این سوال را همین اندازه ساده و بی‌پروا باید از منصوریان پرسید. باید عکس‌هایش را از هر بازی جلوی او چید و از او سوال کرد که در جریان بازی‌ها به کجا فکر می‌کند؟ به دوربین، به تماشاگران یا به آنچه اصل ماجراست و درون زمین می‌گذرد؟»
مساله استقلال که هر چه جلوتر می‌رود باز هم به استقلال نزدیک نمی‌شود و ما همچنان پی «یک تیم آبی» می‌گردیم همین است، اینکه نمی‌دانیم و مطمئن نیستیم تمام حواس منصوریان به بازی باشد. او بر خلاف آنچه فکر می‌کند، مربی جوانی نیست. مربیان در چهل و چند سالگی باید به اوج حرفه خود چنگ بزنند و دروازه‌های تازه‌ای پیش روی خود بگشایند. منصوریان از یک سو می‌گوید «ما طراح تمرینات تیم ملی بودیم» و از سوی دیگر بی‌هوایی‌های یک مربی جوان را دارد و چشم‌اش به سکوها و دوربین‌هاست. کدام را باور کنیم؟ او به وقت دفاع از حریم حرفه‌ای‌اش نیز زیاده می‌گوید، بلوف می‌زند و کارش به اغراق می‌کشد. می‌خواهد از دانسته‌هایش دفاع کند، لقب طراح تمرینات تیم کی‌روش را مال خود می‌کند. از این اغراق‌ها که دیگر زننده می‌شوند و ذوق را کور می‌کنند در حرکات او روی نیمکت هم دیده می‌شوند، یا در پایان بازی‌ها، انگار که کوهی را کنده باشد.
منصوریان از این اطوارهایش چه می‌خواهد؟ از سکوها و دوربین‌ها توقع امتیاز دارد، توقع جام دارد یا همین ادا و اطوارها را بیشتر از مربیگری دوست دارد؟

ایران ورزشی