دل کندن از سرزمین مادری هر چه بر عمر هر فرد اضافه میشود سختتر است . این احساس است که به انسان فرمان قلبی میدهد برای پیشرفت سرزمین و میهن هر چه نیرو دارد بگذارد .مقوله میهن دوستی از این نظر که به رشد و توسعه یک سرزمین منجر میشود را میتوان در زمره عوامل موثر در توسعه خواهی دانست و یک صفت خاص و پیش برنده است . جدای از اینکه افراط در هر امری مذموم و نکوهش شده است، میهن دوستی نیز اگر به افراط و شوونیسم برسد مایه آزار و اذیت جامعه های بشری میشود . ایرانیان همانند مردان و زنان هر سرزمین دیگر سرزمین و آب و خاک خود را دوست دارند و برای نگهداری ، پیشرفت و سرافرازی آن تلاش میکنند و از جان و دل برای این هدف فعالیت میکنند . حالا در دهه دوم قرن بیست و یکم چه عاملی می تواند به سرافرازی و پیشرفت یک سرزمین و میهن کمک کند؟ بدون چون و چرا باید قبول کنیم که رشد و توسعه اقتصاد ملی یکی ازمهمترین عوامل برای پیشرفت هر سرزمین و کشوری است . رشد اقتصادی به معنای افزایش هر ساله و یا هر دوره ای در تولید ناخالص داخلی است . اگر تولید کالاها و خدمات عرضه شده در یک سال معینی در یک کشور را در قیمت آن کالا ها ضرب کنیم ، تولید ملی به دست میآید . اگر به طور مثال تولید ملی ایران در سال 1395 عدد 100 باشد و سال 1396 با محاسبه و کنار گذاشتن نرخ تورم به عدد 105 برسد ، گفته میشود که رشد تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1396 به 5 درصد رسیده است . هر چه میزان رشد اقتصادی بالاتر باشد . درآمد سرانه بیشترمیشود و اگر این درآمد سرانه به طور مناسب توزیع شود ( که از لوازم توسعه به حساب میآید ) و از فعالیتهای گوناگون به دست آید ، ایران کشوری رشد یابنده و در حال توسعه خواهد شد . برای اینکه رشد و توسعه افزایش یابد یک راه اصلی و بسیار با اهمیت این است که این رشد از مسیر افزایش تولید کالاها و خدمات در ایران حاصل شود . علاوه بر این ، آدمی در ذات و نهادش چیزی که خود خلق میکند را با عشق و علاقه بیشتری در کانون توجه قرار می دهد .به همین دلیل است که آدمی در طول عمر خود سعی میکند کاری ، رخدادی و ساختهای از خود داشته باشد و به آن افتخار کند ." ساخت ایران" یکی از آرزوهای همه کسانی است که این مزو بوم کهن را دوست دارند و به امید پیشرفت آن فعالیت می کنند.
وسعت دید
یکی از گرفتاریهای تاریخی جامعه ایرانی از دیرباز تا امروز با توجه به موضوع موردتوجه این نوشته وسعت ناکافی دید افراد و نهادها و گروههای درگیر است . به این معنی که وقتی موضوع " ساخت ایران " طرح میشود نگاهها بهسرعت بهسوی یک یا چند کالای صنعتی پیش میرود و اینگونه بیان میشود که باید یک کالای ملی تولید شود و نام آن را بهطور مثال " خودروی ملی " ، " موبایل ملی " ، " ماشین لباسشویی ملی "و ... گذاشت . شاید در نگاه اول و در ظاهر داستان ، همین کالاها را نیز بتوان در سطح بالاتر تولید و نام " ساخت ایران " را بر آن نهاد . این کار اما میتواند اگر با محدودیت وسعت نگاه همراه باشد به دردسر منجر شود . اتفاقی که درباره " خودروی ملی " در دهه 1370 رخ داد را میتوان مصداقی از همین مفهوم تلقی کرد . تولید یک خودروی خاص به نام " سمند " و معرفی آن به نام تولید ملی که باید " ساخت ایران " بر آن حک شود متأسفانه تجربه مناسبی نبود و دلیل آن نیز وسعت محدود دید بود . این اتفاق نباید دوباره رخ دهد و شرایط را در جامعه به سمتی سوق دهد که " ساخت ایران " به مفهومی غیرقابل اعتماد تبدیل شود . برای اینکه " ساخت ایران " یک عنوان قابلاحترام نزد افکار عمومی شده و هر کس در هر سطحی از سن و سواد و ثروت و دارایی و تحصیل آن کالا یا خدمت را که " ساخت ایران " بر آن اتلاق میشود را تحسین کند باید فراتر از این رادید. اینیک امر فوقالعاده بسیار با اهمیت است که سهل گیری درباره آن میتواند به لحاظ ذهنی و تاریخی پیامدهای دهشتناکی داشته باشد . آنچه قرار باشد نام " ساخت ایران " بر آن حک شود باید بهاندازه وسعت و عظمت سرزمین ، تاریخ و جغرافی ایران عزیز باشد . آسانگیری دراینباره و دادن آدرس نادرست به افراد و گروههای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی درباره عنوان " ساخت ایران " را باید در کانون توجه عمیق قرارداد و با این مفهوم با احترام در بالاترین سطح برخورد شود .
