dir="RTL" style="text-align:justify">برای یک پرسش بسیار قدیمی اکنون دارد یک پاسخ به‌روز و قدرتمند پیدا می‌شود؛ دونالد ترامپ، سرمایه‌دار جاه‌طلبی که با پوپولیسمی خیره‌کننده الکترال‌های انتخابات را خرید، با سرعت یک ماشینِ مسابقه فرمول یک، سرسخت و پرتلاش در حال شکستن تابوها، هنجارها، ارزش‌ها، قانون‌ها و بایدهای امریکاست. او تنها در ١٠ روز، از لگدمال کردن تجارت آزاد که برای سال‌ها بنیان اقتصاد ایالت‌های متحد بود، فراتر رفته و با امضای فرمان «ممنوعیت‌های مهاجرتی» هر چند موقت، شالوده کشوری را به چالش کشیده که «مهاجران» آن را ساخته‌اند.

آنها چهارصد سال پیش از اینکه آقای ترامپ رییس‌جمهور شود، آنجا بوده‌اند، دویست‌وپنجاه سال قبل ایالت‌های متحد امریکا را پدید آورده‌اند، ١٠سال پس از آن هم نخستین دموکراسی مدرن جهان را تاسیس کرده‌اند و از آن زمان تا به امروز، ایالت‌های متحد «خانه»، «پناهگاه» و «سرزمین فرصت‌ها» برای هر کس روی زمین بوده که فکر می‌کرده باید شانس خود را در جای دیگری بیازماید. اکنون پرزیدنت ترامپ با چرخش یک قلم، درهای سرزمین مهاجران را به روی مهاجران هفت کشوری بسته که برخی از آنها مانند شهروندان سوری بیش از هر جای دیگری نیازمند سخاوت جهان هستند. چه کسانی برای چنین رییس‌جمهوری هورا می‌کشند؟

شاید امروز کسی جسارتش را نداشته باشد اما نباید فراموش کنیم که ترامپ، گزینه ایده‌آل تمام آنها بود که با «هژمونی امریکا» می‌جنگند؛ داعشیان، چپ‌های کلاسیک و چپ‌های نو و چپ‌های افراطی، مخالفان جهانی‌شدن و تجارت آزاد، دشنام‌گویان به نئولیبرالیسم، آنارشیست‌ها، ملی‌گرایان متمایل به سیاست‌های فاشیستی، ناراضیان از جهان تک‌قطبی و البته که ولادیمیر پوتین. ترامپ برای هر کدام از این کلونی ناهمگن، مطلوبیت ویژه خود را دارد؛ مردی که پیروزی او در قلب لیبرال‌دموکراسی می‌تواند مایه سرافکندگی لیبرال‌دموکراسی شود، ارزش‌های مدنی و دموکراتیک امریکا را به سخره بگیرد، تجارت آزاد و جهانی‌شدن را لگدمال کند و چماق در دسترسی باشد که آن را در هر جای دنیا بر سر جریان‌های راست و لیبرال و حتی دموکراسی‌خواه بکوبند.

روزی که ترامپ الکترال‌ها را خرید و انتخابات را برد، تنها امواجی‌ «خوش‌حال» جهان از روسیه توییت می‌شد، کمونیست‌ها و نئومارکسیست‌ها و دیگر قماش چپ جشن بزرگی برای مرگ لیبرال‌دموکراسی برپا کردند و ملی‌گرایان تندروی اروپا، کسانی چون مارین لوپن به وجد آمدند. برای دست‌کم چهار سال شانس ابراز وجود و یکه‌تازی تمام آنها در برابر هژمونی غالب جهانی ممکن شده بود و می‌توانستند در کارزارهای سیاسی، بین‌المللی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و در نبرد فکری با محور «غرب» از دوپینگ ترامپ به سود خود بهره بسزایی بگیرند.برخلاف اندک امیدی که به «ساییده شدن ترامپیسم در چرخ آسیاب واشنگتن» می‌رفت، این ماه عسل شیرین با نخستین انتخاب‌ها و فرمان‌های ترامپ در کاخ سفید تمدید شد به این ترتیب که «دوستان روسیه» و دارندگان نشان‌های افتخار از ولادیمیر پوتین، جای «دشمنان مسکو» را در واشنگتن گرفتند و نهایت آرزوی دشمنان نئولیبرالیسم و جهانی‌شدن در برپا ساختن دوباره دیوارها علیه تجارت آزادِ جهان را چند امضای کوچک رییس‌جمهور امریکا ممکن ساخت.

