style="text-align:justify">در این رهیافت نگرشی دوسویه از جریان گردشگری وجود دارد؛ از یک سو گردشگری بومی شامل عمل وعکس‌العمل گردشگران است و از دیگر سو، اندازه و وسعت و دامنه عملکردی گردشگری را نشان می‌دهد. در زمینه عمل و عکس‌العمل گردشگران پیوسته مفهومی از تطبیق رفتاری وجود دارد که در چارچوب کنش‌پذیری بین میزبان و گردشگر رخ می‌دهد.
رسانه‌های تصویری با توجه به اعتمادی که مردم بیش از منابع اطلاعاتی دیگر به آن‌ها دارند، نقش مهمی را در زمینه توسعه گردشگری بومی ایفا می‌کنند. رسانه‌ها با نمایش دادن تصاویر طبیعی، در تصمیم‌گیری گردشگران برای مسافرت و انتخاب محل مسافرت تاثیر دارند. عرصه وسیعی که این رسانه‌ها به سوی کثرت و تنوع چشم‌اندازها یا مناظر بازی می‌کنند، تحکیم هویت فردگرایانه و تغییر علایق و انتخاب‌ها را در تجربه گردشگری معاصر سبب شده است.
این امر به پیدایش گونه تازه‌ای از گردشگران انجامیده که نقطه مقابل گردشگری انبوه قرار دارد و آن، مسافرت‌های انفرادی و خانوادگی بوده که در حال افزایش است. به طور معمول اینگونه گردشگران به وظیفه خود مثل نیازها و حساسیت‌های جامعه میزبان آگاه بوده و به آن احترام می‌گذارند. در این قالب برنامه‌ریزان گردشگری در مقاصد، با توجه به گرایش بازار و تطبیق کنش‌پذیری میزبان- گردشگر در جلب گونه‌های خاصی از گردشگران تلاش می‌کنند و می‌کوشند به طوری که طرفه جریان گردشگری بومی را فراهم آورند.
در این صورت توسعه گردشگری بومی با قابلیت بالاتری انجام می‌شود. در این مورد شناخت کنش‌ها و تلاش برای برطرف کردن مشکلات کنش‌گری میان میزبان- گردشگر بهتر صورت می‌گیرد. همچنین روند مستمر گردشگری در شکل دهی به خواسته‌ها و نیازها در این زمینه تسهیل می‌شود. از این رو می‌توان از طریق پردازش‌های رسانه‌ای به اهداف بومی‌سازی گردشگری و پیشبرد آن به سوی پایداری اقدام کرد. وسعت گردشگری بومی نیز یکی از دیگر عوامل موثر در کار است.
ممکن است دولتی بخواهد بخش کوچکی از کشور یا موضوعات کمی از مسائل فرهنگی را تبدیل به موضوعات گردشگری کند یا ممکن است درهای کشور را برای گردشگران به همه مکان‌ها و برای گونه‌های گردشگری باز کند. بومی کردن گردشگری با این دو سیاست کاملاً متفاوت است.
نباید نوع عملکرد گردشگری سبب عدم توازن بین مکان‌ها در یک منطقه شود. بنابراین در تدوین و اتخاذ طرح‌ها و سیاست‌های بومی‌سازی گردشگری بر منطقه‌بندی کردن گردشگری به منظور تصمیم‌گیری درخصوص سیاست‌های توسعه تاکید می‌شود.
امروزه گردشگری با توجه به دامنه تقاضا و نیازهای فضاهای جغرافیایی رو به توسعه بوده و از اهمیت و جاذبه خاص برخوردار است. در سه دهه اخیر که اقتصاد سنتی تعدادی از کشورها به رکود سختی دچار شده ،گردشگری بومی به کمک اقتصاد آن‌ها شتافته و این امر خود دوام و ادامه حیات آن جوامع را به درآمد دیگری وابسته کرده است.
قاسم جانی در ادامه این مطلب در روزنامه سرمایه نوشت: می‌توان گردشگری بومی را به کار بردن راهبردهای توسعه پایدار در راستای شناخت نیازهای هر منطقه و افزایش آگاهی همراه با سودمندی برای جوامع در مقیاسی منطقه‌ای و در نهایت دستیابی به گردشگری پایدار تعریف کرد. از این نظر گردشگری بومی در برگیرنده معرفی و حمایت از فرهنگ منطقه، معرفی روش‌های اشتغال‌زا و درآمدساز به مردم آن منطقه، شناخت بهتر نیازها و خواسته ها در هر دو بعد میزبان و گردشگر، تشویق مردم منطقه به احیای آداب و رسوم محلی و صنایع دستی است.
در یک برنامه‌ریزی صحیح، گردشگری بومی موجب رشد و توسعه منطقه توسط مردم محلی و استفاده آن‌ها از امکانات رفاهی در سطح بالا می‌شود.
منبع: روزنامه سرمایه