dir="RTL" style="text-align:justify"> نگهداری یک رفتار است که انسان و جامعه انسانی شاید به‌درستی اندازه و اهمیت آن را درک نکرده است و این یک ویژگی عمومی جامعه بشری است. اما در میان جامعه‌های انسانی برخی زودتر، بهتر و کارآمدتر به مقوله «نگهداری» پی برده و آن را در همه ارکان و در همه اجزای کار و زندگی به کار می‌برند و برخی جامعه‌ها هنوز به این مقوله اهمیت چندانی نمی‌دهند. جامعه ایرانی شوربختانه از آن دسته جامعه‌هایی است که «نگهداری» پدیده‌هایی که خودساخته است را خوب نمی‌داند و در آن ناتوان و کوتاه‌نگر است.

رخداد اندوهبار ساختمان پلاسکو که در ۲ روز اخیر میلیون‌ها ایرانی درباره آن حرف ‌زده، داوری کرده و نفرین و بدگویی کرده و از قهرمانان آتش‌نشان تجلیل کرده است، نمونه «نگهداری» ناکارآمد است. ساختمان پلاسکو با اندیشه و سرمایه یک ایرانی ساخته شد و در جریان محاکمه‌های انقلابی، سازنده‌ آن به مرگ محکوم و این کار انجام شد. در همه ۳۷ سال سپری شده از اعدام سازنده و صاحب این ساختمان بزرگ، چقدر برای نگهداری سالم و پویای آن هزینه شده است؟ کدام کار اساسی برای مدرن‌سازی و استحکام آن تامین شده است؟ اینها اعداد و ارقامی است که باید درباره آنها روشنگری شود، اما آنچه از بیرون ساختمان پلاسکو و با قدم زدن در آن می‌شد فهمید، این بود که «نگهداری» از آن چندان مهم نبوده است. جامعه ایرانی اعم از حاکمان و مدیران ارشد، گروه‌های روشنفکری و شهروندان عادی باید بدانند که نگهداری از ساخت مهم‌تر است. هزینه‌های مدام نگهداری هر پدیده‌یی آن را سخت و دشوار می‌کند و جامعه ایرانی شوربختانه باید گفت، میل وافر به ساخت دارد تا حفظ. در ساخت است که آدمی به چشم می‌آید و کف و هورا برایش ارمغان می‌آورد و از سازنده تمجید می‌شود، اما نگه‌دارندگان هستند که کار دشوار را انجام می‌دهند. ایرانیان شاید کمی بیشتر از جامعه‌های دیگر با شور و شوق می‌سازند، اما هزینه نگهداری آن را نمی‌دهند. مدرسه و دانشگاه می‌سازند، اما آن را نوسازی نمی‌کنند. پل ، جاده و فرودگاه می‌سازند، اما هزینه‌های نگهداری آن را نمی‌پردازند یا به اندازه کافی نمی‌پردازند. این فرهنگ نانگهداری در پدیده‌های اجتماعی نیز دیده می‌شود. ایرانیان خوب می‌سازند، اما چون نگهداری آن در روزهای سخت هزینه دارد، آن را رها می‌کنند. ایرانیان کمپین‌های پرشمار می‌سازند، اما رهایش می‌کنند. ایرانیان در ساخت بنای دوستی با افراد و ملل دیگر خوب شروع می‌کنند، اما هزینه‌های نگهداری آن را نمی‌پذیرند.

ساختمان پلاسکو به‌مثابه یک نماد از نقاط عطف تاریخ ایران به این دلیل فروریخت که صاحب نداشت و نگهداری هر چیز باارزش، صاحب می‌خواهد و توانایی دادن هزینه نگهداری.

نویسنده: محمدصادق جنان‌صفت

منبع: روزنامه تعادل