌ها و پیمان‌های‌ خاص‌،
تحریک‌ جنبش‌های‌ ضداستعماری‌ و متعاقب‌ آن‌ استقلال‌ مستعمرات‌ و ایجاد چند کشور جدید.
جهانی دوم با به جا گذاشتن 50 میلیون کشته و میلیون‌ها نفر معلول و زخمی، خونین‌ترین جنگ تاریخ بشر به شمار می‌رود. در عین حال مانند جنگ جهانی اول، این جنگ نیز به توسعه صنعت و رونق اقتصادی آمریکا و کانادا کمک کرد؛ ولی در سایر نقاط جهان ثمری جز خرابی نداشت.
جنگ جهانی دوم، اروپا را به کلی از مرکزیت انداخت. اروپا اگر چه بعد از جنگ جهانی اول تضعیف شده بود، اما هنوز قادر بود به ایفای نقش اساسی در سیاست جهان بپردازد؛ چرا که در آن زمان قدرت دیگری وجود نداشت که بخواهد یا بتواند جایگزین اروپا در سیاست بین‌المللی شود. در واقع آمریکا پس از جنگ جهانی اول به سیاست انزوا گرایانه خود بازگشت و روسیه درگیر مسائل داخلی خود بود.
ولی پس از جنگ جهانی دوم اوضاع کاملاً تغییر کرد. آمریکا به دلیل منابع و تعهداتی که در گوشه و کنار جهان داشت، نمی‌توانست سیاست انزواگرایانه گذشته خود را در پیش گیرد؛ به علاوه با رقیبی چون شوروی روبه رو بود که علی رغم خسارات سنگین، فاتح اصلی جنگ محسوب می‌شد و عملاً بر نیمی از اروپا سیادت داشت. بدین سان، آمریکا و شوروی به بازیگران اصلی صحنه بین‌الملل تبدیل شدند و جهان را به دو منطقه نفوذ بین خود تقسیم کردند و پایه‌های یک نظام دو قطبی را بنا نهادند. و این بار سایه جنگ سرد بر فضای جهان سایه افکند.
پی آمد جنگ برای کمونیسم
پیروزی ارتش سرخ بر نازیسم و ارتش هیتلری تنها یک پیروزی برای مردم شوروی نبود، آثار آن در کشورهای غرب اروپا هم با نفوذ احزاب کمونیست در میان مردم پدیدار شد در سال ۱۹۴۶ نزدیک به ۲۸ ٪ به حزب کمونیست فرانسه رأی دادند. حزب کمونیست حتی در بلژیک در سال ۱۹۴۴ دوازده هزار عضو داشت و تعداد آنان یک سال بعد به ۱۰۳ هزار نفر افزایش یافت و از همین جا بود که طبقهٔ کارگر کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، بلژیک و غیره توانستند دستاوردهای اجتماعی بسیاری را مطالبه کرده و به چنگ آورند.
چند سال پس از پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری جنبش‌های رهایی‌بخش ملی شکل گرفتند و یکی پس از دیگر بر استعمارگران پیروز شدند.
نویسنده آمریکایی ارنست همینگوی پس از پیروزی شوروی بر آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم نوشت:
«هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است»
دست یافتن به اسرار فنی آلمان نازی
شصت سال قبل، آمریکا دانشمندان نازی را برای هدایت پروژه‌های پیشرو این کشور مانند رقابت برای تسخیر فضا به خدمت گرفت.
این مردان تکنولوژی‌های مرزشکنی را در اختیار آمریکا گذاشتند که حتی امروز نیز در خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما این دستاورد بی‌هزینه نبوده است.
پایان جنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست یافتن به اسرار انبوه فنی آلمان نازی بود. متفقین برای به چنگ آوردن حداکثر تجهیزات و تخصص ممکن از ویرانه‌های رایش تقلا می‌کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سایرین به این اسرار شوند.
وسعت و عمق دستاوردهای فنی بسیار پیشرفته آلمان، کارشناسان متفقین که نیروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می‌کردند، به حیرت افکند.
راکت‌های مافوق صوت، گاز عصبی، هواپیمای مجهز به موتور جت، موشک‌های هدایت شونده، فناوری تجسسی و آلات پیشرفته زرهی تنها برخی از فناوری‌های بدیعی بود که در آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها و کارخانه‌های نازی، حتی در زمانی که در آستانه شکست بودند، توسعه می‌یافت.
آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در نخستین روزهای جنگ سرد درگیر مسابقه‌ای علیه زمان برای شکستن اسرار علمی هیتلر شدند.
در ماه مه 1945، قشون تحت فرمان استالین آزمایشگاه‌های اتمی در موسسه معتبر کایزر ویلهلم در حومه برلین را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا به زرادخانه وسیع اتمی شوروی بدل شد تقدیم پیشوای خود کردند.
آمریکایی‌ها درست پیش از آنکه نیروهای شوروی مجتمع وسیع نوردهازن را که در دل رشته کوه‌های هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بود تصرف کنند، موشک‌های وی-2 را از آن خارج کردند. به علاوه تیمی به سرپرستی ورنر فون براون نیز که وی-2 را ساخته بود، به دست آمریکایی‌ها افتاد.
هیونِر، معاون فرمانده نیروی هوایی آمریکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از به چنگ آوردن این غنائم نوشت: «اشغال تشکیلات علمی و صنعتی آلمان این موضوع را که ما در بسیاری از زمینه‌های پژوهشی به گونه تکان‌دهنده‌ای عقب مانده‌ایم آشکار کرد.»
