وی نوشت:
"یه خاطره ی کوتاه از یکی از دوستان: اصلاً اهل فیلم و تلویزیون و.. نیستم طبیعتا کارای زیادی از این اسطوره هم ندیدم شاید به زور ٢ تا فیلم اونم نیمه نصفه اما یادمم نمیره ٤ سال پیش تو خانه دریا بودیم خواهرم گفت البرز این شهاب حسینی ه منم چون نمیشناختمش پرسیدم مثلا رییس یه شرکت بزرگه؟ یا یه دکتر معروفه یا...؟ اونم سریع گفت : نه بابا یه بازیگر خیلی هنرمنده منم برای اینکه خواهرم رو سورپرایز کنم تو دلم گفتم میرم باهاش سلام کنم و ٤ تا کلمه باهاش حرف بزنم . همین طور که بهش نزدیک تر شدم با کمال اعتماد به سقفی خواستم بلند سلام کنم اما خیلی تعجب کردم که قبل من اون به من سلام کرد و حتی با وجود اینکه همسر و بچه هایش هم کنارش بودند از روی صندلی اش بلند شد و به من دست داد . اصلا چنین انتظاری نداشتم
{چون تقریبا تمام افراد سلبریتیه ایران با سایر جامعه (حتی افراد تامین تر و موفق تر از خودشان) بسیار سرد رفتار میکنند گویی از حضورشان رنج میبرند} منم که از ری اکشنش خیلی خوشم اومده بود کلی بیشتر از زمانی که تو فکرم بود باهاش صحبت کردم . در آخر میخوام بگم که در این مرد هزاران درس فروتنی نهفتس که کاش ما هم بیاموزیم. در تاریخ ایران میمانی تا ابد و یک روز افتخار است."
نظرات کاربران