بدون تردید بخش قابل توجهی از رویدادهای امروز خاورمیانه ریشه در پدیده استعمار دارد. بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی و سربرآوردن کشورهای موزاییکی در خاورمیانه و بعد از جنگ های جهانی و استقلال نیم بند آن ها از استعمار، رهبران این کشورها که حالتی سرشکسته در مقابل غربی ها داشتند، به فکر فرو رفتند که دلیل توفق غرب که زمانی زیر نگین مسلمانان قرار داشتند چیست؟ آن ها مدرنیته را عامل پیروزی غرب دانسته و سعی کردند از این عامل به عنوان رمز پیروزی غرب استفاده کنند، تا شاید بتوانند خود را از وضعیت نامساعد بیرون بیاورند. رهبران خاومیانه از فرایندها و وجوه تاریخی مدرنیته فقط بسته مربوط به نوسازی سیاسی را برداشت کرده و ما بقی فاکتورهای آن را به گوشه ای نهادند. از این رو بود شاهد بودیم که حکومت هایی ایجاد شدند که میل به استبداد در آن ها موج می زد و خارج از فرایند مهم دولت-ملت سازی در کشورهایشان روندی مستبد گونه را پیشه کردند تا باعث جدایی بیش از پیش مردمان از حکومت های خویش باشند. به عنوان نمونه اخوان المسلمین مصر که از ابتدا مشی میانه و تعامل با دولت را اتخاذ نموده بود به سبب سرکوب و فشارهای حکومت به دودسته تقسیم شد و گروهی از آن ها مشی رادیکال را پیشه کردند. گروه ها و افراد واخورده از حکوت، سرگردان و نا امید هر روز به عقیده شان مبنی بر مبارزه مسلحانه با نظام های حاکم افزوده می شد، تا اینکه پس از حمله شوروی به افغانستان برخی افراد این گروه ها با کمک غرب و به خصوص آمریکا، افغانستان را مامن و محل مناسبی برای استقرار و فعالیت یافتند. به طوریکه بعد از سال ها همین گروه های حمایت شونده از طرف حکومت های غربی خود تبدیل به معضلی شدند برای غرب که شرح آن بر کسی پوشیده نیست. گروه داعش نیز سر برآورده از این روند است، پدیده ای که ساختگی و تحمیلی نیست، بلکه بخشی از خاورمیانه و واقعیت های تاریخی آن است. در واقع شاید داعش پاسخی باشد به بغض فرو خفته طیف هایی از مسلمانان از عقب گرد تمدنی در میدان رقابت با تمدن غرب. آن ها در مواجهه با سنت و مدنییزاسیون هر دو را رد کرده اند تا به ایده آل خود یعنی حکومت صدر اسلام ومدینه فاضله اسلامی برسند. آن ها اسلام را منهای تاریخ آن می خواهند. تاریخی که به نظر رهبران فکری شان مودودی و ابن تیمیه، تبدیل شدن خلافت عثمان و معاویه به سلطنت سرآغاز انحراف و فروپاشی امپراتوری اسلامی بود. آن ها از تفسیر گریزانند و به همین دلیل است که بسیار ظاهرگرا بوده و رفتار و سلوک اجتماعی و سیاسی شان با دنیای جدید بیگانه است. البته آن ها این را آموخته اند که باید از محصولات علمی و تکنولژیک و صنعتی دنیای جدید استفاده کرد. پس در عین ستیز با مدرنیزاسیون ، با مدرنیته آشتی می کنند تا ابزار مانور قدرتشان از دست نرود. شاید همین دلیل هم بخشی از رهبران و پیروان داعش و بنیادگرایی از متخصصین و تحصیل کردگان فرنگ رفته اند، نه گروهی کم سواد و عقب مانده.
در صورت ظاهر داعشی ها هم مانند سایر بنیادگرایان شریعت گرایند و معتقد به این هستند که شریعت اسلامی ظرفیت لازم برای استخراج تمام قوانین بشری را دارند. به همین دلیل در تحولات امروز عراق و سوریه در هر منطقه ای که مستقر می شوند، ظاهراً اجرای شریعت اولویت نخست آن ها است و برقراری خلافت در اولویت های بعدی. آن ها با رجعت مستقیم به نص و دور زدن تفسیر و اجتهاد صرفا بر طبل جنگ و جهاد می کوبند. آن ها رویکردی ضد فلسفه، ضد عقل و ضد اجتهاد دارند. آن ها در حرف ولفظ مذهب های چهارگانه اهل سنت را قبول ندارند و آن را باعث تفرقه می دانند، آن ها مذهب های بعد از صدر اسلام را بدعت می دانند، بنابراین ایدیولوژی شان برگشت به صدر اسلام، سلف، ظاهر کتاب، احیای خلافت، اجرای شریعت و به وحدت رساندن مسلمانان است، که در واقع در عمل خلاف آن را ثابت کرده اند و بیشترین کشتارها را از میان همین مسلمانان انجام داده اند. اندیشه سیاسی آن ها کاملا سنتی است و در حقیقت می خواهند یک امیر حاکم شود و بر اساس شریععت حکومت کند. آن ها فرهنگ و نگاهی قبیله ای دارند و وقتی از نظر سیاسی فعال می شوند بسیار تخریبی و ویرانگر عمل می کنند. ایدیولوژی این گروه در کشورهایی که زمینه اقتصادی و اجتماعی درستی ندارند و نوسازی در آن ها موفق نبوده است زمینه رشد بیشتری دارد. داعشی ها به دلیل روحیه ناسازگار و انحصارطلبشان حتی سلفی های تندرویی مثل جبهه النصره و القاعده را نیز رد می کنند.
