رئیس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت تاکید کرد: مشکل ما در جریان اصولگرایی این است که عدهای میخواهند اصولگرایی را به گروگان خود بگیرند و بگویند اصولگرا و ولایتمدار ما هستیم و دیگران اگر موضع ما را تکرار کردند و ما را قبول داشتند، اصولگرا هستند.
کاظم جلالی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در گفتگویی تفصیلی با روزنامه ایران به تشریح روابط بین مجلس نهم و دولت یازدهم و تعامل بین قوای مقننه و مجریه پرداخته است.
متن کامل مصاحبه رئیس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت به شرح زیر است:
کاظم جلالی، رئیس مرکز پژوهشها و رئیس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت، از دوره ششم مجلس شورای اسلامی تاکنون نمایندگی مردم شاهرود و میامی در مجلس را عهدهدار است. در این مدت اتفاقات و تحولات مختلفی در کشور رخ داده که وی شاهد آنها بوده و تجربیات زیادی کسب کرده است.
شاید کسب همین تجربیات در دولتها و مجالس مختلف است که او را مجاب کرده «عقلانیت و اعتدال» مسیر درست پیشرفت کشور است. تحولات درونی فراکسیون اکثریت و برخی تندرویهای اخیر در مجلس موضوع گفتوگوی ما با جلالی در محل روزنامه ایران است. او تأکید دارد که این تندرویها نباید افکار عمومی را نگران کند، چون مجلس کانون تندروی نخواهد شد. به گفته این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، تندروها درصدد تنگ کردن دایره انقلاب هستند و از همین رو از نزدیکی روحانی و لاریجانی و تقویت جبهه اعتدال واهمه دارند. او حرفهایی هم درباره کیفیت نقشآفرینی جدید علی لاریجانی در جبهه اصولگرایی زد که قابل تأمل است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
آقای جلالی، مجلس نهم با دولت دهم و یازدهم همزمان شده است. به نظر شما روابط بین دولت و مجلس در حال حاضر چگونه است؟
نوع تعامل دولت و مجلس با وجود فراز و نشیبهایی که داشته به یک وضعیت متعادلتر و بهتری رسیده است. البته دولتها و مجالس همیشه دچار اختلاف نظر بودهاند، دلیلش هم این است که نمایندگان با مطالبات مستقیم مردم روبه رو هستند که این مطالبات گاهی شکل و شمایل منطقهای دارد. از سویی دیگر نمایندگان از اختیارات نظارتی مانند طرح سؤال و استیضاح و تحقیق و تفحص و تذکر هم برخوردار هستند که میتواند چالش برانگیز باشد. همواره افتراقی بین دولتها و مجالس وجود داشته که اوج آن را میتوانیم در رفتار دولت دهم با مجلس هشتم و بویژه مجلس نهم دید. اگر این فراز تاریخی از روابط بین دو قوه را مدنظر داشته باشیم باید گفت قطعاً آرامش خوبی بین دو قوه برقرار شده است. اگرچه فراز و نشیبهای موجود را هم نمیتوان انکار کرد.
در تعامل بین دولت و مجلس بخش قابل توجهی از تحلیلها به سمت فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت نگاه دارد که وجه ممیزه خود با فراکسیون اصولگرایان (اقلیت) را در میانه روی میداند. در روزهای اخیر و بویژه بعد از استیضاح وزیر علوم برخی رسانهها مدعی شدند که فراکسیون اکثریت انسجام اولیه خود را از دست داده است؟
بحث درباره فراکسیون رهروان نیازمند توضیح چند مؤلفه است؛ اینکه نگاه ما به دولت چیست؟ اصلاً فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت چیست؟ روابط داخلی فراکسیون چگونه است و ارتباط فراکسیون با دولت چگونه شکل میگیرد؟
درباره مؤلفه اول و نگاه جریان اعتدالی به دولت، ما قائل به این هستیم که دولت وظایف بسیار سنگینی دارد و به تنهایی نمیتواند از عهده آن برآید لذا همه باید به دولت کمک کنند. شاید بتوان گفت که بعد از انقلاب سختترین شرایطی که یک دولت میتوانست با آن مواجه شود همین دولت یازدهم است. دولت هم در عرصه داخلی با مسائل و مشکلات متعددی روبه رو است، اوضاع منطقهای و بینالمللی هم برخی فشارها را علیه کشور تحمیل میکند.
