بادامچیان و میرسلیم در فینال موتلفه
موتلفهایها از ماهها قبل به دنبال نهایی کردن کاندیداهای پیشنهادی خود به جبهه پیروان خط امام و رهبری بودهاند و به نظر میرسد روند انتخاب کاندیدای نهایی این حزب قدیمی اصولگرا به مراحل پایانی خود رسیده است. روز گذشته اسدالله بادامچیان، نایبرییس شورای مرکزی و عضو پرنفوذ این حزب به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: گزینههای حزب موتلفه مشخص شده و طی هفتههای آتی معرفی میشوند. اصولگرایان در حال بررسی گزینههای خود برای انتخابات ریاستجمهوری هستند و بسیار امیدواریم که بتوانیم به فرد نهایی و مشترک برسیم. اگر همه اصولگرایان با توجه به شرایط روز تصمیم گرفته و وحدت را سرلوحه کار خود قرار دهند، رسیدن به گزینهای مشترک برای انتخابات دور از ذهن نیست؛ ما به این مساله کاملا امید داریم.
آخرین خبرها از حزب موتلفه حاکی از این است که از بین تمامی گزینههای بررسی شده اسدالله بادامچیان و مصطفی میرسلیم به عنوان گزینههای نهایی انتخاب شدهاند. با وجود اینکه شنیدههای خبری حاکی از آن بود که اسدالله بادامچیان کاندیدای نهایی حزب موتلفه برای انتخابات ٩٦ خواهد بود اما به نظر میرسد به احتمال زیاد مصطفی میرسلیم از سوی حزب موتلفه اسلامی به عنوان کاندیدای این حزب به اصولگرایان معرفی خواهد شد. هرچند به گفته بادامچیان باید صبر کرد و دید از فینال میرسلیم و بادامچیان کدام یک به عنوان کاندیدای نهایی این حزب خواهند بود.
کاندیدای حزبی؛ راهبرد موتلفه برای بازسازی
از ماهها قبل این اسدالله بادامچیان بود که بر خلاف نظر دبیرکل موتلفه مدام بر کاندیدای حزبی تاکید میکرد و در مصاحبههایش کمتر نامی از جامعتین میبرد. او بر ساز و کار حزبی تاکید میکرد و نبی حبیبی به عنوان دبیرکل تمام تمرکز خود را روی تمکین از نظر جامعتین میگذاشت. آخرین روز شهریور ماه بود که بادامچیان تعارفات سیاسی را کنار گذاشت و صراحتا در مصاحبهای خود را اینگونه آماده ورود به انتخابات نشان داد: من در یک آپارتمان در جنوب تهران زندگی میکنم البته تمکن خرید یک منزل را دارم ولی وظیفه من سادهزیستی است. از سویی حزب موتلفه با سابقه ٥٠ ساله پشتیبان نامزد معرفی شده میشود. حزب موتلفه اسلامی هم همواره مورد رضایت امام (ره)، محبت رهبری و تاکید علما و مراجع بوده است. توده مردم همه به موتلفه اقبال دارند.
تکرار سناریوی هاشمی؟
اسدالله بادامچیان، عضو ارشد حزب موتلفه متولد سال ١٣٢٠ است و اگر قصد کاندیداتوری برای انتخابات ریاستجمهوری آینده را داشته باشد در سال ٩٦ حدودا ٧٦ ساله خواهد بود. نگاهی به انتخابات ریاستجمهوری سال ٩٢ و مساله کهولت سن که در عدم احراز صلاحیت آیتالله هاشمی مطرح بود نشان میدهد هاشمی در سال ٩٢ حدودا ٧٩ ساله بوده است. مقایسه سن هاشمی در سال ٩٢ و سن بادامچیان در سال ٩٦ نشان میدهد سن او تنها سه سال از هاشمی ٩٢ کمتر است. بنابراین مصداق کهولت سن برای خود بادامچیان هم صدق میکند. او البته در همان سال ٩٢ و هنگامی که موضوع ورود هاشمی به انتخابات مطرح بود پیرامون شایعه ردصلاحیت وی به دلیل کهولت سن گفته بود: امام خمینی (ره) در همین سن رهبر انقلاب بودند. سن در عاشورا مطرح نیست و اگر کسی عاشورایی باشد در هر سنی به وظیفه خود عمل میکند.
چراغ اصولگرایان خاموش است
ترقی در ارزیابی فضای انتخاباتی اصولگرایان با توجه به سردرگمی موجود بین تشکلهای اصولگرا گفت: فعلا که تشکلها چراغ خاموش حرکت میکنند و نمیشود چیزی را مطرح کرد. البته این ابهام و فضای مبهم قطعا تا قبل از انتخابات تعیین تکلیف میشود. فعلا مدل انتخاب کاندیدا هنوز نهایی نشده است اما بعد از اینکه جلسه تشکلهای اصولگرا با جامعه روحانیت تشکیل شد این مدل نهایی خواهد شد. ما نظراتمان را در مورد مدل به همان ائتلاف اصولگرایان میدهیم، همانجا نهایی میشود، اما الان امکان بیان مدل تا قبل از نهایی شدن وجود ندارد.
