به گزارش ساعت 24 به نقل از پایگاه اطلاعرسانی بنیاد ملی نخبگان، حجت الاسلام والمسلین دکتر سعیدرضا عاملی؛ برنده جایزه علامه طباطبائی، در حوزه جامعه شناسی در سال ۱۳۴۰ در کرج متولد شد و موفق به کسب ليسانس مهندسي مكانيك از دانشگاه سكرمنتو امريكا، تحصيلات حوزوي در سطح مقدمات، درس خارج، منطق و فلسفه، کارشناسي علوم اجتماعی در دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد جامعه شناسي ارتباطات از دانشگاه دوبلين ایرلند و دكتراي جامعه شناسي ارتباطات از دانشگاه رويال هالووي لندن شد.
از اینرو و به بهانه دریافت جایزه علامه طباطبائی، در دفتر کار این متخصص برجسته کشور واقع در دانشکده مطالعات جهانی دانشگاه تهران حاضر شده و گفتوگویی صمیمانه با ایشان را ترتیب دادیم که در ذیل می خوانید:استاد در ابتدای سخن کمی به گذشته برگردیم به دوران کودکی و نوجوانیتان.
من متولد سال ۱۳۴۰ در شهرستان کرج از توابع تهران هستم. دوران کودکی و نوجوانیام همانند دیگران و خیلی معمولی سپری شد. زیباترین جلوه های خاطراتم به حضور پدر، مادرم و سه برادر و تنها خواهرم مربوط است که بیشتر به ساختن زندگی در مسیر قواعد حاکم از سوی خداوند متعال مرتبط می شود. در ۱۵ سالگی به اصرار پدرم که یک کشاورز معمولی اما بسیار مؤمن، روشنفکر و مشوق بود برای ادامه تحصیل به کشور امریکا رفتم.
البته مادرم به واسطه برخی نگرانی ها خیلی موافق نبودند اما از آنجا که برادر بزرگترم در آنجا زندگی می کرد مانع خاصی دیده نشد و من راهی این کشور شدم. خوشبختانه به کشوری رفتم که در میان ۶۸ قومی که در آن زندگی می کردند، ایرانی ها بالاترین متوسط سطح علمی را داشتند. برادرم در رشته مهندسی عمران در دانشگاه تحصیل می کرد و من هم با راهنمایی های وی مسیر دریافت علم را ادامه دادم و با وجود سن کمی که داشتم طبق آموزه های مادر مراقب بودم که غرور موجب حرکت معکوسم نشود.
پس از پایان مقطع تحصیلی کارشناسی وارد حوزه علمیه شدم و حوزه به ما آموخت که «در خود به دنبال موضوع و کاری باشید که احساس میکنید توانایی انجام آن را ندارید» زیرا علم الهی چنان گستردگی را در ذهن به وجود می آورد که ورود به هر علمی را برای انسان آسان می کند. دقت کرده باشید علمای قدیم در تمامی حوزه های علمی مانند حکمت، فلسفه، رجال، درایه، ادبیات، پزشکی، ریاضی و ... ورود می کردند و دامنه ارتباط آنها با خداوند بسیار وسیع بود پس از آن جهت است که فرد نخبه با خصوصیات IQ، EQ و SQ یعنی هوش ریاضیاتی، هیجانی و الهی شناخته می شود.
ژنتیک تا چه اندازه در هوش تاثیرگذار است؟
به هر حال ژن های انتقالی مؤثر است اما عامل قطعی نیست، در واقع بیش از هر چیز عوامل محیطی در زمان اکتساب، به تحریک چهار هوش بالا می انجامد، در مجموع نخبگی مربوط به افرادی است که تصاویر عمیق از موضوعات اجتماعی داشته اند و نه تحصیلات آکادمیک.