اما فراکسیون اصولگرایان رهروان، جمعی است که بیشترین هزینه اعتدال را در طول سالهای گذشته پرداخته، با بسیاری از تندرویها مقابله کرده، انواع و اقسام تهمتها را شنیده و در این راه بسیاری از اعضای ما و بخصوص آقای دکتر لاریجانی مورد تخطئه تندروها قرار گرفته است. ما معتقدیم که اسلام قائل به اعتدال است و تعالی کشور هم بر اساس عقلانیت است.
درباره روابط درون فراکسیون هم باید گفت که ما یک حزب سیاسی نیستیم و قبل از مجلس نهم شاید خیلی از ما یکدیگر را نمیشناختیم، بعد از ورود به مجلس نهم دیدیم اشتراکاتی داریم و با هم میتوانیم کار کنیم اما این به معنای آن نیست که هیچ اختلاف نظری با هم نداریم.
درباره رابطه با دولت هم ما خواهان کمک به دولت هستیم و فکر میکنیم سطح نخبگی در کشور آنقدر ارتقا یافته که برخی گلهگذاریها و انتقادها موجب نداشتن تعامل و همکاری نشود.
با این توضیح میخواهم بگویم که شرایط مجلس نهم از جهاتی خاص است. از سال ۹۰ بودجه عمرانی، بسیار تقلیل یافته و لذا نمایندگان در حوزههای انتخابیه با مطالبات شدید مردمی روبهرو هستند. برای پاسخگویی به این مطالبات منطقهای به دولت مراجعه میکنند و دولت هم به دلیل تنگناهایی که دارد نمیتواند خیلی از مطالبات را پاسخ دهد. این به صورت طبیعی تصادمی را بین دولت و نمایندگان ایجاد میکند که به فراکسیون ما که معتقد به تعامل و حمایت از دولت هستیم هم آسیب میزند. عکس این قضیه برای فراکسیون اصولگرایان صادق است که منتقد دولت هستند و هر گونه تصادم بین دولت و نمایندگان اقبال به سوی آنها را بیشتر میکند.
بنابر این عملکرد دولت در پاسخگویی به مطالبات نمایندگان در انسجام یا نداشتن انسجام فراکسیون رهروان ولایت تأثیر دارد ضمن اینکه در تحلیلها باید وضعیت اقتصادی کشور، مطالبات نمایندگان و میزان توانمندی دولت برای پاسخگویی به آنها مدنظر قرار گیرد.
نمایندگان مجلس نسبت به مشکلات موجود در کشور و بخصوص کمبود اعتبارات آگاه هستند. فکر نمیکنید بخشی از وضعیت فعلی فراکسیون به مدیریت هیأت رئیسه آن برمیگردد؟
من نقدهایی را که به مجموعه مدیریتی فراکسیون وارد است نفی نمیکنم، نقدهایی هم به خود من به عنوان مسئول کار وارد است. اما درصدد هستیم گامهای ترمیمی در این زمینه برداریم. در حال حاضر هم رایزنیهایی با نمایندگان مجلس میشود و در همین ایام تعطیلی جلساتی را با همین هدف خواهیم داشت تا ضعفها را بررسی و برطرف کنیم.
برخی اعضای فراکسیون اصولگرایان و بویژه جبهه پایداری و رسانههای آنها بعد از استیضاح وزیر علوم ادعا کردند که پایگاه رأی فراکسیون رهروان به نفع فراکسیون اقلیت ریزش داشته است. شما صریح بگویید که فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت چند نماینده اصطلاحاً پای کار دارد که نسبت به تصمیمهای تشکیلاتی فراکسیون پایبند است؟
حدود ۱۸۰ نفر از نمایندگان فرم عضویت در فراکسیون رهروان ولایت را پر کرده و عضو هستند. از این میان حدود ۱۲۰ نفر به لحاظ تشکیلاتی انضباط و تعهد دارند. در فراکسیون اصولگرایان هم فکر میکنم حدود ۷۰ نفر انضباط تشکیلاتی دارند. در این بین حدود ۹۰-۸۰ نفری هستند که هر چند اکثراً گرایششان به سمت فراکسیون ما است اما در مواقع مختلف براساس دریافتی که دارند عمل میکنند. من تأکید دارم که خیلی از آرایی که در مجلس داده میشود بر اساس یک نگاه تشکیلاتی صرف نیست. علاوه بر این اساساً کار ایجابی کردن در کشور ما از کار سلبی کردن سختتر است، منتقد بودن مسیر هموارتری است تا حامی بودن.
