یعنی توپی که پا را دوست دارد یا پایی که توپ را چسبیده و ول نمی‌کند. یک جور یقه گیری رشک‌برانگیز. یعنی خشنودی از گلزنی همبازی همسان گل‌هایی که خودت می‌کاری. یعنی تونل‌هایی که نیمه شب‌ها (به وقت ما) بسته نیست. لایی‌هایی که تحقیر نمی‌کند، کیف می‌دهد، گیج می‌کند.
بهترین بازیکن جهان بودن یعنی پاهای سحرانگیز با موهای بلوند و مشکی کوک نمی‌شود. کار خودش را می‌کند. کندتر شده اما هنوز می‌برد. برش لحظه‌ای و تمیز مثل 10 سال قبل.
بهترین بازیکن جهان بودن یعنی تصویری که از بالا پیچ در پیچ شدن پاها را نمی‌گیرد اما درآمدن توپ از محاصره شش نفره را در قاب می‌نشاند. یعنی تصور چندوجهی از خلق صحنه‌هایی که چند سال بعد محتوای کتاب‌های مصور تخیلی و قصه شب بچه‌های عشق فوتبال‌مان می‌شود. وقتی که دیگر لئو نباشد.
بهترین بازیکن جهان بودن یعنی عکس‌های سه نفره در اینستاگرام. نازیدن به کار تیمی به جای بالیدن یکی که دنیا نازش را می‌کشد. بهترین بازیکن جهان بودن یعنی مسی بودن. ارزشمندتر از هر طلایی. گرانبهاتر از هر جواهری و مهم‌تر، دوست‌داشتنی‌تر از هر ستاره ای؛ پادشاه لئو.

ایران ورزشی