حتی به اعتقاد من دولت در ابتدای کار باید با ارائه گزارشی به رهبری اعلام میکرد ادامه کار با وضع موجود امکانپذیر نیست و از ایشان میخواستند دستور دهند برخی نهادها، سازمانها و ارگانها از اقتصاد خارج شوند. در جایی که وزیر نفت میگوید «ما سه میلیارد دلار به یکی از نهادها پرداخت کردهایم که در پارسجنوبی برای ما گاز استخراج کند، درحالیکه تاکنون یک ریال سرمایهگذاری انجام نداده و معلوم نیست این پولها به کجا رفته است» دیگر حرفی باقی نمیماند.
از طرفی حضور چنین نهادهایی باعث میشود مثلا بانک به جای اینکه به بخش خصوصی تسهیلات دهد، اولویتش این نهادها باشد، در مقابل بخش خصوصی هم بهدلیل اینکه دسترسی به اعتبارات بانکی ندارد یا سرمایهاش را از کشور خارج میکند یا وارد فعالیتهای نامولد: خریدوفروش زمین، واردات و... میشود که تماما تورمزاست؛ تورمزا به این دلیل که با افزایش قیمت زمین تولیدی انجام نشده و این یعنی پول و سرمایه از جیب عدهای درآمده و به جیب عدهای دیگر میرود. شرایط کنونی یک نعمت برای مملکت است زیرا باید گفت که دولت کنونی تحت فشار زیاد جریانات مخالف است.
در اینجا باید بگویم که تنها دوره موفق اقتصادی در کشور زمان آقای خاتمی بود که یکی از دلایل آن را میتوان اصطلاح دولت سایه عنوان کرد که از مجلس، دولت را رصد میکردند تا ایراد بگیرند و این یکی از رموز موفق آن دولت شد و البته علت دوم، آزادی بحث و گفتوگو در جامعه آن زمان بود که این دو عامل، عواملی مؤثر بودند و گو اینکه عواملی اقتصادی نبودند اما تأثیر مستقیم بر عملکرد اقتصادی دولت آن زمان داشتند. حال آنچه در دولت یازدهم اتفاق افتاد و ویژگی خیلی مثبت آن وجود همین آزادی است که میتوانیم بهراحتی دولت را نقد کنیم.
متأسفانه در دولت گذشته، بسیاری از استادان دانشگاه اخراج شدند و حال این آزادی بیان در دولت کنونی دستاورد بسیار بزرگی بوده که جامعه به آن دست پیدا کرده است. اما مطمئن باشید اگر دولت بعدی، دولت مخالف آقای روحانی باشد قطعا این فضای آزادی بیان بسته خواهد شد و این از عملکرد جریانهای آنها کاملا هویداست. تغییرات ساختاری باید ایجاد شود که نیازمند فرایند درازمدتی است. باید علائم آن نشان داده شود که ازجمله آن اصلاح نظام مالیاتی است؛ البته اقداماتی بسیار ضعیف و محدود انجام شده که باید به شکلی قویتر انجام شود.
نظرات کاربران