شما یکی از برجستگان عرصه جامعه شناسی و در عین حال ملبس به لباس روحانیت هستید؛ آیا این موضوع به عقبه خانوادگی شما مرتبط است؟
بله تاحدودی؛ پدربزرگم سیدصادق عاملی، روحانی بودند اما حقیقتاً دغدغه کسب علم و دانش آموزی در کشور ما عمومیت دارد و چندان به عقبه خانوادگی و اینکه مثلا فلان شخص خانواده چه جایگاه علمی دارد بر نمی گردد، از این رو از یک کارگر معمولی تا یک دانشمند بزرگترین آرزوشان برای فرزندشان این است که در آینده شاهد رشد علمی و شخصیتی او در درجات عالی باشند.
چه شد که پس از تحصیل در رشته مکانیک در آمریکا، به تحصیل در حوزه علمیه و سپس رشته جامعه شناسی علاقهمند شدید؟
حضور در خارج از کشور برای ورود به رشته جامعه شناسی و حوزه علمیه بی اثر هم نبود؛ از طرفی دیگر من همیشه به دوستانم می گویم که ما در دوره انقلاب تجربیات بسیاری را پشت سر گذاشتیم و یک نسل هزار ساله ایم چرا که بعضی چیزها شاید هزار سال در مسیر تلاطم اندیشه های متفاوت تجربه شود اما ما با انقلاب و دفاع مقدس تفاوت ها را تجربه کردیم و من بیشتر با این انگیزه وارد حوزه علمیه و بعدها جامه شناسی و علوم ارتباطات شدم تا فرمول روابط اجتماعی را در پس تحولات زمان به دست آورم.رشته پایه من جامعه شناسی بوده اما از ارشد وارد حوزه ارتباطات شدم چرا که موضوع جهانی شدن و فضای مجازی یکی از مهمترین خواسته های بشر در شرایط کنونی است. در امریکا و در سال آخر دبیرستان هم انتخاب رشته مکانیک بر مبنای هنجار عمومی بود اما به علوم ریاضی و فیزیک هم بسیار علاقه مند بودم.
آیا بروز استعدادهایی خاص شما را به این درجه علمی رساند؟
علاقه و انگیزه ها در زمینه های علم و دانش در هر مقطعی ممکن است به وجود آید؛ نخبگی لزوما ارتباط معناداری با دوران کودکی فرد ندارد و خیلی ها هستند که در دوران کودکی به شکل معمول زندگی کرده اند اما در ادامه و طی برخورد با مسائل خاص و انگیزه ها و علایق، تمرکزی ایجاد کردن که خلاقیتشان بروز پیدا کند.
تفاوت نخبه و استعداد برتر در حوزه جامعهشناسی چیست؟
در راستای بیان تفاوت ها میان تعریف نخبگی و استعداد برتر اشاراتی می کنم به فاکتورهای مورد نیاز برای رسیدن به درجه نخبگی. نخبه باید در جامعه حل مسئله کرده و مسیرهای جدید ایجاد کند تا در کنار آن مردم به یک رضایت معنادار برسند.
نخبه حاصل چهار هوش است، نخست هوش الهی به این معنا که از ظرفیت های عالم متافیزیک در عرصه زندگی بهره گرفته و آنها را تبدیل به یک فرآیند کند که این مرجعیت اصلی همه هوش ها است. هوش دوم هوش تمدنی است؛ امروز ایران اسلامی نیازمند آن است که از میراث برگزیده تاریخ بهره گیرد و نخبه نباید در این بین بریدگی تاریخی ایجاد کند و گرنه جامعه را به سمتی دیگر پرتاب کرده و عملا نتوانسته ظرفیتی ایجاد کند.
پس ثبات یکی از ارکان توجه به تاریخ، ریشه ها و گذشته ها است. علت اصلی اینکه ما از گذشته فرار می کنیم توجه به امر تجدد است که از گذشته خود دور شده و گاه به نفی برخی تمدن ها هم میپردازیم. هوش فرهنگی در ادامه مطرح است به معنای توانایی تعامل با دیگران و به میزانی که این برخورداری بیشتر باشد، فرد هوشمندتر است و بالاخره هوش زمانه که بتواند از ظرفیت های زمانه خود برای پرورش استعدادهای برتر خود استفاده کند. تمام تحولات بشر از سال ۱۹۵۰ به این سو مربوط به صنعت همزمان ارتباطات در همین حوزه است.