طبق گفته ترقی نظر بر این است که مشی اصولگرایان اینگونه باشد تا زمانی که جمع تصمیم نگیرند مدل علنی نشود و به همین دلیل پیشنهادی فعلا قابل طرح نیست. البته پیشنهاد مشخص وجود دارد ولی قابل ارایه نیست. چون بنا بر عدم علنی شدن روش کار است.
ترقی موافق ایده خاتمی
طرح پیشنهادی آلاسحاق مبنی بر اینکه، ١١ نفر از چهرههای شاخص و متخصص اصولگرا، اصلاحطلب و اعتدال دور هم جمع شده و از بین خود یک نفر را انتخاب کنند و آن را در معرض رای مردم قرار دهند، موضوع دیگری است که ترقی در ارزیابی این پیشنهاد میگوید: موافقم که افراد به صورت تیمی معرفی بشوند، یک نفر شاخص باشد و بقیه او را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... یاری بکنند که مردم به او بر اساس مکملهایش رای بدهند. این مدل طرفدار زیادی در مجموعه اصولگرایان دارد.
اما او در پاسخ به این سوال که آیا این مدل همنشینی چپ و راست به نوعی بازگشت و بهرهبرداری جریانات سیاسی از مدل دولت آقای روحانی نیست، گفت: نه آن مدل مدنظر من یا همان تیم کاندیدا، تنها به جبهه اصولگرایی اختصاص دارد، اینکه کاندیدای رییسجمهوری به همراه معاونینش در افکار عمومی کشور مطرح شود و متفاوت از مدل دولت آقای روحانی است.
اصلاحطلبان نگران وضعیت رقیب
اظهارات اخیر آیتالله موحدی کرمانی در حالی است که اصلاحطلبان نیز اگرچه خود در انسجام و وحدت کافی به سر میبرند اما سخت پیگیر وضعیت رقیب هستند. پربیراه نیست اگر کسی مدعی شود اصلاحطلبان نیز به همان اندازه و شاید بیشتر از خود اصولگرایان خواستار وحدت آنها هستند.
در طول ماههای گذشته بارها از محمدرضا خاتمی تا محسن میردامادی و علی شکوری راد بسیاری از اصلاحطلبان اظهار امیدواری کردهاند تا رقیب دیرینه با یک اقدام جدی بالاخره به وحدت برسد و در عرصه رقابتی شورانگیز حاضر شود.
اصلاحطلبان معتقدند اگر رقیب اصولگرا به صورت یکپارچه وارد انتخابات نشود نه تنها به ضرر خودشان است بلکه مخاطراتی هم برای اصلاحطلبان دارد. تفرقه اصولگرایان میتواند مقدمه شکلگیری انتخاباتی باشد که از شور و هیجان لازم برخوردار نیست. چنین انتخاباتی با ضریب مشارکت بالا رخ نخواهد داد و این همان نقطهای است که میتواند برای کاندیدای مورد حمایت اصلاحطلبان یعنی حسن روحانی دردسرساز شود.
چندی پیش محسن میردامادی دردسر مذکور را اینگونه تشریح کرد: در انتخابات سال آینده آقای روحانی با این مشکل مواجه است که اگر رقیب قدری نداشته باشد و مردم احساس خطر نکنند که ممکن است روحانی رای نیاورد انگیزه مشارکتشان در انتخابات کم میشود. در این صورت اگر نگوییم همه ولی بخش عمده کاهش مشارکت از سبد رای آقای روحانی خواهد بود و رای وی را کاهش خواهد داد. اصولگرایان بیش از هر دورهای، دچار تشتت هستند. عقلای اصولگرایان اگر این برداشت را داشته باشند که آقای روحانی رای میآورد و رییسجمهور خواهد شد به نظرم آنها خیلی سرمایهگذاری روی یک کاندیدا و رقابت جدی با روحانی نمیکنند. اگر به این نتیجه برسند که امکان شکست دادن روحانی وجود دارد ممکن است به سمت تعدد کاندیدا بروند، البته نه مثل دوره دوم آقای خاتمی که ١٠ تا بودند، ولی اینکه در حد دو و سه تا کاندیدا داشته باشند که اینها هر کدام بتوانند بخشی از رای آقای روحانی را بگیرند تا در مرحله اول رای نیاورد. اگر احتمال موفقیت بدهند ممکن است به این سمت بروند.
محمدرضا خاتمی نیز چنین نگرانیای دارد: من دعا میکنم که جناح اصولگرا بتوانند متحد شوند و یک کاندیدایی در حد ریاستجمهوری عرضه کنند تا ما یک رقابت خیلی خوبی داشته و نتیجهاش به نفع مردم باشد. اصولگراها هنوز تاوان حمایت خودشان از آقای احمدینژاد را میپردازند و تا زمانی که یک ارزیابی کامل از عملکردهای خودشان نداشته باشند و مسوولیت آن زمان را در آن حدی که بوده بپذیرند به نظرم قادر نخواهند بود به یک جمعبندی خوبی برسند. از آن طرف هنوز در درون آنها نه فقط در اصول، بلکه در شیوه و روشهای دیگر هم اختلافنظرات زیادی وجود دارد. در درون اصلاحطلبان ممکن است دیدگاه، سلیقه و نظرات مختلفی داشته باشیم اما در عمل به انسجام، وحدت و اجماع میرسیم. با این شرایط این امکان را نمیبینیم که اصولگرایان بتوانند با یک کاندیدای قوی وارد عرصه شوند.
اعتماد
نظرات کاربران