دولت آقای هاشمی به دولت سازندگی معروف است. جدا از بعد سیاسی، اقتصادی و... در زمینه ورزش هم در دولت ایشان اتفاقهای خوبی افتاد. مدالهای مختلفی به دست آمد و...
من یک چیز را کلی میگویم. آقای هاشمی آدمی بودند که به مسئولان اجرایی دلگرمی میدادند. شما اگر در جایی کار کنید و رییستان نسبت به شما بیتوجه باشد آیا انگیزهای برای کار دارید؟ البته فقط ما مستثنی نبودیم. در همه حوزهها ایشان حواسشان خیلی جمع بود و اگر تقاضایی میکردیم ایشان با دقت روی خواست ما فکر میکردند، وقت میگذاشتند و در نهایت آن را عملی میکردند. همین توجهات بود که به ما انگیزه میداد. خوش به حال کارمندانی که مدیرانشان اینگونه برخورد کنند.
اتفاقهای مهمی که در زمان ریاست شما بر سازمان تربیت بدنی افتاد در نوع خودش مثالزدنی است. مثل کسب نخستین مدالهای ورزشی پس از انقلاب و... خود آقای هاشمی چه نظری در این موارد داشتند؟
هر سال در جلسهای که با حضور شش نفر از اعضای سازمان تربیتبدنی به ریاست آقای هاشمی برگزار میشد شرکت میکردیم. ایشان مصوباتی را تعیین میکردند و با حسن نیت چرخ ورزش را به حرکت درمیآوردند. در خصوص قهرمانان و توزیع مدالهای آنها خودشان وقت میگذاشتند، با آنها حرف میزدند و این میشد نقطه امیدی برای آن ورزشکارها. علاقهمند به ورزش بودند و با روحیهای باز از ما استقبال میکردند. شما بروید از مدیران و ورزشکاران دیگر هم سؤال کنید. ببینید در خصوص آقای هاشمی چه جوابی به شما میدهند. ما در طول سال مهمانهای خارجی زیادی داشتیم که هر بار از ایشان درخواست کردیم آنها را به حضور قبول کردند. وظیفه یک مدیر مدیریت است و اگر این کار را به درستی انجام بدهد خوب است.
تابوی سفر به آمریکا، مبارزه با تیمهای این کشور هم...
وقتی کسی اندیشه بلند داشته باشد و اندیشهاش جهانی باشد، از این مسائل کوچک و دست و پاگیر خودش را رها میکند. ایشان در حالی که صمیمانه به انقلاب وفادار بودند، اعتقاد داشتند که مردم باید آزاد باشند، آزادانه فعالیت کنند و از این فعالیت در جهت منافع کشور استفاده کنند. آقای هاشمی خوب میاندیشیدند و جالب اینجاست که کتاب امیر کبیر را در سنین جوانانی نوشتهاند. خود این نشان میدهد که چه فکر باز و روشنی داشتند و نگاهشان به آینده چگونه بوده است. در زمینه بازیهای ورزشی با آمریکا هم نظر ایشان این بود که ورزش عاری از سیاست است و ارتباطی به مسائل سیاسی ندارد. حوصله زیادی داشتند. نه از باخت مکدر میشدند و نه از پیروزی، ذوقزده. همیشه با مسائل، واقعی برخورد میکردند.
باز گذاشتن دست کارخانههای صنعتی برای تیمداری هم یکی دیگر از کارهایی بود که زمان دولت سازندگی به وقوع پیوست. ما امروزه تیمهای صنعتی زیادی داریم که در زمینههای مختلف فعالیت میکنند.
خدا را شکر که ایشان یادگاریهای خوبی از خودشان بر جای گذاشتند. هر کسی پیمانه عمرش یک روزی پر میشود و هیچ عمری جاودانه نبوده است اما حرف من این است که آدمی مثل صدام میمیرد و مملکتش را مخروبه تحویل مردم میدهد. یکی هم مثل آقای هاشمی. دیدید که روز گذشته مردم چه سنگ تمامی برای ایشان گذاشتند؟ دیدید مردم چه کردند؟ اینها همه به خاطر خدمتهایی است که ایشان در طول زندگی به ایران اسلامی کردهاند. این مردم که فک و فامیل آقای هاشمی نبودند. همه، مردم عادی بودند که به خاطر عقایدشان در مراسم شرکت کردند.
نقش آقای هاشمی در توسعه ورزش بانوان هم غیر قابل انکار است. ایشان از طریق سپردن امور مربوط به ورزش بانوان به دختران خود به خوبی آن را احیا کردند.
دقیقاً ورزش بانوان و احیای آن مدیون آقای هاشمی است. اگر حمایتهای ایشان نبود هیچکدام از این اتفاقها نمیافتاد. ایشان بودند که با اختیار دادن به خانم فائزه هاشمی تمام کارهای مربوط به ورزش بانوان را پیش بردند. حرفشان هم یک چیز بود، این که زنان ما نباید همینطور خاموش بنشینند. آنها باید فعالیت داشته باشند و با رعایت ضوابط و ارزشهای اسلامی نقش خودشان را ایفا کنند. خدماتی که آقای هاشمی کردند واقعاً فراموشنشدنی است.
شما خودتان خاطره جالبی از ایشان دارید؟ حالا چه ورزشی، چه غیرورزشی.
خاطره که زیاد است اما ایشان خیلی صبور بودند و اسوه تحمل. من در دولتهای دیگر میتوانم آدم صبور برای شما مثال بزنم اما آنها هم گاهی عصبانی میشوند ولی آقای هاشمی اینطور نبودند. یادم میآید در جلسهای یکی از وزرا یک بیمحبتی به ایشان کردند. بنده گفتم آقای هاشمی چرا ایشان را بیرون نمیکنید. گفتند اجازه بدهید حرفهایش را بزند. هر چه ایشان میگفتند، آن آقای وزیر زیر بار نمیرفت. منظورم این است که با وزیر خودشان صبوری میکردند و اجازه میدهند حرفهایشان را بزنند.
به ورزش خاصی هم علاقه داشتند؟
پیش از این شنیده بودم که والیبال بازی میکردند اما به صورت حرفهای نه. یک بار هم کمر ایشان درد میکرد. به آکادمی ملی المپیک رفتیم و ایشان برای دقایقی ورزش کردند. اتفاقاً کمر دردشان خوبِ خوب شد. اطلاعات ورزشی زیادی داشتند و سؤالهای خوبی هم میپرسیدند. کلاً به ورزش علاقهمند بودند و سعی میکردند این علاقه را نشان بدهند. فکر میکنم در رشته شنا هم فعالیتهایی را انجام داده بودند.
نظرات کاربران