درباره صنعت همزمانی علوم و ارتباط آن با پدیده نخبگی بیشتر توضیح دهید.
مطالعهای اخیرا انجام شده که در آن، مجموعه پدیده های جهان از جنس انسان ها، اشیا، فرآیندها و اطلاعاتند. در مجموع ۱.۵ تریلیون پدیده در جهان داریم که تا سال ۲۰۱۳، ۱۰ میلیارد پدیده متصل به اینترنت شده و پیش بینی ها این است که تا سال ۲۰۲۰ به ۵۰ میلیارد می رسد و به زودی به واسطه توسعه فناوری همه پدیده ها به اینترنت متصل خواهد شد.
امروز بخش کوچکی از تعاملات فردی و اجتماعی مان با توجه به فضاهای فیزیکی و مجازی طراحی میشود ما با پدیده بانک های کوچک مواجهیم و مثلا در کره یک شهروند کره ای تعداد مراجعاتش به اداره ها به صفر رسیده و حذف ارتباط گر و ارتباط گیر و ارتباط بدون دخالت انسان به منصه ظهور رسیده و اگر جهان این صنعت همزمانی علم را درک نکرده بود نمی توانست کارآمد شود و اتفاقاً نخبگی در علوم اجتماعی رسیدن به این عرصه و درک این اتفاق بزرگ در زندگی بشر است. لذا علوم اجتماعی باید این عرصه را درک کند و در این فضای جدید قابلیت ارائه مدیریت اجتماعی داشته باشد.
قطعاً نخبگان هم در توسعه بیشتر این صنعت همزمانی نقشی دارند.
بله قطعاً. امروز ما با موضوع تأخر فرهنگی یعنی وجود تکنولوژی و فقدان فرهنگ مواجهیم که نخبگان و به ویژه فعالان حوزه جامعه شناسی باید به موضوع پرداخته و قدرت حل مسائل داشته باشد؛ روشنفکری که طرح مسئله می کند قدرتمند نیست بلکه روشنفکری که برای حل مسئله راهکار می دهد و میان پدیده ها سازگاری به وجود می آورد نخبه محسوب می شود. در جامعه ای که با هنجار جمع حرکت می کند تعاملات اجتماعی و مدیریت کار سختی نیست اما در جامعه ای که فردیت رشد کرده قدرت تعامل سازی و سازگاری پیچیدهتر شده است و این قدرت نخبگی و روشنفکری ما را نشان می دهد که در چنین شرایطی چگونه میان این پدیده ها سازگاری به وجود آورد.
در ایران وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
بنیادی ترین نیاز جامعه ایران سازگاری است، آن هم به معنای مشتری پسند کردن دانش با توجه به ایجاد کانال ارتباطی بین ارتباط گر و ارتباط گیر در فضاهای مختلف مجازی و تعاملات اجتماعی و تحقق این روایت معروف که افراد آنچه بر خود می پسندند بر دیگران هم بپسندند و آنچه برای خود نمی پسندند برای دیگران هم نپسندند. در شرایط کنونی یکی از معضلات دولت ها این است که همیشه در تضاد هستند اما هوش دولت ها باید انرژی ها و نخبگی را به سمت و سویی ببرد که همه توان ها در کنار هم در مسیر سعادت و سلامت جامعه به حرکت درآیند.
