این بانوی سالخورده در نامه‌ای که توسط پرستارش نوشته شده، آورده است: «من مادر دردمند و تنهایی هستم که ۲۵ سال در هجران و دوری یوسف گمشده‌ام بوده‌ام و تنها آرزویم در غربت دیدن تنها یادگار عمرم در این روزگار تنهایی است.»

بانو «مزین شبستری» در نامه‌اش نوشته: «بیست و پنج سال پیش و پس از فوت شوهرم در ایران، برای پیدا کردن پسرم راهی آمریکا شدم و از آن زمان هیچ اثر و نشانی از تنها دخترم ندارم. در این غربت و تنهایی بود که پسرم چند سال پیش بر اثر بیماری سرطان جانش را از دست داد و با مرگش تنها ماندم و تنها امیدم دیدن دخترم است که با همه پی‌جویی‌ها تاکنون نتوانسته‌ام نشانی از او در ایران پیدا کنم. حالا در این سرگشتگی و تنهایی در غربت، امیدم به روزی است که بتوانم نشانی از دخترم در ایران به‌دست بیاورم تا تسکین غم‌ها و دردهایم باشد. ضمن اینکه اکنون با بیماری دست و پنجه نرم می‌کنم. حالا هم چشم‌انتظاردیدن دختر - نادیا یوسف‌خانی - و دو نوه‌ام هستم که می‌دانم در تهران زندگی می‌کنند. امیدوارم قبل از مرگم به تنها آرزویم که پیدا کردن آنهاست برسم. به همین خاطر منتظر تماس و خبری از عزیزانم هستم.»

در بخش پایانی این نامه آمده است: «پس از خداوند مهربان، چشم امیدم به این روزنامه و مردم عزیز و مسئولان است که به مادری دل‌شکسته در غربت کمک کنند تا ناامید از دنیا نرود.»

ایسنا