برای ما که عادت کردهایم از کارلوس کیروش در هر بازی یک ترکیب جدید و متفاوت ببینیم، این محرومیتها اساسا اتفاق خیلی بزرگ و نگران کنندهای نیست. کیروش در طول 5 سالی که در ایران بوده، به ویژه بعد از جام جهانی که پروژه تغییر نسل و پوست اندازی در تیم ملی را کلید زده، برای هر بازی بسته به موقعیت و شرایط بازی و حریف و البته استراتژی که برای تیمش ترسیم میکند، ارنج تیم ملی را میچیند. در حقیقت در تیم کیروش کمتر ستارهای از جایگاه خود در ترکیب اصلی مطمئن است؛ یک مانیفست حرفهای که علاوه بر بالا بردن انگیزه تمامی بازیکنان و افزایش حس رقابت سالم در اردوی تیم ملی، ثابت میکند که در فوتبال باید برای هر بازی طرح و برنامهای متفاوت داشت و صد البته با یک استراتژی و تاکتیک منحصر به فرد بازی کرد.
رویکرد کیروش سبب شده که در هر بازی تقریبا یک آرایش متفاوت از تیم ملی رویت کنیم و از همین رو غیبت احسان حاجیصفی و سردار آزمون به دلیل محرومیت و البته علیرضا بیرانوند و میلاد محمدی به دلیل مصدومیت چندان نگران کننده نخواهد بود چرا که نفرات جانشین در پازل تاکتیکی کیروش چنان جا میافتند و وظیفه خود را درست و صحیح انجام میدهند که جای خالی ستارههای غایب به چشم نیاید.
با این وجود در پس این محرومیتهای عبث، یک نکته نگران کننده وجود دارد. اینکه در فوتبال ایران هنوز بزرگترین و حرفهایترین ستارههای ملیپوش نیز رفتار و منش حرفهای ندارند و در حوزه رفتار فردی و تیمی به آماتورترین شکل ممکن رفتار میکنند. ستارههایی که هنوز به شکل غریزی و فطری به سبک دوران بازی در کوچه و خیابان جو زده میشوند و بر سر هیچ و پوچ یقه گیری میکنند و نتیجه این رفتارهای بچگانه، محرومیتهای گاه و بیگاه و بیهوده است.
کیروش اگرچه در سبک فوتبال ملیپوشان تفاوتهای شگرف و اساسی پدید آورده و توانسته روح حرفهای گری را در کالبد تیم ملی بدمد و دیگر کمتر بازی احساسی و البته بی هدف از بازیکنان شاهد هستیم اما در حوزه رفتاری نتوانسته به ستارههای جوان و کوچک و بزرگ تیمش آداب حرفهای گری را بیاموزد و آنها را به گونهای تربیت کند که در زمین بازی و حتی بیرون از آن خویشتندار باشند و شکیبایی پیشه کنند. این آفت بزرگ و البته خاموش تیم کارلوس کیروش است. آفتی که در جام ملتها گریبان تیمش را در کلیدیترین مقطع در بازی تاریخی برابر عراق گرفت و به حذفی تلخ و نومیدکننده منجر شد و حالا بعد از قریب به یک سال در مقدماتی جام جهانی نیز نشانههای آن هویدا شده و در بازی برابر سوریه نخستین تبعات آن را لمس میکنیم. رفتارهای کودکانهای که اگر تداوم داشته باشد، آنگاه در جام جهانی میتواند تاوانی بس جبران ناپذیر داشته باشد. در سیمابه جهانی که تفاوت تیمها را میلی مترها و گاه میکرومیلی مترها رقم میزند، چنین رفتارهایی حکم یک عقب نشینی چند صدکیلومتری را خواهد داشت که میتواند کاخ آرزوها را ویران کند.
کارلوس کیروش برای جلوگیری از وقوع چنین فاجعهای باید پسرانش را تأدیب کند. سرمربی تیم ملی قبل از آماده کردن بدنهای شاگردانش برای روسیه 2018 باید ذهن آنها را آماده کند؛ ذهنی که مقدمه هر موفقیتی است.
ایران ورزشی
نظرات کاربران