آیا اشتغالزایی برای برگزیدگان کشور توسط دولت میتواند راهی برای استفاده از ظرفیتهای موجود باشد؟
برای نخبه نباید شغل درست کرد، نخبه باید صدها شغل به وجود آورد. در برخی مقالات نام ۲۰۰۰نفر در لیست نویسندگی مقاله مطرح است اما اینکه چه کسی این تعداد را در عرصه پژوهش درگیر کرده است مهم بوده که به واقع توانایی ویژه ای داشته و در قیاس با نویسندگان در سطح بالاتری از نخبگی قرار دارد؛ می توان در این حوزه از موضوع چندرشته ای سخن به میان آورد چرا که امروز در دنیایی به سر می بریم که درک ۳۶۰ درجه ای مهم است نه نقطه ای. باید فریم دانش با دقت بیشتری عمل کند و ایجاد اشتغال کارآمد در پس همین توجه و نگاه عملی خواهد شد. امروز اگر روانشناسی و مطالعات شناختی نتواند با پزشکی، نرم افزار، ارتباطات و غیره گره بخورد عملا در امر دو فضایی شدن جهان حرفی برای گفتن نخواهیم داشت. از طرفی دیگر موضوع تکنولوژی هم مطرح است که برخی آن را عامل اصلی تغییرات اجتماعی می دانند اما اینکه تکنولوژی تا چه میزان به بهره وری رسد اهمیت بیشتری دارد چراکه بشر درهر زمان بر تکنولوژی های مختلف غلبه کرده و امروز هم وارد عرصه ای شده ایم که اگر کسی تکنولوژی را درک نکند نمی تواند شناخت انسانی خود را به سمت جلو حرکت دهد و این مربوط به همان هوش زمان است که هر روز به جلو در حرکت است و منتهی به صنعت همزمانی در پدیده ها و علوم شده است.
عملکرد بنیاد ملی نخبگان را در این زمینه چطور میبینید؟
بنیاد تلاش گسترده ای را آغاز کرده تا نخبگان را معرفی و حمایت کند و با برپایی اجتماعات کارگاهی در مسیر تقویت نیازهای جامعه انسانی گام بردارد. امیدوارم روزی برسد که بنیاد جوایز خود را به اندیشه هایی اهدا کند که در کشور معضل عدم توجه به قانون و بی نظمی اجتماعی را رفع و مسئولیت پذیری اجتماعی را در سایر رفتارها تقویت میکند. نگاه بنیاد باید به مسائل واقعی جامعه معطوف شود. اگر کسی به مسائل جامعه ایران دقت کند درخواهد یافت که مشکلات فعلی کشور در علوم پزشکی و مهندسی نیست و بیشتر به مسائل اجتماعی و انسانی مرتبط است. اگر جامعه انسانی اصلاح شد بنیادی ترین کار در حوزه اقتصاد مقاومتی و ترویج الگوهای ایرانی و اسلامی تقویت شده و استفاده از توانایی های ملی رشد خواهد کرد و آموزش و فرهنگسازی از نیازهای مهم در این حوزه است.
نظر شما درباره برگزاری جشنواره های متعدد به منظور تجلیل از دستاوردها و زحمات نخبگان چیست؟
نباید نخبگی را فقط در عرصه حوزه و دانشگاه متصور شویم و بحث جوایز نخبگی را در این حوزه ها مطرح کنیم، اگر ما برای نخبگی موضوع و چرایی قائل شویم، توسعه اجتماعی، پیشرفت، تسهیل زندگی مردم و تولیدی که موجب آسایش مردم شود هم می تواند جایزه دریافت کند و قطعاً اینگونه نخبگی با پیشرفت گره خواهد خورد اما از منظر دیگر باید بتوانیم هدف را در تمامی متغیرهای رسیدن یک فرد به نخبگی و درجه دریافت جوایز دنبال کنیم. امروز به دلیل ریز شدن دانش بشر مثلا در نانوتکنولوژی که در آن پدیده ها یک میلیاردم کوچک شده اند تعداد عوامل بسیار رشد کرده و دانش نخبگی به دنبال تقویت این ذهنیت ریز برآمده است.
وظیفه بنیاد ملی نخبگان را در راستای شناسایی و کمک به بروز هرچه بهتر موارد عنوان شده چه می دانید؟
بنیاد باید در زاویه ای حرکت کند که نخبگی را به عنوان یک فرهنگ عمومی مطرح کند نه عنوانی که تنها تعلق به قشر محدود و خاصی دارد. امروز موضوع فردیت درایران قوت گرفته و بسیاری از رشته ها وارد حوزه علوم انسانی شده اند چرا که می خواهند علایق خود را دنبال کنند و ناخودآگاه با این جریان آشنا هستند که اگر نخبگی تبدیل به یک نهاد فراگیر اجتماعی شود برون رفت های بسیاری خواهد داشت و دیدن توانایی های افراد توسط معلمان، تبدیل به تشویق و اختراع خواهد شد و آغازی برای نخبه شدن است.
