خبر مرگ غم‌انگیز مریم میرزاخانی، خبر مهم رسانه‌های معتبر جهانی به ویژه به زبان فارسی بود.سیمای دلنشین مریم مهربان با آن ته لبخند عجیب که انگار می‌خواست اندوه و رنج جانکاه خود را پنهان سازد بدون تردید در حافظه و یاد تاریخ این مرز و بوم کهن می‌ماند. امروز ایرانیانی که دوباره او شنیده یا خوانده‌اند، بر جفا و ستم بیماری ویرانگر سرطان نفرین می‌فرستند و می‌گویند کاش مرگ به این زودی سراغ مریم مهربان ایران نمی‌آمد. مریم میرزاخانی، دانشمند جوان ایرانی و نابغه ریاضی جهان بنا به گفته محمدعلی نجفی هرگز یاد ایران و ایرانیان را از ذهن و دل خویش نبرده بود و هماره با همه توانی که سرطان اندک‌اندک از او می‌گرفت، به ایران می‌آمد تا دانش خود را به فرزندان این مرز و بوم یاد دهد. کاش رسانه‌های ایران به ویژه رسانه‌هایی که با پول شهروندان ایرانی اداره می‌شود، سپاس بزرگ ایرانیان را از دانشمند جوان خویش آشکار سازند. کاش هر آن فرد و حزب و گروهی که توانایی دارد و بر سرنوشت جوانان این سرزمین اثرگذار است بداند که ایران پر از مریم‌هایی است که با درجه‌های کم و زیاد از هوش و نبوغ منتظرند گره کارشان گشوده شود و از رنج و اندوه و بی‌حرمتی‌ها و کم‌مهری‌ها رها شوند. ایران امروز مریم‌های پرشماری دارد که با داشتن مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در سرزمین خود از اینکه نمی‌توانند استعدادهای خویش را شکوفا کنند، رنج می‌برند. هزاران مریم ایرانی اکنون در سرزمین‌های دیگر زندگی می‌کنند و دانش خود را در اختیار مردم دیگری جز مردم ایران‌زمین قرار می‌دهند و ذهن و دل‌شان با ایران است. می‌توان و باید راه‌های فروبسته در ایران برای شکوفایی استعدادهای این مرز و بوم را باز کرد تا صدها گل مریم ایرانی در جای‌جای میهن شکوفا شوند. کاش آن افراد و گروه‌هایی که بر سر قدرت سیاسی هر میزان خشونت را روا می‌دارند، می‌دانستند و می‌فهمیدند که قدرت ایران همین مریم‌هایی هستند که شمار قابل اعتنایی از آنها دور از میهن، عمر و جوانی‌شان سپری می‌شود. راه را برای اینکه عطر و بوی هزاران مریم ایرانی در گوشه‌گوشه این کشور کهنسال پراکنده شوند بیش از این سخت و ناهموار نکنیم.مریم درخشان ایرانی زود رفت و اندوه و رنج بزرگی بر ایرانیان تحمیل می‌شود.