دو جناح سیاسی با دیدگاهها و استراتژیهای مختلف در سپهر سیاسی ایران از سالهای گذشته شکل گرفته است.این دو جناح پس از پایان جنگ تحمیلی به شکل برجسته تری در فضای سیاسی کشور نقش بازی کرد و پذیرفته شده است. در این سالها یک جناح سیاسی که در همه سالهای پس از جنگ به جز سالهای 1384 تا 1392 دولت را در اختیار داشته و دارد به اصلاح طلبان اشتهار دارند و جناح دیگر که در همه این سالها بجز مجلس ششم مجلس را در اختیار داشته است به اصولگرایان مشهور شده اند.متاسفانه طی همه این سالها هیچگاه این دو جناح سیاسی به تشکل یا حزبی که اهداف و برنامه های این دو جناح را نمایندگی کنند تبدیل نشدند و تعامل این دو گروه با یکدیگر و در سپهر سیاسی کشور به شکل سنتی ادامه یافت و این روند تا کنون نیز ادامه دارد.
این شرایط در طول زمان موجب شده که دولتهای مختلف وابسته به هرجناح بدون برنامه های مشخص و با افراد و شخصیتهای سیاسی ناهمگون و فاقد تفکر هماهنگ اداره امور دولت را دردست گیرند و این دولتها در اغلب سالها حتی برنامه های مصوب و قانون های بودجه و برنامه های پنج ساله را با دقت و جان و دل اجرا نکردند. این ضعف در فضای سیاسی کشور همچنان پایدار است و این روزها نیز شاهد تاثیر آن هستیم.حسن روحانی رئیس دولت یازدهم یک روحانی بلندپایه حکومتی در ایران است که از شروع استقرار نظام جمهوری اسلامی مقامهای حساس و موثری در بخشهای مهم داشته است اما در میانه دو جناح سیاسی رشد کرد و بالید هرچند که بیشتر اصولگرا شناخته میشد اما هیچگاه وابستگی کامل به این جناح نداشت و این جایگاه در سال 1392 شرایطی فراهم کرد که وی با رای عمومی به ریاست جمهوری رسید. با توجه به اینکه حسن روحانی سابقه طولانی در ساختار حکومت داشت و شناخت دقیقی از عملکرد افراد و گروههای مختلف و شخصیتهای کوچک و بزرگ در سپهر سیاسی کشور داشت توانست در دور نخست سکان دولت را به گونه ای هدایت کند که تلاطم دو جناح روند اهداف این دولت را که نخستین هدفش کاهش فشارهای بین المللی بر کشور و توقف قطعنامه های موثر سازمان ملل در تحریم کشور بود را متوقف کند که حاصل آن اجرایی شدن برجام بود هر چند که برخی از مخالفان این دستاورد را بیفایده قلمداد میکنند.
آنهایی که داستان منازعه دولت یازدهم و طیف های متعدد منتقد را دنبال میکردند در اوج نبردهای سیاسی داخلی نسبت به اینکه روحانی دوباره رای بیاورد، تردید پیدا کرده بودند. آتش نبردی که تهیه شده بود پر از هیزم تضعیف دولت بود که هر لحظه شعله های آن بالا میکشید، اما حسن روحانی توانست به هر ترتیبی که بود از شعله های آتش بیرون بیاید. دولت دوازدهم از دل آتش بیرون آمد اما پس از انتخابات و در هنگامه رای گیری آن مجلس قبلی جایش را به مهربانی مجلس حاضر داد. مجلس تحت ریاست علی لاریجانی آب به آتش نبردها ریخت و در یک مصالحه فراموشناشدنی جز یک نفر بقیه وزیران معرفی شده حسن روحانی را پذیرفت و با دادن رای اعتماد به آنها، کاری کرد که سوزش زخم نیروهای طیفهای دیگر اصولگرایان احساس نشود.مهربانی و ملاطفت مجلس قانونگذاری در پذیرش و دادن رای اعتماد به دولت دوازدهم شاید در ذهن علاقمندان جای نگیرد و معلوم نشود که لاریجانی و روحانی در کدام پیوند نانوشته به این نتیجه رسیدند که میتوان به جای تضاد و ناسازگاری راه مدارا و بردباری و آشتی را انتخاب کرد.
دولت دوازدهم که حالا چندهفت های است کارش را آغاز کرده است باید خود را خوشبخت بداند که مجلس همراهی در کنارش است و البته سایر نهادهای قدرت نیز پذیرفته اند که دستکم تا هنگامه بعدی آتش بس داده و از ریختن هیزم تازه به آتش خاکستر شده اجتناب کنند. این وضع تازه برای دولت دوازدهم مسوولیتهای تازه و تعهدات جدید و انتظارات بیشتری را دامن میزند. بیشک اکنون افکار عمومی میگویند حالا که مجلس همراه است و در برابر لایحه های دولت ایستادگی نمیکند باید زودتر دست به کار شده و ضمن مقرراتزدایی و حذف قانونهای بازدارنده، با وضع برخی قانونهای موثر کار را به جایی برساند که رونق اقتصادی پدیدار شود و احساس رضایت پدیدار شود. با توجه به اینکه بیکاری بحران فراگیری شده، اولویت نخست دولت جذب سرمایه های داخلی و خارجی است. رفع موانع سرمایه گذاری گام بلند و اساسی است که دولت دوازدهم باید بردارد.
نظرات کاربران