از فرهنگ سخن بسیار گفتید، اجازه دهید قبل از شنیدن سخن پایانی شما، فرهنگ را به هنر آغشته کنیم. جایگاه سینما، تلویزیون، تئاتر و موسیقی در زندگی نخبه جامعه شناسی، کجاست؟
مطالعات کتب در حوزه های مختلف و حتی دیدن فیلم های سینمایی و تئاتر یکی از مهمترین نیازهای رشته تخصصی من یعنی جامعه شناسی و علوم ارتباطات است که بخشی از اوقات زندگی من را به خود معطوف ساخته است. به موسیقی سنتی بسیارعلاقه مندم و بسیاری اوقات برای رفع خستگی های روزمره به این سمت می روم.
در پایان هم برای بنیاد محترم ملی نخبگان و جامعه نخبگی کشور آرزوی توفیق روزافزون دارم.
برخی افتخارات دکتر سعیدرضا عاملی در یک نگاه/
انتخاب بعنوان استاد پيشگام روابط عمومي الکترونيک، ۱۳۸۷
پژوهشگر نمونه و برجسته طرح های کاربردی دانشگاه تهران_ پروژه مطالعات راهبردی فضای مجازی
برنده جایزه کتاب فصل-کتاب رویکرد انتقادی به استعمار مجازی آمریکا، ۱۳۹۰
رتبه اول پژوهش فرهنگی سال در حوزه ارتباطات فرهنگی و بین المللی-کتاب رویکرد انتقادی به استعمار مجازی آمریکا، ۱۳۹۰
سوابق اجرایی:
موسس و عضو هيئت امناي مؤسسهی اسلامي حقوق بشرـ لندن، ۱۹۹۷ تاکنون
عضو كميته ي بين المللي مطالعات جهاني ـ لندن، ۲۰۰۲ تاکنون
عضو هيئت علمي دانشكده ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران ـ گروه ارتباطات ، ۱۳۸۰ تاکنون
موسس و رئيس دانشكده مطالعات جهان- دانشگاه تهران،۱۳۹۱- ۱۳۸۷
معاون برنامه ريزي و فن آوري اطلاعات – دانشگاه تهران، ۱۳۸۷ تاکنون
تعداد تألیفات (کتب و مقالات):
بيش از ۵۰ مقاله در كنفرانس هاي بين المللي و دهها مقاله در ژورنال هاي علمي، مجموعه ۴ جلدي نظريه هاي ارتباطات، و ۱۲ عنوان کتاب به زبان فارسي، ۱۸ كتاب به زبان انگليسي
مدیریت و سردبیری و عضویت در هیئت تحریریه مجلات علمی:
سردبير فصلنامه و عضو شوراي پژوهشي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، ۱۳۸۹ تاکنون
عضویت در انجمن های علمی:
موسس و رئيس انجمن مطالعات جهان دانشگاه تهران، ۱۳۹۰ تاکنون و ...
سعیدرضا عاملی برگزیده جایزه علامه طباطبائی
سایت خبری تحلیلی ساعت 24-حجتالاسلام و المسلمین دکتر سعیدرضا عاملی معتقد است، امروزه با موضوع تاخر فرهنگی یعنی وجود تکنولوژی و فقدان فرهنگ مواجهیم که نخبگان و به ویژه فعالان حوزه جامعه شناسی باید به موضوع پرداخته و قدرت حل مسائل داشته باشد؛ روشنفکری که طرح مسئله میکند قدرتمند نیست بلکه روشنفکری که برای حل مسئله راهکار میدهد و میان پدیدهها سازگاری به وجود میآورد نخبه محسوب میشود.
نظرات کاربران