هیچ آغازی برای شرمساری لیبرال‌دموکراسی بهتر از این نمی‌توانست باشد اما و اما، همیشه هم قرار نیست در روی پاشنه‌ای بچرخد که «باشگاه رفقا و شرکای ترامپ» می‌خواهند. فرمان «ممنوعیت‌های موقت مهاجرتی» حمله‌ای تمام‌عیار به بنیان‌هایی بود که امریکا را ساخته است، یک عبور پرهزینه از خط‌قرمز عمومی، نقض ارزشی راستین و سنتی درست، بایدی بدون پرسش که نباید هم از سوی مردم یک کشور آزاد بخشیده شود. واکنش‌های همه‌گیر داخلی در ایالت‌های متحد امریکا، در همین بیست‌وچهار ساعت تفاوت امریکا و باشگاه جهانی رفقا و شرکای ترامپ را نشان می‌دهد و به ما می‌گوید که ارزش و اهمیت لیبرالیسم، دموکراسی و آزادی در قیاس با دشمنان آن تا چه میزان است، تنها کافی است به این فکر کنید که در کدام یک از کشورهایی که دوستداران رسمی یا مخفی ترامپ قدرت را در دست دارند، اندک فضایی برای اعتراض سیاسی ممکن است اما در ایالت‌های مختلف امریکا از جمهوریخواه تا دموکرات، از سناتور تا فرماندار، از هر نخبه‌ای که یک ارزش اقتصادی بزرگ را فراهم ساخته تا سیاستمداری مورد احترام عمومی، از مردم‌ زاده امریکا تا غیرامریکایی‌ها، خیلی‌ها در برابر این «دیوار ویزا» صف کشیده‌اند.

شاید فرمان ترامپ تاثیری بر زندگی کمتر از نیم‌درصد جمعیت امریکا (آمار ویزاهای دریافتی هفت کشور ممنوع شده در سال ٢٠١٥، ٨٩٣٨٧ فقره بوده) داشته باشد اما بزرگی واکنش نخبگان سیاسی و فکری و اقتصادی، دره سلیکون‌ولی، دانشجویان و جوانان و بسیار فراتر از این است که بتوان نادیده‌اش گرفت یا انتظار داشت که این پژواک بلند به‌زودی خاموش شود.در عصر ٢١ ژانویه، «راهپیمایی سنتی زنان» پس از تحلیف رییس‌جمهور نو، این‌بار به‌شکلی بی‌سابقه بدل به یک میتینگ سیاسی بزرگ در سراسر امریکا علیه پوپولیسم و گرایش‌های ضدلیبرالی ترامپ شد تا نشانه‌ای از این باشد که قرار نیست در این چهار سال مدنیت و جوهره لیبرالیسم تسلیم پوپولیسم شود و تنها چند روز پس از آن، جهان شاهد یک خروش همه‌گیر علیه یک رییس‌جمهور قانونی بدون واهمه‌ای از پیامدهای آن است.

پرزیدنت ترامپ البته نشان داده که سرسخت و لجوج است و او نیز به آسانی عقب نمی‌نشیند و انتظار اینکه میتینگ‌های سیاسی او را وادار به پس گرفتن امضاهایش کند، چندان بجا نیست اما می‌توان این را پیش‌بینی کرد که این تازه آغاز نبرد میان او و منتقدان رسانه‌ای و خیابانی او خواهد بود و اگر قرار باشد چهار سال آتی بدون سازش دو طرف و به همین شکل پیش برود، شاید باید آن را «جنبش مدنی دوم امریکا» نام نهاد؛ جنگی میان دموکراسی و لیبرالیسم بله؛ برای آن چالش قدیمی که می‌پرسید؛ «دموکراسی مقدم/برتر است یا لیبرالیسم»، اکنون داریم یک پاسخ امروزی پیدا می‌کنیم؛ دموکراسی لازم است و خطرناک و تنها چیزی که می‌تواند آن را کنترل ‌کند، لیبرالیسم است.