تیم حریف اصلاح‌طلبان فاقد توانایی‌های کافی به لحاظ تدارکاتی، پشتیبانی،‌ مهارت در متقاعد کردن نخبگان و فاقد نظم‌اند و تا امروز به لحاظ ذهن عمومی جامعه بازی را واگذار کرده‌اند، اما بازی نیمه دوم احتمالا به وقت اضافه نیاز دارد.در نیمه دوم است که سرنوشت نهایی رقابت آشکار می‌شود و حریف از ضعف‌های دیگری استفاده می‌کند و از همان‌جا فشار می‌آورد. در نیمه دوم رقابت‌هاست که اندیشه و فلسفه تیم‌ها به صورت نهایی خود را نشان می‌دهند و هرچه بازی رو به پایان است فشار بیشتر و بیشتر می‌شود. حریف اصلاح‌طلبان تا اینجای کار نشان داده‌اند که بیشتر از آنکه راهبردی برای توانایی‌های خود نشان دهند می‌خواهند با پاشیدن خاک به چشم شهروندان اجازه ندهند که اصلاح‌طلبان بازی عادی خود را هم انجام دهند. برای نیمه دوم رقابت باید چند کار انجام شود و چند کار از سوی اصلاح‌طلبان انجام نشود. مهم‌ترین کاری که نباید انجام شود این است که نبرد را ساده گرفته و تصور کند به آسانی برنده رقابت خواهد شد. اگر اصلاح‌طلبان به هر دلیل تصور کنند پیروز این رقابت نفس‌گیرند بدون تردید در نیمه دوم بازی گل خواهند خورد. در نیمه دوم بازی نباید عقب کشیده از حمله دست برداشت. باید رقیب را به عقب راند و نقاط ضعف او را با شدیدترین فشارها مواجه کرد. یک نقطه ضعف حریف اصلاح‌طلبان به طور مثال و به طور واضح تردید آنها در تعامل با دنیای مدرن است. اصلاح‌طلبان در مناظره‌ها و در حرف‌ها و در نوشته‌ها باید با صراحت بپرسند که ضداصلاحات می‌خواهد با دنیا چگونه حرف بزند و چگونه می‌خواهد از امکانات جهان برای پیشرفت و آبادانی و رفاه ایران و ایرانیان استفاده کند. نقطه ضعف دیگر جبهه ضداصلاحات بدون تردید موضوع آزادی‌هاست. باید بر این نقطه فشار آورد و از آنها پرسید که چگونه و تا چه اندازه می‌خواهند از آزادی رفتار و گفتار شهروندان حمایت کنند و چه برنامه‌یی برای شبکه‌های اجتماعی دارند و چرا حاضر نیستند آزادی شهروندان را تضمین کنند. باید از جبهه ضداصلاحات پرسید که برای پیشرفت و عمران ایران از کجا می‌خواهند پول بیاورند و آیا قصد دارند که تحریم‌ها برگردد یا این‌که شرایط اقتصاد ایران عادی شود. مبارزات انتخاباتی دو نیمه دارد و آن گروهی برنده می‌شود که جز آنچه در توانایی خود دارد به ترفندهای حریف هم آگاه باشد و نیمه دوم و وقت اضافی را با آمادگی کامل شروع و به پایان برساند.