در درون فراکسیون اصولگرایان نمایندگان عضو جبهه پایداری هم حضور دارند. به نظر میرسد در یک ساله گذشته عمده فعالیتها و تحرکات این فراکسیون مانند طرح سؤال از وزرا و کارت زرد به آنها و همچنین استیضاح به نام جبهه پایداری نوشته شده است. وزن گروه پایداری در مجلس واقعاً چقدر است؟
فراکسیون اصولگرایان یک طیف است متشکل از گروههای مختلف، از جبهه پایداری گرفته تا جمعیت ایثارگران و رهپویان و برخی نمایندگان مستقل. در گذشته بین پایداری و ایثارگران اختلافات شدیدی بود تا جایی که در مقطعی آقای روحالله حسینیان در مجلس علیه علیرضا زاکانی موضعگیری کردند. آنچه موجب تجمیع اینها شد موضوع انتخابات هیأت رئیسه مجلس نهم و مخالفت با ریاست دکتر لاریجانی بود که آنها را متحد کرد. به نظر میرسد در طول ۲ سال گذشته جبهه پایداری عملاً با کارت ایثارگران و رهپویان بازی کرده و آنها را به حاشیه رانده است. البته ایثارگران با راه نیافتن دبیر کل خود (حسین فدایی) به مجلس به حاشیه رانده شده بود.
رهپویان هم در مجلس نهم با جبهه پایداری همکاری کرد اما در ذیل این جبهه تعریف شدند. اعضای جبهه پایداری در مجلس تعداد قابل توجهی نیستند ولی به هر حال درون فراکسیون اصولگرایان قرار دارند و به خاطر تصادمهای احتمالی بین نمایندگان و دولت، آنها از این اختلافات برای یارگیری موضوعی استفاده میکنند.
این منتقدان دولت که در فراکسیون اصولگرایان جمع شدهاند عمدتاً حامیان دولت قبل هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در فراهم شدن شرایط فعلی دخیل هستند. آنها نه تنها در برابر تلاشهای معطوف به رفع یا کاهش مشکلات سکوت نمیکنند، بلکه گاهی سنگاندازی هم میکنند. به نظر شما مبنای کنشگری سیاسی آنها چیست؟
خیلی روشن است که بخشی از مشکلات فعلی ریشه در گذشته دارد و بخشی از اصولگرایی هم مسبب این وضعیت بوده است. روندی که برخی در پیش گرفتهاند کوبیدن بر طبل اختلافات است و به نظر من این شیوه به کارآمدی نظام آسیب میزند. واقعیت این است که ما از سوی این گروهها کمتر کار ایجابی میبینیم، طرحی، راهکاری یا ایدهای برای برون رفت از وضعیت و مشکلات فعلی نمیبینیم. همیشه روی زخمها نشستهاند. گویی منفعت آنها تنها در دعوای سیاسی است. افترا و تهمت زدن، پروندهسازی و افراد را از قطار انقلاب پیاده کردن، به جای وسیعتر کردن دایره انقلاب، روشهای غلطی است که از سوی تندروها انجام میگیرد. این دلسوزی برای کشور نیست اما برای اینکه ببینیم چرا چنین روشی انجام میشود، به نظرم باید افراد را تقسیم کرد. بعضیها که بیشتر هوادارند، آدمهای سالم و دغدغهمند هستند اما برخی از سردمداران این جریان آنها را نسبت به بقای انقلاب و خیانت به آن میترسانند.
همین جریان در روزهای اخیر تحرکات نسبتاً مشترکی علیه رئیس جمهوری و رئیس مجلس داشتند. اینکه دو چهره برجسته اعتدالی کشور مورد هجمه قرار میگیرند معنای خاصی دارد؟ برخی معتقدند تندروها از همگرایی و همکاری بین روحانی و لاریجانی واهمه دارند.
این نکته قابل توجهی است. برخی به جای اینکه از همگرایی رؤسای قوا شاد باشند و بر اساس بیانات رهبری در جهت تحکیم آن گام بردارند، میخواهند رؤسای قوا از همدیگر دور باشند.
