«نباید در سنجش نوع رابطه میان ایران و روسیه شتاب زده عمل کرد. این رابطه نامش اتحاد نیست.» این را دکتر الهه کولایی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می گوید. کولایی پیش تر نماینده مجلس ششم بوده و اکنون عضو شورای هماهنگی مجمع زنان اصلاح‌طلب است. او چندین کتاب در زمینه مطالعات روسیه تألیف کرده و یکی از زمینه های پژوهشی مورد علاقه اش هم مطالعات روسیه است.

کولایی می گوید ایران اکنون به پل پیروزی منطقه بدل شده است، چرا که کشوری مانند روسیه از طریق خاک ایران و با هماهنگی آمریکا، به داعش در عراق حمله می کند. اشاره او به زمانی است که در جنگ جهانی دوم، ایران به دلیل موقعیت ژئوپولتیک خود مورد توجه قوای متفقین قرار گرفته بود و آنها این کشور را «پل پیروزی» خود لقب دادند. با این همه، هر چند ایران از پیروزی متفقین بر متحدین در جنگ جهانی دوم طرفی نبست، امروز فرصتی دوباره مهیا شده است برای بهره گیری از موقعیت ممتاز ژئوپولتیک ایران: جنگنده های روسی از طریق پایگاه هوایی نوژه در استان همدان، به مواضع داعش در خاک عراق و سوریه حمله می کنند. گفت و گوی کوتاه ساعت ۲۴ با دکتر الهه کولایی را در ادامه می خوانید:

خانم دکتر کولایی، گفته می شود روسیه اولین کشوری بوده که احتمال وقوع کودتا در ترکیه را به مقامات این کشور اطلاع داده است. ایران هم پس از روسیه نخستین کشوری بود که با دولت قانونی ترکیه اظهار همدردی کرد. ایران، ترکیه و روسیه حالا وارد اتحاد سه جانبه ای شده اند که پیش تر سابقه نداشته است. به نظر شما می توانیم شاهد افزایش نقش آفرینی روس ها در منطقه باشیم؟

-تغییر در سیاست های خاورمیانه ای روسیه خیلی پیش تر از این ها و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق شروع شده بود و ما امروز شاهد علایم و آثار جدی تر این تغییر هستیم. روسیه با ایران و برخی دیگر از کشورهای منطقه منافع مشترکی دارد که قابل چشم پوشی نیستند. با این همه، به نظر من اینکه در ایران نام این رابطه را «اتحاد» می گذارند، تنها ناشی از سرشت و نحوه نگرش سیاه-سفید ما به مسایل است و این ارتباطی با واقعیت ندارد.

رابطه ای که میان ایران و روسیه شکل گرفته نامش اتحاد نیست، بلکه به دلایل گوناگون منطقه ای و بین المللی، این رابطه که قبلاً هم موجود بوده، بسط پیدا کرده است و البته اختلاف منافع هم در این رابطه همچنان ملحوظ است.

به نظر شما در سایه این ارتباط میان ایران، ترکیه و روسیه، می توانیم در آینده نزدیک شاهد تغییراتی در شیوه مبارزه با داعش باشیم؟

آنچه در سطح منطقه قابل مشاهده است این است که جریان بنیادگرایی افراطی در قالب گروه داعش، بسیار قدرت پیدا کرده است. اکنون همکاری هایی میان ایران و روسیه از یک سو، تعامل میان آمریکا و روسیه از سوی دیگر و همکاری میان کشورهای مختلف منطقه، همگی در جهت مبارزه با گسترش پدیده داعش بسیج شده اند. از طرف دیگر هم میان ایران و روسیه زمینه های همکاری جدی وجود دارد و هم میان ایران و ترکیه می توانیم شاهد زمینه های همکاری مشترک باشیم. با این همه، نکته مهمی که لازم است به آن توجه شود این است که این زمینه های همکاری، نمی توانند زمینه های اختلاف نظر میان این دولت ها با یکدیگر را از میان ببرند.

موضوع دیگر این است که روسیه نه فقط با ایران، بلکه با عربستان و اسرائیل هم در زمینه های گوناگون نظامی و صنعتی و امثال آن هم روابط قابل اعتنایی دارد. در واقع، ما باید ضمن آنکه این زمینه های همکاری مشترک را از نظر می گذرانیم، به موارد اختلاف نظر هم توجه داشته باشیم. ترکیه با روسیه بر سر برخی موضوعات مانند سرکوب داعش و وضعیت سوریه اختلاف نظر دارد. ترکیه افزون بر این، همچنان عضو تأثیر گذار ناتو است و شاید بتوان گفت چرخش این کشور به سمت روسیه را تنها می توان در قالب امتیازگیری از رقبای روسیه فهم کرد. به طور خلاصه، «اتحاد» تلقی کردن روابط میان ایران، ترکیه و روسیه، در واقع نوعی تقلیل گرایی و ساده سازی است و با واقعیت های منطقه و روابط بین الملل نمی خواند.

آیا ایران می تواند از وضعیت پیش آمده و از این آب گل آلود ماهی خودش را بگیرد؟

ایران به پل پیروزی منطقه تبدیل شده است و فرصتی خوبی در اختیار ما قرار گرفته است. اکنون روسیه با توجه به ملاحظات نظامی و با هماهنگی ایالات متحده آمریکا، از خاک ایران برای حمله به داعش در عراق استفاده می کند و این نشان دهنده وزن ژئوپولتیک ایران است که آن را به کشوری اثرگذار در منطقه بدل کرده است. ایران موقعیت مناسبی دارد که می تواند بهره های بسیاری از آن ببرد.