احسان حدادی که بعد از مدتی مصدومیت به تازگی تمریناتش را شروع کرده، ابتدا درباره روزهای مصدومیت میگوید و سختی که پشت سر گذاشته؛ سوالی که مطرح میشود این است که چرا مصدومیتش پیش از المپیک رسانهای نشده است: «تجربه آسیب دیدگی پیش از المپیک پکن را داشتم. زمانی که 90 درصد شانس مدال طلا داشتم اما دو ماه مانده به المپیک مصدوم شدم و تمام برنامه هایم به هم ریخت. پس تجربه این شرایط را داشتم و وقتی یک سال و دو ماه قبل از المپیک تمریناتم را برای ریو آغاز کردم، حواسم به زانو دردی که داشتم، بود اما در این فاصله زمانی نمیتوانستم جراحی کنم. البته این زانو درد جدید نبود و چهار سالی درگیرش بودم اما سعی کردم مدارا کنم تا اینکه در حین تمرینات و بعد از اردوی آفریقای جنوبی درد شدیدی در ناحیه کف پا احساس کردم تا جایی که هنگام دویدن گریه میکردم. دلیلی هم نداشت مصدومیتم را رسانهای کنم. وقتی در آلمان 63 متر انداختم، همان موقع فهمیدم که نمیتوانم در المپیک مدال بگیرم. با این حال هر کاری لازم بود انجام دادم. شنیدم عدهای گفتند که مگر میشود کسی 60 آمپول در هفته بزند اما من واقعا یک روز در میان این تعداد آمپول را میزدم برای اینکه دردم کاهش پیدا کند تا بتوانم تمرین کنم. در روزهای قبل از ریو، هم درد کشیدم، هم گریه کردم، هم تمرین کردم اما وقتی نخواهد بشود، نمیشود. همین شد که من بدترین نتیجه ورزشکاران ایران در المپیک را گرفتم.»
او درباره جراحیهایی هم که انجام داده، توضیحاتی میدهد تا موضوع آسیب دیدگی را ببندد: «بعد از المپیک و برای اینکه میخواستم خیلی سریع تمریناتم را آغاز کنم، به آلمان رفتم و جراحی کردم. به خاطر هزینه و برای اینکه زمان کمتری صرف شد، هر سه جراحی را با هم انجام دادم. به نوعی روی چال رفتم و یک تعمیر اساسی انجام دادم.»
انتخاب هادی سپهرزاد بهعنوان مربی، مساله عجیبی است که بخش زیادی از نشست خبری احسان حدادی را به خود اختصاص میدهد. احسان حدادی درباره این موضوع توضیحاتش را اینطور آغاز میکند: «دوره قبل وقتی تمرین میکردم، خیلی دوست داشتم که آقای سپهرزاد کنار کیم باشد تا یاد بگیرد اما از سوی فدراسیون موافقت نشد. الان سوال من این است که چه کسی باید برای من دنبال مربی بگردد. فدراسیون که چنین توانی ندارد چون لابی قوی ندارد. به همین خاطر تصمیم گرفتم برای سه ماه به صورت آزمایشی با هم کار کنیم. ببینیم ایشان میتواند من را تحمل کند. من در حال حاضر بیشتر به مربی نیاز دارم که بتواند ایرادهای تکنیکیام را بگیرد و البته بیشتر بحث روحی روانی موضوع برایم اهمیت دارد که به نظرم هادی میتواند به من کمک کند.در بحث مربیگری این موضوع خیلی اهمیت دارد که ورزشکار به مربیاش ایمان داشته باشد. در این صورت اگر یک چوب خشک هم بگذاریم، آن ورزشکار نتیجه میگیرد.»
او درباره اینکه چرا دیگر با کیم ادامه نداده، طوری پاسخ میدهد که قابل توجه است؛ پاسخهایی که حال و هوای جلسه را تغییر میدهد: «کیم بوخنسوف اسفندماه سال قبل مریض شد. شرایطش به گونهای بود که خودش دیگر نگران این بود که اگر شب میخوابد، صبح بیدار نشود. به جای اینکه او به من روحیه بدهد، من به او روحیه میدادم. هر روز صبح باید میرفتم به اتاقش تا ببینم زنده است یا نه. یک روز همسرش به من زنگ زد و گفت که کیم فوت کرده است. من سراسیمه به هتل محل اقامتش رفتم و دیدم ماساژورم به او یک قرص ویتامین c داده است. گفتم او مشکل ریه دارد ویتامین c به دردش نمیخورد (با خنده). به هر حال شرایط او طوری نبود که بتوانیم ادامه بدهیم.»
احسان حدادی سعی میکند درباره رییس فدراسیون حرف نزند اما هر قدر که سعی میکند، باز در بخش پایانی صحبتهایش و بعد از سوالاتی که مطرح میشود، درباره این موضوع حرف میزند: «بانک با ورزش فرق دارد.» این توضیح احسان حدادی به سابقه کارمند بانک بودن مجید کیهانی اشاره دارد. او در ادامه میگوید: «حرمت امامزاده را باید متولی اش نگه دارد. به هر حال فط خداست که میتواند نجات دهد اما امیدوارم آقای کیهانی هم بتواند کمک کند.» او با اشاره به اینکه هنوز برنامههایش نهایی نشده، این موضوع را به سفرهای آقای کیهانی ربط میدهد و میگوید امیدوارم زمانی ایشان در سفر نباشد تا ما بتوانیم برنامه هایمان را قطعی کنیم.»
او در اظهار نظری خیلی کوتاه در پاسخ به پرسشی درباره شایعههایی که در موردش مطرح است، میگوید: «اکر حکمی علیه من بود، یا این مسائل درست بود، من الان اینجا نبودم.»
ایران ورزشی
نظرات کاربران