در طول یک سال گذشته آقای دکتر لاریجانی بر اساس دریافت درستی که از شرایط داخلی کشور و شرایط منطقهای و بینالمللی دارند، رویکرد تعامل با آقای روحانی رئیس دولت را اتخاذ کردند. نفس این رویکرد بسیار میمون و مبارک است ضمن اینکه مزاج هر دو بزرگوار یک مزاج معتدل و کم هیاهوست.
طبیعی است که هر دو تلاش میکنند روابط را مدیریت کنند و سود این روابط حسنه به نفع کشور است. آیتالله آملی لاریجانی هم همین سهم و تلاش را دارند تا رؤسای قوا تعامل خوبی داشته باشند. اما برخی این تلاشها را برنمیتابند و نزدیکی و همگرایی رؤسای قوا را به ضرر خود میدانند. من در روزهای اخیر دیدم تحلیلهای کاملاً غلطی مینوشتند و در آدرسهای غلط میدهند تا بتوانند رفتارهای قدیمی و التهابات سیاسی شان را استمرار دهند. برخی حیاتشان در دعوای سیاسی است.
مجموعه این اتفاقات و مواضع باعث ایجاد نوعی نگرانی شده است که جریان اقلیت مجلس را به کانون تندروی تبدیل کند و از این ناحیه روابط دو قوه تحتالشعاع قرار گیرد. شما به عنوان فردی که ۴ دوره در مجلس بوده و رئیس فراکسیون اکثریت مجلس هستید فکر میکنید این نگرانی بجاست یا فضای مجلس قابل مدیریت است؟
به نظر من جای نگرانی نیست. قاطبه نمایندگان مجلس نهم، نمایندگان دلسوز و دارای فهم مناسب سیاسی هستند. سال اول دولت و مجلس طبیعی است که میتوانست یک مقدار سخت باشد چون دولت جدید است و مشکلات حوزههای انتخابیه هم زیاد بود و براین اساس نمایندگان هم مطالبات زیادی دارند.
فکر میکنم تحلیلهایی که بیرون از بهارستان درباره فضای مجلس انجام میشود خیلی درست نیست. مزاج نمایندگان مجلس، معتدل، انقلابی و دین مدارانه است. هیچ جای نگرانی وجود ندارد. اکثریت مجلس خواهان برقراری روابط خوب با دولت هستند. البته برخی هم دنبال این هستند که نگذارند این روابط شکل بگیرد و میخواهند دولت را عصبانی کنند.
مثلاً در همین هفتههای اخیر نامهای علیه رئیس جمهوری در مجلس توزیع شد که اصلاً قابل دفاع نیست. برداشت برخی دولتیها هم این بود که اکثریت مجلس طرفدار چنین نگاهی است در حالی که این طور نبود. با این حال دولت هم باید به مطالبات نمایندگان توجه داشته باشد. حضور معاونان پارلمانی در مجلس خیلی ضعیف است. هر چند خود آقای انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهوری وقت خوبی میگذارند ولی کار اصلی در دست وزرا است و آنها باید از معاونان پارلمانی گزارش عملکرد بگیرند و آنان را فعالتر کنند. شخص رئیس جمهوری هم تا به حال بخصوص در قالب دیدار با مجامع استانی وقت زیادی گذاشتند ولی اگر دیدارهای نمایندگان با رئیس جمهوری بیشتر شود و سخنان و دغدغههای یکدیگر را بشنوند حتماً تأثیرگذار خواهد بود.
در هفتههای اخیر یک بار دیگر زمزمههای تشکیل حزب از سوی دکتر لاریجانی در برخی رسانهها مطرح شد. گفته میشود شاکله اصلی چنین حزبی، فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت خواهد بود. شما چه اطلاعی از این موضوع دارید؟
فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت که در داخل مجلس شکل گرفته، به عنوان یک تشکل سیاسی همچنان باقی خواهد ماند، این ایده و جمعی که هست ان شاءالله باقی میمانند.