کالا یا خدمت
برای اینکه " ساخت ایران " مصداق عینی ، قابلاحترام و عمیق نزد ایرانیان ، شهروندان منطقه و شهروندان جهانی پیدا کند باید فقط یک کالای صنعتی باشد یا اینکه میتوان ساخت ایران بر یک خدمت عمومیتر نیز را رشد و توسعه داد و بر آن اتلاق کرد ؟ علاوه بر این میتوان پرسید " ساخت ایران " حتما باید یک کالای صنعتی باشد یا یک کالای کشاورزی نیز میتواند ساخت ایران را نمایندگی کند . در حال حاضر کالاهایی مثل فرش دستباف ایران، پسته ایران ، خاویار ایران در دنیا اشتهار تام و تمام دارند و هر جا گفته شود پسته ایران خریداران ورزیده و آشنا به این محصول با احترام به آن خرید را با رغبت انجام میدهند . شنیده شده است کشورهایی در جهان هستند که فرش تولید خود را با " مارک ایران" عرضه میکنند تا مشتری رغبت کند یا اینکه زعفران ایران را معرفی می کنند تا کالای خود را بفروشند . به نظر می رسد درباره این مسایل باید بحث و گفتوگو شود تا در کار تدوین نکات مورد نیاز برای " ساخت ایران " با چشمهایی باز و ذهن عالی حرکت کنیم .
اعتماد ایرانی
بدون چون وچرا باید قبول کرد امروز ژاپن و آلمان دو کشور محبوب جهان در تولید کالاهای صنعتی هستند و ساخت ژاپن یا ساخت آلمان اعتبار دارند . چه عاملی در این فرایند نقش نخست را ایفا کرده است ؟ به نظر میرسد شهروندان جهان به آلمانی ها و ژاپنی ها در این باره که آنها هرگز کالای تقلبی ، کم کیفیت و نا مرغوب تولید نمیکنند در پویش زمان اعتماد کرده اند . استمرار و پایداری صنعتگران این دو کشور و برخی کشورهای دیگر در تولید کالای با کیفیت ، رقابتی و کالایی که رضایت مشتری را جلب کند اعتماد آفرین بوده و هست . در صورتی که ایرانیان بخواهند " ساخت ایران " در دنیا برند قابل احترام باشد باید در همه مراحل کار و تولید و فعالیت مقوله اعتماد مشتری را در دستور کار قرار دهند . شاید به زبان و نوشتن آسان باشد و صنعتگران بگویند این نخستین کار همه تولید کنندگان است ، اما به نظر میرسد اعتماد سازی فرایند و روندی دشوار ونفس گیر است که نیاز به تمرین سخت ذهن و دل دارد . فردی میتواند اعتماد سازی کندکه حرص ، طمع ، خود پسندی ، زود سود کردن ، دیر آمدن و زود رفتن ، سر رقیب را تراشیدن ، سر فروشنده و خریدار شیره مالیدن را در همه مراحل کار وکسب خود دور بیندازد . این کار نیازبه مراقبت ذهن ودل دارد و جایی میرسد که مقاومت در برابر رفتار های قبیح کشنده میشود . به نظر میرسد مدیران و صاحبان باید کاری کنند وقتی نام کالای ایرانی در هر بازاری به زبان میآید در کنارش " اعتماد " به ذهنها متبادر شود . اگر این موضوع در ذهنها ی ایرانیان نهادینه شود بقیه کارها را میتوان بر پایه تجربه ، دانش و تخصص آموخت . " ساخت ایران " را نباید به هر فردی و هر نهادی و سازمان و بنگاهی به آسانی داد . برخی جایزههایی که از سوی نهادهای کوچک و دهان پر کن در دهههای اخیر راهاندزی شده است را باید درس عبرت قرار داد و" ساخت ایران " را در قد و قواره ایران بزرگ و عزیز شناساند.
دکتر حسین سلاحورزی
"ساخت ایران" در وسعت ایران بزرگ
ساعت 24-دوست داشتن میهن و زادگاه و سرزمین ، اگر چه در ذات و نهاد انسان نیست ، اما با سپری شدن زمان به یکی از ویژگیهای نهادینه شده آدمی تبدیل میشود . آدمیان به میزانی که در سرزمینی زاد و رشد کردهاند به آن آب و خاک احساس تعلق پیدا کرده و آن را جزیی از سرمایه اجتماعی و سیاسی خود میپندارند . میهن و سرزمین آدمی با گذشت زمان یک پدیده ارجمند و عزیز میشود که گاه آدمی جان خود را برای صیانت از آن میدهد .
نظرات کاربران