اگر از این فرصت برای به چنگ آوردن تشکیلات و مغزهایی که آن را توسعه داده‌اند استفاده نکنیم و آن دو را فورا به کار نگیریم، باید برای کشف عرصه‌ای که قبلا کاوش شده تلاش کنیم که ما را چندین سال عقب خواهد انداخت.
به این ترتیب پروژه موسوم به «گیره کاغذ» آغاز شد که طی آن فون براون و بیش از 700 نفر دیگر از دانشمندان آلمانی به طور مخفیانه بدون آگاهی متحدان آمریکا به آن کشور منتقل شدند. این پروژه هدف پیچیده ای نداشت: «بهره‌برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه‌های پژوهشی آمریکا و جلوگیری از دسترسی اتحاد جماهیر شوروی به این معدن غنی فکری.»
پس از آن تحولات سریعی روی داد: ترومن پروژه «گیره کاغذ» را در ماه اوت 1945 تصویب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستین گروه از دانشمندان آلمانی وارد خاک آمریکا شدند.
با این حال یک مشکل عمده وجود داشت؛ ترومن به وضوح دستور داده بود که هرکسی که «عضویت او در حزب نازی ثابت شود و در فعالیت‌های آن شرکت داشته یا از حامیان فعال حکومت نظامی نازی‌ها بوده است»، از این پروژه حذف شود.
براساس این معیار، حتی شخص فون براون، برای خدمت در آمریکا واجد شرایط نبود. او علاوه بر عضویت در سازمان‌های مختلف نازی، از اعضای بلندپایه «اس اس» (از سازمان‌های موازی گشتاپو) بود. در پرونده امنیتی او درج شده بود که وی یک «خطر امنیتی» به حساب می‌آید. این افراد از جمله همکاران فون براون بودند:
- آرتور رودلف، مدیرکل عملیاتی نوردهازن، جایی که 20 هزار برده، که به کار اجباری واداشته شده بودند، در جریان تولید موشک‌های وی-2، جان باختند. او تیم سازنده راکت «ساترن پنج» را که «صد در صد نازی، از نوع خطرناک» وصف می‌شد، سرپرستی می‌کرد.
- کرت دیبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پرونده او آمده بود: «او باید به عنوان تهدیدی برای امنیت نیروهای متفقین تحت نظر و کنترل باشد.»
- هوبرتوس استراگهولد، که بعدا «پدر پزشکی فضایی» لقب گرفت، سیستم‌های «زیست یاری» تعبیه شده در فضاپیماهای ناسا را طراحی کرد. برخی از زیردستان او در اردوگاه‌های داخائو و آشویتس، آزمایش‌های انسانی انجام می‌دادند، جایی که اسرای کشورهای شرق اروپا منجمد شده و در اتاقک‌های کم‌فشار قرار داده می‌شدند که معمولاً به مرگ آنها منجر می‌شد.
تمامی این افراد از صافی اخلاقی گذرانده شدند تا به آمریکا خدمت کنند: ارتش آمریکا که پیروزی در جنگ سرد، نه برقراری عدالت را، نخستین اولویت خود می‌دانست، بر جنایاتی که ادعا می‌شود این افراد مرتکب آن شده بودند، سرپوش گذاشت و لکه‌های سیاه را از پیشینه آنها زدود.
گیره‌ای که اطلاعات تازه آنها را در پرونده‌های شخصی محکم می‌کرد، وجه تسمیه کل این عملیات شد و اکنون با گذشت شصت سال، ذره‌ای از اهمیت میراث آن پروژه کاسته نشده است.
می‌توان استدلال کرد که هواپیمای موسوم به «هورتن هو 229» با روکشی از تخته سه‌لای باردار کربنی با بال‌های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می‌مانند و در سال 1944 ساخته شد نخستین هواپیمای تجسسی جهان بود.
ارتش آمریکا یکی از این مدل‌ها را در اختیار شرکت هواپیماسازی «نورثروپ» گذاشت. این شرکت بعدها بمب‌افکن‌های تجسسی بی-2 را که از تمام جهات کاربردی، نمونه مدرن هورتون بود، ساخت.
موشک‌های کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استوار است و موتور جتی که نیروی محرکه هواپیمای «هایپرسونیک» پیشرفته ناسا موسوم به ایکس-43 (با سرعتی پنج برابر صوت) را فراهم می‌کند تا حدود زیادی مدیون پیشگامان صنعت جت آلمان است.
همچنین آلمان، تاسیسات بسیار عظیمی را در تلمارک واقع در نروژ برای تولید آب‌سنگین و غنی‌سازی اورانیوم ایجاد کرده بود که اگر بمب‌افکن‌های انگلیسی آنجا را بمباران نمی‌کردند در همان سال 1944 اولین سلاح هسته‌ای آلمان، آماده استفاده شده بود.
علاوه بر اینها، شمار بزرگ اسناد پروژه گیره کاغذ که هنوز محرمانه است، باعث شده بسیاری از کارشناسان، از جمله نیک کوک، مشاور هوافضای «هفته نامه دفاعی جینز» مظنون باشند که آمریکا ممکن است به توسعه فناوری‌های حتی پیشرفته‌تر نازی پرداخته باشد که از جمله آنها دستگاه‌های ضدجاذبه است که منبع بالقوه‌ای برای مقادیر وسیعی انرژی خواهد بود.
کوک می‌گوید: «این فناوری می‌تواند چنان ویرانگر باشد که صلح جهان را به خطر بیندازد، از این رو آمریکا تصمیم گرفته آن را برای مدت‌های مدید مخفی نگاه دارد.»
اما خیلی‌ها ضمن کف‌زدن برای موفقیت غیرقابل انکار پروژه گیره کاغذ، ترجیح می‌دهند هزاران نفری را به یاد بیاورند که جان باختند تا نوع بشر به فضا برود.