مسکو که اکنون احساس میکند در موقعیت بینظیری قرار گرفته، ظاهرا دلیلی نمیبیند با عقبنشینی به طرف مقابل که در موضع ضعف قرار گرفته امتیازی بدهد و چرا باید بدهد!؟ با اتکا به چنین موضعی بود که روسیه روز گذشته قطعنامه پیشنهادی فرانسه به شورای امنیت را وتو کرد. البته سامانتا پاور نماینده آمریکا در سازمان ملل تهدید کرده کشورش موضوع را به مجمع عمومی سازمان ملل خواهد کشاند اما بسیاری از دیپلماتهای مقیم سازمان ملل میگویند این اقدام به فرض نتیجهبخش بودن آن تاثیری عملی و تعیینکننده بر مواضع روسیه به دنبال نخواهد داشت. یک دیپلمات فرانسوی مقیم سازمان ملل میگوید «قطار سیاست خارجی آقای اوباما مدتهاست به ایستگاه آخر رسیده و من نمیدانم کاخ سفید و وزارت خارجه زمانی که حتی در داخل کسی آنها را جدی نمیگیرد در سازمان ملل به دنبال چه چیزی هستند. آنها در قطعنامه پیشنهادی فرانسه هم برخورد فعالی با ما نداشتند».
اما سؤال این است که روسیه در نهایت به دنبال چیست؟ از یک طرف جنگ را حداقل در منطقه حلب با پیروزی به پایان رسانده، از طرف دیگر تاکید و تصریح کرده بحران سوریه راه حل نظامی دارد و ازسوی سوم قطعنامه پیشنهادی فرانسه در شورای امنیت را وتو میکند. آیا آنها در سردر گمی و تشتت آراء درساختار تصمیمگیری بسر میبرند؟ تقریبا بعید است. تا آنجا که به شخص آقای پوتین و سیاستهای یک طرفه او مربوط میشود پاسخ مثبت به این سوال اشتباه وبه غایت غیر فنی ست. کرملین تحت تاثی رپایداری شرایط بی تصمیمی ،سردرگمی و تشتت ساختاری در ایالات متحده (حداقل تا زمان استقرار آقای ترامپ در کاخ سفید)ونیز تاثیرمستقیم این فضا بر رفتار و اقدامات متحدان واشنگتن در منطقه،در گام نخست توانست مشت محکم خود علیه مخالفان مسلح اسد و حامیان منطقهای آنها را فرود آورده ودر گام دوم اکنون مترصد است با همکاری کلیدی ترین متحد واشنگتن در منطقه یعنی ترکیه(که ظاهرا سیاست منطقهای اعراب را نمایندگی میکند)، در کنار شناخته شده ترین مخالف ایالات متحده یعنی ایران، پروژه سیاسی خود در سوریه را به اجرا بگذارد.تعجیل در اجرای این پروژه بیشتر به این دلیل صورت می گیرد که پوتین نمی تواند روی نامه های عاشقانه ترامپ حسابی باز کند،در حالی که برخی از شناخته شده ترین چهره های ضد روس در حوزه های امنیتی دولت و حوزه قانونگذاری کنگره او را احاطه کرده و هرلحظه ممکن است کاخ سفید به سنت دیرینه ضد روسی خود رجوع کند.
نشست مشترک امروز وزرای خارجه روسیه، ایران و ترکیه در مسکو برای بررسی تحولات سوریه اهمیتی بیش از یک اتفاق خبری دارد. این اهمیت صرفاً به دلیل همراهی تهران با مسکو نیست، چراکه موضوع تازه و خارقالعادهای محسوب نمیشود. آنچه اهمیت دارد همراهی آنکارا با روسیه در این مسیر است که نهتنها میتواند بالقوه ترکیه را به یک متحد روسیه تبدیل کند (ولو موقت و تاکتیکی)، بلکه این امکان را به مسکو خواهد داد که نقش خود به عنوان یک عنصر سیاسی و استراتژیک در خاورمیانه عربی و خلیج فارس به اعراب محافظهکار و سرخورده از ایالات متحده ثابت کرده و ریسک ترامپ را به حداقل برساند. بهره سیاسی سه موضعگیری عجیب در آمریکا و خلیج فارس امروز با بالاترین سود به پوتین تعلق گرفته است. قبول داشته باشیم یانه، آزاردهنده باشد یا نباشد، از کرملین چه انتظاری جز بهرهبرداری از شرایط و سود تعلق گرفته به آن وجود دارد؟
1- پرنس بندر رئیس سابق سرویسهای اطلاعاتی عربستان در اواسط سال 2014 و پس از ملاقات با پوتین در سنپترزبورگ با انتقاد صریح از ایالات متحده گفته بود ما دیگر به ایالات متحده اطمینان نداریم و راه خود را خواهیم رفت.
2- آقای اوباما در اوایل مارس 2016 به صراحت گفت اعراب دیگر نمیتوانند از ایالات متحده سواری مجانی بگیرند.
3- آقای ترامپ حداقل تا قبل از رسیدن به کاخ سفید همواره گفته بود اعراب خود باید هزینه تامین امنیتشان را تا دلار آخر پرداخت کنند.ما دیگر هزینه یی نخواهیم کرد.
نظرات کاربران