وزن فوتبال از نظر توجه عمومی و جذب بودجه اگر بیشتر از بقیه ورزشها نباشد، هماندازه آنهاست و استقلال مالی باشگاهها، میتواند به بقیه رشتهها هم فرصت تنفس بیشتری بدهد. همه این دلایل کافی است تا وزیر جدید خصوصیسازی را در صدر برنامههایش قرار دهد و توجه ویژهای به آن داشته باشد.
برای فوتبال ایران که سالها با بودجه دولتی ارتزاق کرده و فربه شده، دل کندن از این درآمد بیدردسر کار آسانی نیست و نیاز به مدیرانی دارد که حاضر باشند، سختیهای این مرحله انتقالی را به جان بخرند و از ریاضت اقتصادی و عواقب آن نترسند. کسانی که این سالها در فوتبال ایران چهره شدهاند، بیشتر مدیران هزینهاند و برای حرکت به سمت درآمدزایی و کوچک شدن باشگاهها، احتمالا لازم باشد مدیران جدیدی قدم به این میدان بگذارند. در دوره وزارت گودرزی هم تلاش برای خصوصیسازی با مقاومتهایی در بدنه فوتبال روبهرو شد و این بار هم انتظاری جز این نمیرود.
پیشنیاز خصوصیسازی، استقلال مالی باشگاههاست و همین به ثمر رسیدن این برنامه را سختتر میکند، چرا که به همکاری و هماهنگی سازمانهای مختلفی نیاز دارد. مهمترین منابع درآمدزایی باشگاهها در فوتبال اروپا، حق پخش تلویزیونی مسابقات، حامیان مالی و فروش محصولات مختلف باشگاه است که شرایط هیچکدام هنوز در فوتبال ایران محقق نشده است.
حق پخش تلویزیونی بحث مفصلی دارد و هرچند در سالهای گذشته بهطور محدود اجرا شده، هنوز فاصله زیادی با ایدهآل باشگاهها دارد. حمایت مالی واحدهای خصوصی از فوتبال هم در ورزش ایران هنوز امری نوپاست و بخش خصوصی دلایل کافی برای سرمایهگذاری در ورزش نمیبیند. برای فروش محصولات باشگاهها که فعلا محدود به پیراهن است، هنوز زیرساختها مهیا نیست.
در یک کلام خصوصیسازی مسیری پرسنگلاخ است و وزیر تنها با عزم جدی و برنامهای دقیق میتواند به آن برسد. این یکی از بزرگترین گرههای فوتبال است که سلطانیفر بهدرستی روی آن دست گذاشته و اگر آن را باز کند، خدمت بزرگی برای ورزش ایران خواهد بود.
ایران ورزشی
نظرات کاربران