تا قبل از بازی با تراکتورسازی ارزیابی‌هایی که از استقلال می‌شد با حقایق چندان همخوانی نداشت و در واقع مقابل تیم مدعی و پرقدرتی مثل تراکتور می‌شد ظرفیت‌های بالقوه آبی‌ها برای رسیدن به قهرمانی لیگ را درک کرد. با همین ایده می‌توان گفت که دیشب نیز عیار استقلال را در تقابل با یکی از مدعیان قهرمانی به وضوح دیدیم و استقلال در این تقابل آن تیمی نبود که به گفته سرمربی و برخی مدیرانش قابلیت صعود به صدر جدول را تا پایان نیم ‌فصل نخست داشته باشد و آن همه خوشبینی فقط یک رویاپردازی بود. آن همه امیدواری که جسته و گریخته می‌شنیدیم در حقیقت نوعی روحیه‌بخشی و تعارف بود نه آنچه زیرپوست استقلال می‌گذشت؛ استقلالی که دیشب در تمام زوایای فنی و غیر فنی بازی را به میهمانش باخت و سرافکنده میدان را ترک کرد.
استقلال دیشب عمیقا از داشتن یک فرمانده در مرکز میدان رنج می‌برد و علیرضا منصوریان باید به این سوال فنی پاسخ دهد که چه به روز امید ابراهیمی آمده که ضعیف‌ترین نمایش سال‌های اخیر خود را در مهم‌ترین بازی فصل استقلال به اجرا می‌گذارد. یا آنجا که مدافعانش ناگهان از چرخه بازی خارج می‌شوند تا انبوهی از بازیکنان تراکتورسازی با مهدی رحمتی تک به تک شوند. دیشب استقلالی که منصوریان در برابر دیدگان‌مان قرار داده بود، تیمی بود بسیار نحیف و بی‌رمق که حتی برای ایجاد موقعیت‌های گل نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شد و ناهماهنگی و بی‌تفاوتی در میان بازیکنان این تیم موج می‌زد.
به این پرسش هم علیرضا منصوریان به عنوان اول شخص کادر فنی آبی‌ها باید پاسخی روشن بدهد که چرا و به چه دلیل تیمی که به گفته سازمان لیگ گران‌ترین تیم لیگ برتر محسوب می‌شود، اکنون تا رتبه هفتم جدول تنزل جایگاه یافته است. دیشب بار دیگر آشکار شد که استقلال در بخش فنی ضعف‌های بزرگی دارد و در کنار سرمربی این تیم مربیان کارکشته و کاربلدی حضور ندارند که در بزنگاه‌ها او را یاری رسانند. به این نکته مهم هم باید توجه داشت که استقلال برنده در نیمه اول چرا و به چه دلیل در نیمه دوم اندوخته‌هایش را از کف داد و بازنده میدان را ترک می‌کند؟ شکست در نیمه مربیان در حقیقت اثبات ضعف‌ها و نقص‌های بزرگ کادر فنی استقلال است که منصوریان در همه روزهای مربیگری‌اش در این تیم همواره از آن غافل بوده و انتقادهایی از این دست را یا دخالت در کار خودش دانسته و یا اقدامی در جهت بر هم زدن آرامش تیمش در حالی که او اگر واقع‌گرا بود هیچ‌گاه مربیان بی‌تجربه‌ای همچون محمد خرمگاه و علی چینی را به عنوان دستیاران اول خود برنمی‌گزید.
منصوریان خود هنوز با قواعد مربیگری در استقلال آشنا نیست و او اگر تصور می‌کند استقلال هم تیمی در حد و اندازه نفت تهران است که بتواند با همان برنامه‌ها به موفقیت‌های نسبی برسد سخت در اشتباه است. اینجا استقلال است. تیمی که خود منصوریان سال‌ها بازیکنش بوده و همین تماشاگرانی که دیشب به امیر قلعه‌نویی بابت بردن دوباره استقلال در تهران بی‌جهت تاختند، چنانچه باخت‌ها و نتایج ضعیف ادامه یابد، منصوریان را هم را به باد انتقاد خواهند گرفت. آن هم استقلالی که پس از فصل دوازدهم و با ایجاد یکسری تغییرات بی‌رویه و بی‌برنامه سال‌ها طعم قهرمانی را در هیچ جامی نچشیده و با احتساب این فصل که قطع به یقین لااقل باید عطای گرفتن جام در لیگ را به لقایش بخشید، تعداد سال‌های ناکامی‌اش به چهار فصل خواهد رسید.
در استقلال البته مشکلات دیگری هم هست و ناهماهنگی‌ها را می‌توان در دیگر سطوح هم دید. آنجا که بزرگترهای این باشگاه؛ افرادی همچون بهتاش فریبا و نصرا... عبداللهی می‌کوشند پیش از بازی فضای آرامی را ایجاد کنند و با برخی توصیه‌ها از حاشیه‌ها بکاهند اما با تکذیبه‌های غیرمنتظره‌ای از سوی اداره‌کنندگان سایت این باشگاه مواجه می‌شوند که نظیرش را در هیچ فصلی ندیده بودیم. استقلال برای برنده بودن و برای آنکه ناکامی‌ها را جبران کند نیازمند یک کار ریشه‌ای و گروهی است و تا زمانی که هم در بخش فنی و هم در بخش مدیریتی به این باور نرسند که اشتباه‌های بزرگی را مرتکب می‌شوند استقلال رنگ روزهای خوش را بعید است ببیند.

ایران ورزشی