اما در مورد آقای دکتر لاریجانی، ایشان در جبهه اصولگرایی پر اقبالترین فرد است و به او فشار میآورند که جریان معتدل و عقلانی اصولگرایی را تدبیر کند. بخشی از شخصیتهایی که در این حوزه نقش آفرین بودند الان نیستند. آیتالله مهدوی کنی – که خداوند ایشان را شفا بدهد- و الان جامعه محروم از فیضشان است. مرحوم عسگراولادی هم که شخصیت معتدل و انقلابی بودند به رحمت ایزدی رفتهاند. شخصیتی مانند آقای ناطق نوری هم که دوستان به دنبالشان هستند خودشان خیلی رغبت نشان نمیدهند.
لذا در خلأ این بزرگواران کسی که بیشترین نقش را بهتر میتواند ایفا کند و سابقه و وزانت هم داشته باشد شخص آقای دکتر لاریجانی است. به نظر من در داخل کشور شانسی که ما در یکساله گذشته داشتیم و دارد کم رنگ میشود این است که یک برداشت واقعی در اکثریت نخبگان کشور نسبت به شرایط کشور بوجود آمده بود. من از ابتدای دولت یازدهم تذکر دادم که این مهم را دست کم نگیرند که جامعه نخبگی کشور این همه کنار همدیگر قرار گرفته و برای مدیریت کشور یک جریان عقلانی را میطلبد.
همین روند در جبهه اصولگرایی هم هست. اصولگرایی خردگرا و معتدل بیشتر به دنبال محوریت دکتر لاریجانی است تا بتواند سامان خود را حفظ کند. این گرایش نسبت به ایشان وجود دارد و آقای دکتر لاریجانی هم بدنبال پاسخگویی به این گرایش هست. دارند فکر میکنند در چه قالبهایی میتوانند این پاسخگویی را تنظیم کنند.
احتمال این وجود دارد که در این بررسیها به تشکیل حزب برسند؟
غیر ممکن نیست ولی هنوز به یک قالب مشخص نرسیدهاند، این هم میتواند یکی از فکرها باشند.
میتوان پیشبینی کرد که بخشهایی از اصولگرایان مانند جمعیت ایثارگران، رهپویان و جبهه پایداری قطعاً روی خوشی نسبت به ایفای نقش جدید دکتر لاریجانی نشان ندهند.
مشکل ما در جریان اصولگرایی این است که عدهای میخواهند اصولگرایی را به گروگان خود بگیرند و بگویند اصولگرا و ولایتمدار ما هستیم و دیگران اگر موضع ما را تکرار کردند و ما را قبول داشتند اصولگرا هستند. این موضوع در رفتاری که اخیراً کمیسیون فرهنگی در معرفی گزینههای عضو ناظر در هیأت نظارت بر مطبوعات از خود نشان داد دیده میشود که جامعه باید مهندسی شود و دایره حق انتخاب را باید مدیریت کرد تا بتوانیم به نقطهای که خودمان میخواهیم برسیم.
لذا این نوع نگاهها حتماً با اینکه نحلههای جدیدی در جبهه اصولگرایان شکل بگیرد مخالفت میکنند. مگر اینها علاقهمند بودند که فراکسیون رهروان در مجلس نهم شکل بگیرد؟ من در جریان جلسات هماهنگی جبهه اصولگرایی برای فهرست انتخابات مجلس نهم بودم. آن موقع گفتم شما از الان مجلس آینده را برای هیأت رئیسه آن گروگان گرفتهاید.
این یعنی اینکه ما از ابتدا مهندسی میکنیم که چه کسی رئیس مجلس شود و برای رئیس مجلس شدن او چگونه کار شود. به همین دلیل کسانی که در انتخابات مجلس رأی آوردند، اصولگرا بودند ولی به خاطر همان تنگ نظریها در فهرست جبهه متحد قرار نداشتند، آن انحصارگراییها باعث شد اینها در فهرست قرار نگیرند.
الان خیلی از تنازعهایی که با آقای دکتر لاریجانی در مجلس میشود ناشی از همین است که ایشان جای برخیها را در جبهه اصولگرایی تنگ کرده است. لذا برخی تلاش میکنند نشان دهند آقای دکتر لاریجانی اصلاً اصولگرا نیست.
منبع: خانه ملت
رییس فراکسیون رهروان ولایت مجلس خبر داد:
عدهای میخواهند اصولگرایی را به گروگان خود بگیرند
سایت خبری تحلیلی ساعت 24- رئیس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت تاکید کرد: مشکل ما در جریان اصولگرایی این است که عدهای میخواهند اصولگرایی را به گروگان خود بگیرند.
نظرات کاربران