dir="RTL" style="text-align:justify">مهدی عسلی حالا در ایران است و درباره مسایل اقتصادی و نفت مطالعه می‌کند. او در یک میزگرد اقتصاد سیاسی در نورزونامه روزنامه شرق حاضر شده است و در برابر چپ‌گرایی مثل کمال اطهاری و محافظه‌کاری مثل برادران شرکا رییس اسبق سازمان برنامه و بودجه از آموزه‌های اقتصاد کلان و به قول خودش «نظریه اقتصاد کلاسیک» به ارایه راه‌حل درباره عبور از دشواری‌های اقتصاد ایران می‌پردازد. بخش‌هایی از داوری‌های دکتر مهدی عسلی را می‌خوانید:

پسابرجام و اقتصاد ایران

دکتر مهدی عسلی درباره پیامدهای اقتصادی برجام در ایران به ۳ نکته رخداد اشاره می‌کند: اول اینکه ایران پس از برجام توانسته است نفت بیشتری به دنیا صادر کند، رخداد دوم این است که ریسک سرمایه‌گذاری در ایران کاهش یافته است و رخداد سوم این است که هنوز نرخ سرمایه‌گذاری در ایران مثبت نشده است.

این اقتصاددان می‌گوید: کاری که دولت باید انجام دهد این است که هزینه سرمایه‌گذاری را کاهش دهد،‌ اما این کار اتفاق نمی‌افتد و اقتصاد ایران نمی‌تواند شرایط بهینه پیدا کند مگر اینکه افزایش کارایی این نهاد دولت رخ دهد.

رکود و تورم

عسلی در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید: آقای اطهاری از دید تئوری رادیکال اقتصاد، بررسی می‌کنند و من بیشتر از دید نظریه متعارف اقتصاد کلان یا نظریه اقتصاد نئوکلاسیک به موضوع رکود و تورم را نگاه می‌کنم. به نظر من اقتصاد ایران الان از رکود خارج شده است، چون تعریف کلاسیک رکود این است که اقتصاد دو فصل پشت سرهم رشد منفی داشته باشد، اما رشد اقتصادی اندک است.

به گزارش ساعت ۲۴، او می‌گوید: در سال‌های گذشته رابطه قدیمی رشد اقتصادی و اشتغال شکسته شده یا ضعیف شده است و این در بسیاری از کشورها دیده می‌شود. به طور مثال ممکن است رشد ۷ درصدی داشته باشیم ولی نرخ بیکاری کاهش نیابد. بنابراین به نظر من، اقتصاد ایران از رکود خارج شده است ولی این خروج از رکود چون با برخی بخش‌های اشتغال‌زا مثل مسکن ارتباط پیدا نکرده است هنوز نتوانسته است شغل تازه کافی ایجاد کند.

عسلی ادامه می‌دهد: یکی از دستاوردهای دولت یازدهم این است که تورم را مهار کرده است و البته بخشی از کاهش نرخ تورم به کاهش تقاضای کل مربوط است.

سیاست ۳ گانه

این اقتصاددان ایرانی می‌گوید: برای عبور از دوران اقتصاد با رشد اندک باید یک راهبرد ۳ شاخه‌ای اتخاذ کنیم. این ۳ شاخه از استراتژی عبارتند از: «سیاست انقباض پولی با هدف مهار تورم»، دومین سیاست نیز این است که «سیاست انبساط مالی» داشته باشیم تا تقاضای کل به خروج از رکود کمک کند. توصیه می‌وشد در این بخش دولت سرمایه‌گذاری بیشتری در زیرساخت‌ها انجام دهد. سومین کار این است که دولت در جاهایی خرج کند که بالاترین بازدهی در سرمایه‌گذاری را دارد. این ۳ تاکتیک می‌توانند ایران را در عبور از رشدهای پایین کمک کنند.

در ایران به دلیل تحریم‌ها و سقوط قیمت نفت درآمد دولت کاهش یافته است و نمی‌تواند این ۳ کار را با بهره‌وری و سرعت بالا انجام دهد و تقاضای کل با سرعت افزایش نمی‌یابد. برای افزایش سریع تقاضای کل یا باید صادرات افزایش یابد که این نیاز دارد به برداشتن تحمیل‌ها از بازار ارز و دوری کردن از تثبت نرخ ارز و از طرف دیگر این خودش نیاز دارد به اینکه دولت بر نرخ بهره بانکی برای کاهش فشار نیاورد.