رهبر این گروه ابوبکر البغدادی است. او توانسته یمنی ها و عشایر سومالی و همچنین افراد زیادی از چچن تا بریتانیا را به خود جلب کندو از همین رو است که برخی بر این اعتقادند که اعتبار البغدادی از ایمن الظواهری رهبر فعلی القاعده نیز فراتر رفته است. او در سال ۱۹۷۱ در شهر سامرا در خانواده ای با سواد و در عین حال مذهبی متولد شد. او دارای مدرک دکترای علوم اسلامی از دانشگاه بغداد است. در ساال ۲۰۰۳ یک گروه مسلح در شرق عراق تشکیل داد و دو سال بعد توسط آمریکایی ها دستگیر و چهار سال زندانی شد. همان جا بود که او توانست با رهبران القاعده تماس برقرار کند. او در سال ۲۰۱۰ پس از کشته شدن بسیاری از رهبران القاعده در عراق رهبری این گروه را در عراق به دست گیرد و بحران سوریه عاملی بود برای گسترش فعالیت های او در منطقه.
برخی آمارهای غیر رسمی حاکی است که گروه داعش پانزده هزار نیروی جهادی دارد که چیزی نزدیک به ۳ هزار نفر آن ها غربی می باشند. بر اساس آمار روزنامه فیگارو از این رقم پانصد نفر فرانسوی هستند. در اواخر فروردین ماه سال جاری ویدیویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن جهادی های فرانسوی زبان در حالی که به یک ماشین پیکاپ سوار بودند، بدن هفت یا هشت نفر را بروی زمین می کشیدند. راننده این ماشین در حالی که می خندید گفت: در گذشته موتور سیکلت ها و جت اسکی ها را بکسل می کردیم، حال این کار را با کفار و مرتدان و هرفردی انجام می دهیم علیه ما و اسلام باشد. داعش با بهره گیری از روش های متنوع و موثر از شبکه های اجتماعی و اینترنتی در حال تبلیغ وسیع و دامنه دار برنامه های سیاسی خود است. جالب اینکه این گروه با محدودیتی برای این کار از سوی شرکت های بزرگ فناوری در دنیا روبه رو نشده است. آن ها برنامه های کامپیوتری را طراحی و تولید کرده اند که این امکان را به آنان می دهد تا با ارسال مستقیم تبلیغات به حساب کاربران طرفدار خود، آن ها را در جریان اتفاقات این گروه قرار داده و با برنامه درون پرداختی موجود دراین برنامه کمک های مالی لازم را دریافت کنند. مطالعات اخیر حاکی از این است که داعش تا به حال موفق شده پاسخ های بسیار مثبتی از طریق شبکه های اجتماعی بدست بیاورد.این گروه با دراختیار داشتن تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و اینترنت پر سرعت که توسط قطر و عربستان و ترکیه در اختیارش قرار گرفته، توانسته است تمامی عملیات های خود را فیلم برداری و اخبار مورد نظرش را در شبکه های مچازی منتشر کند. این گروه در اکثر عملیات های خود از الگوی ایجاد ترس قبل از تصرف استفاده کرده است. استفاده آن ها از تصاویر تکان دهنده کشتار بر شهرت وحشت انگیز آن ها افزوده است. به گفته ریچارد برت مامور پیشین سازمان اطلاعاتی انگلستان اکثر مخاطبانی که جذب شده اند عمدتا از جوانان در قسمت های شرقی مدینترانه بوده اند که با فیس بوک بیش از دیگر شبکه های اجتماعی کار می کردند. امروزه بیش از ده هزار سایت وجود دارد که عملا در زمینه تبلیغات تروریستی فعال هستند و در این میان ۲۰۰ سایت هستند که در زمینه جلوگیری از این فعالیت اقدام می کنند که به طور کلی حالتی شبیه به نیمه تعطیل دارند. به تازگی یک گروه اندونزیایی با تولید تی شرت هایی با مضامین ( مجاهدین سراسر دنیا، متحد با هم ایستاده ایم) و چاپ تصویری از تروریست های داعش به مانند هنرپیشه های هالیوودی توانسته اند هر تی شرت را ۱۳ دلار در فضای مجازی به فروش برسانند. محمد عبدالله یونس کارشناس مسایل منطقه ای می گوید بعد از اتباع فرانسوی که عضو داعش هستند، بریتانیایی ها با ۳۶۶ نفر، بلژیکی ها با ۲۶۹ نفر، آلمانی ها با ۲۴۹ نفر در مراتب بعدی اعضا غربی این گروه هستند که البته باید به آن ها نیروی آذربایجانی و چچنی را هم افزود. آن چه در خال حاضر بیش از همه باعث نگرانی جامعه غربی شده است، بازگشت نیروهای جهادی از سوریه و عراق به اروپا و آغاز فعالیت های گسترده در فضای سایبری است که می تواند ضمن تاثیر گذاری بر افکار عمومی اروپا، آن ها را علیه غرب تهییج و تشویق کند. اقدامی که فیگارو آن را به مثابه اسب تروای غرب تعبیر کرده است.
منبع مهرنامه شماره ی 36